سبک های عمده رهبری

سبک های عمده رهبری

عامل های عمده ای که سبک رهبری را تحت تاثیر قرار می دهد شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود کارکنان است. اگر مدیر کارکنان را افرادی بداند که تحت هدایت او کار می کنند سبک او محافظه کار است. اگر مدیر خود را همکاری نسبت به کارکنان بداند که مسولیت های معین بیشتری و وظایف متفاوتی دارد سبکش را لیبرال(مشارکتی) گویند. بیشتر مدیران دارای سبکی هستند که با ویژگی های خودشان انطباق دارد یا برایشان سهل تر است و تنها معدودی از مدیران می توانند سبک خود را با شرایط و افراد گوناگون منطبق سازند تمامی صاحب نظران مدیریت حتی طرفداران سبک لیبرال، اذعان دارند سبکی که در گذشته و حال در جهان غلبه داشته محافظه کار بوده است گو اینکه طرفداران سبک لیبرال پیش بینی می کنند که در آینده سبک لیبرال غلبه خواهد کرد.

گذشته از دو سبک عمده بالا سبک میانه ای نیز هست، سبکی که آمیزه ای از هر دو سبک است.در سبک میانه،مدیر نسبت به بعضی جنبه های مدیریت محافظه کار و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال است (سیدجوادین،1386).

بهرحال انواع مختلف سبک های رهبری در حال تغییر و تکامل است. ولی غنوی(1384) پنج نوع سبک رهبری را که تا حدی شناخته شده و مشخص می باشد به شرح زیل بیان می دارد:

1) رهبر اقتدارگرا:  قدرت خود را از منابعی مثل مقام،دانش، زور، یا توانایی تشویق و تنبیه می گیرد و این قدرت را به عنوان یک اصل یا یک روش برای انجام امور، بکار می برد او واقعا اقتدارگر است آنچه را که می خواهد می داند و چگونه کار هر کس را مشخص نماید، تقاضای او اطاعت بی چون و چرای پیروان می باشد اقتدار او از یک حالت خشن تا یک حالت پدرانه برحسب اینکه چقدر روی انگیزش، تهدید و تنبیه در حالت خشونت و یا تشویق در حالت پدرانه عمل نماید تغییر می کند، اقتدارگرا در صورتی که خشن باشد تقاضای او باید مورد قبول قرار گیرد به این عنوان که راه دیگری جز پذیرش نظر او وجود ندارد و در صورتی که پدرانه باشد نظر او به این عنوان که پدر بهتر از دیگران مصلحت را می داند باید مورد پذیرش واقع شود اقتدار گرا به سایرین یا اصلا آزادی نمی دهد و یا خیلی کم آزادی می دهد.

2) رهبر بروکراتیک: رهبر بروکرات مثل رهبر اقتدارگرا به مردم می گوید که چه بکنند و چگونه نکنند اما پایه همه دستورات او انحصار سیاست ها، روش ها و دستورالعمل های سازمان است برای مردم بروکرات این مقررات مطلق می باشند او دقیقاً از روی وظایف عمل می کند و هیچ استثنائی را نمی پذیرد. او به دستورالعمل ها عمل می کند و کار او به عنوان یک مدیر بیشتر شبیه قاضی می باشد که هیچ استثنائی را از قوانین حتی در مورد مسائل فنی قبول نمی کند. رهبر بروکرات مانند رهبر اقتدارگرا به افراد خیلی کم آزادی می دهد یا اصلاً نمی دهد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مراحل رشد روانی جنسی شخصیت

3) رهبر دیپلماتیک: یک دیپلماتیک هنرپیشه ای است که مثل یک فروشنده، با استفاده از هنر خود برای متقاعد کردن افراد زندگی می کند، اگرچه او عیناً قدرت رهبر اقتدارگرا را دارد اما ترجیح می دهد تا جایی که ممکن است با متقاعد کردن از طریق برانگیختن افراد عمل نماید. او در صورت لزوم می تواند به سبک اقتدارگرایانه بازگردد، اما ترجیح می دهد که از آن احتزاز جوید. بعضی ها این سبک را «سبک فروش» می نامند که در آن تاکتیک های متقاعد کردن مختلف و وسیعی را از توزیع ساده دلایل گرفته تا مقیاس کاملی از مناظره با افراد شامل می شود و معمولاً هدف های سازمان را به نیازها و خواسته های شخصی افراد ارتباط می دهد.

4) رهبر مشارکتی: رهبر مشارکتی به صورت باز مردم را به شرکت در تصمیم گیری ها، سیاستگذاری ها و تعیین روش های اجرایی برای زمینه های محدود و یا گسترده دعوت می نماید. او یک رهبر دموکراتیک و یا یک رهبر مشاوره ای است. رهبر دموکراتیک به گروه می پیوندد و از قبل مشخص می کند که او سر تصمیم جمع، خواه از طریق توافق به دست آید و یا از طریق رأی اکثریت ایستاده است. رهبر مشاوره ای با افراد خود مشاوره و مشورت می کند و آن ها را به شرکت مؤثر، بحث مناظره، به نفع یا علیه یک موضوع، و ارائه پیشنهادات گروهی دعوت می نماید، اما این موضوع را روشن می سازد که خود او به تنهایی باید به حساب بیاید و حتی تصمیم گیری نهایی را برای خود محفوظ نگه می دارد. در هر دو سبک رهبری مشارکتی به افراد تا درجه زیادی نظیر (رهبری رها کرده) آزادی عمل داده شده است.

5) رهبر رها کرده (رهبر لجام گسیخته): رهبر رها کرده آن را به اسبی تشبیه کرده اند که دهانه اش باز شده است. به مفهوم کنار گذاردن هر نوع کنترل نیست، او برای پیروان خود یک هدف را مشخص می کند و عوامل مشخص آن مثل سیاست ها، زمان انجام و بودجه آن را نیز تعیین می نماید و سپس آن ها را بدون هدایت و کنترل بیشتر رها می سازد مگر اینکه خود پیروان تقاضای کنترل کنند. (حاجی پور، 1389)