رفتار پرخاشگرانه

دانلود پایان نامه

رفتار برابر با قضیه موفقیت، سه مرحله دارد: نخست؛ کنش یک شخص، دوم؛ نتیجه همراه با پاداش، و سرانجام؛ تکرار کنش نخستین یا کنشی که دست‌کم از برخی جهات با کنش اولی مشابه باشد.
2. قضیه انگیزه: اگر در گذشته وجود یک انگیزه خاص یا یک مجموعه از انگیزه‌ها، فرصتی بوده که در آن، عمل شخص به پاداش منجر شده، هر قدر وضعیت جدید شبیه گذشته باشد احتمال این که فرد به انجام عمل یا اعمال شبیه به آن دست بزند بیشتر است. متغیر اصلی در قضیه انگیزه، درجه مشابهت میان انگیزه‌‌های حال و انگیزه‌‌هایی است که عمل را در گذشته پاداش داده است.
3. قضیه ارزش: هر اندازه نتیجه عمل یک شخص برای او با ارزش‌تر باشد، به‌همان اندازه علاقه وی نسبت به تدارک انجام آن عمل بیشتر می‌شود؛ تغییر ارزش ممکن است مثبت باشد یا منفی، نتایج اعمال شخص را که برای او نتیجه مثبت دارند. پاداش، و نتایج اعمالی را که منفی هستند تنبیه می‌نامند.
این قضیه بیانگر آن است که افزایش در ارزش مثبت یا پاداش، این احتمال را افزایش می‌دهد که شخص یک عمل خاص را انجام دهد. بنابراین افزایش در ارزش منفی احتمال انجام آن عمل را کاهش می‌دهد.
4. قضیه محرومیت و اشباع: هر اندازه فرد در گذشته نزدیک، نوع خاصی از پاداش را بیشتر دریافت کرده باشد، به‌همان اندازه واحد‌های بعدی آن پاداش برای وی ارزش کمتری دربر خواهد داشت.
در اینجا، هومنز دو مفهوم اساسی دیگر را مطرح می‌کند که عبارت‌اند از: خسارت و سود. خسارت در هر رفتاری با پادش‌‌هایی مشخص می‌شود که یک کنشگر در فواصل معین یک کنش از دست می‌دهد. سود در تبادل اجتماعی، با تعداد بیشتر دریافت پاداش در مقایسه با میزان خسارت، مشخص می‌شود. این دو مفهوم باعث شد که هومنز قضیه محرومیت را به این شکل که هرچه یک شخص در نتیجه یک عمل سود بیشتری کسب کرده باشد، احتمال بیشتری می‌رود که آن عمل را دوباره انجام دهد طرح کند.
5. قضیه پرخاشگری و تایید؛ هرگاه یک شخص از کنش خود پاداشی را که انتظار دارد به‌دست نیاورد و یا تنبیهی را دریافت دارد که انتظارش را ندارد، خشمگین خواهد شد و در چنین موقعیتی احتمال بیشتری دارد که از خود رفتار پرخاشگرانه‌ای نشان دهد. و هرگاه شخصی پاداش مورد انتظارش را به‌دست بیاورد، به‌ویژه اگر پاداش بیش از حد چشم‌داشتش باشد، یا با تنبیه مورد انتظارش روبرو نشود، احساس خرسندی خواهد کرد، در این صورت، احتمال بیشتری می‌رود که آن شخص رفتار تایید امیزی از خود نشان دهد و نتایج رفتارش نیز برایش ارزشمندتر می‌شود.
استروس بر این عقیده است که اساسی‌ترین قاعده حیات اجتماعی تبادل است. حتی انگاه که روسو از قرارداد اجتماعی و یا میثاق اجتماعی سخن می‌راند، باز اندیشه‌اش در معنای وسیع تبادل جای می‌گیرد. بدین معنی که انسان‌ها در برابر جامعه و همچنین در برابر یکدیگر به نوعی داد و ستد دست می‌زنند. لیک این داد و ستد همواره بر مبنای مادی و کالایی نسبت و از همین روست که نظریه انسان اقتصادی که اقتصاددانانی چون اسمیت، دیوید ریکاردو و جان استوارت میل عنوان کرده‌اند، محدود یا مفهومی‌ نارسا در تبیین گوناگونی رفتار و مبادلاتی است که انسان‌ها در طول حیات خویش بدان دست می‌زنند.
اساسی‌ترین فرض نظریه مبادله این است که افراد رفتار‌هایی را که در قبال انجام‌شان، پاداش می‌گیرند، تکرار می‌کنند و از رفتار‌هایی که قبلا هزینه زیادی برای آنان دربر داشته است پرهیز می‌کنند. در این نظریه، رفتار اجتماعی عبارت است از مبادله یا عملی محسوس یا نامحسوس، توام با میزانی از پاداش یا هزینه، که دست‌کم بین دو فرد رخ می‌دهد. (دیلینی، 1388)
در نظریه مبادله روابط اجتماعی، به ویژه روابط نزدیک، همانند مبادلات تجاری برحسب مفاهیم سود و زیان و هزینه و پاداش و مانند آن تبیین می‌شود. در مبادله، هر یک از دو طرف در پی کسب سود بیشتر با هزینه کمتر است؛ در روابط شخصی مانند روابط خانوادگی نیز این می‌تواند هر یک از این نظریه‌ها برقرار باشد. در مبادله کالا‌ها هریک از دو طرف در پی کسب سود بیشتر با هزینه کمتر است. در روابط شخصی مانند روابط زن و شوهر نیز وضع از این قرار است. به محض آن‌که سود از هزینه بیشتر شود، شخص در روابط خود با دیگران احساس خشنودی و آرامش می‌کند؛ اما اگر سود از هزینه کمتر شود، مبادله زیان‌اور خواهد بود و باعث ناخشنودی و احتمالا به هم خوردن رابطه می‌گردد. در روابط نزدیک، افراد انواع گوناگون پاداش‌ها را با یکدیگر مبادله می‌کنند: محبت، حمایت عاطفی، ارضای جنسی، دارایی، موقعیت اجتماعی، جذابیت فیزیکی و غیره. (بدار و دیگران، 1380)
انسان به عنوان موجود اقتصادی، در هر برهه از اعمال خود به محاسبه سود و زیان خود اقدام می‌کند. بنابراین گذشت، ایثار و تفویض ثروت بدون انتظار دریافت ثروت بیشتر، از جانب انسان‌های در چرخه مبادله، قابل تصور نیست. پس انگیزه جنبه فردی و خصوصی دارد هرچند که ممکن است فرهنگ نیز در آن سهم داشته باشد.
توصیف نظریه مبادله از مساله فداکاری هم این است که این نوع فعالیت‌ها رضایت خاطر عاطفی و معنوی برای فرد در بر دارد هرچند که از نظر مادی ممکن است زیانی همراه آن باشد. آن‌ها مدعی‌اند که پاداش‌های عاطفی خسارت‌های مالی را جبران می‌کند.
مفاهیم اساسی دیگری که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته‌اند، عبارتند از: ارزش مناسبات جایگزین و میزان سرمایه‌گذاری شخص در روابط جاری. صاحب نظران مکتب مبادله با استفاده از این مفاهیم توضیح می‌دهند که چرا روابط زناشویی مساله‌دار همیشه انحلال نمی‌یابند، بلکه ممکن است استمرار پیدا کنند. به گفته آنان ممکن است همسری به دلیل آن‌که پاداش‌های دریافتی او بسیار کمتر از هزینه‌‌هایش هستند، احساس خشنودی اندکی داشته باشد، اما به دلیل آن‌که ارزش روابط جایگزین نیز در نظرش پایین است (مثلا فرصت مناسبی برای ازدواج مجدد ندارد) یا به دلیل آن‌که در روابط جاری اش سرمایه گذاری فراوان کرده است (مثلا چندین فرزند را پرورش داده است)، به رابطه زناشویی ادامه دهد.
2-27. نظریه انصاف
نظریه انصاف را می‌توان شکل پیشرفته تر نظریه مبادله تلقی کرد. مساله اصلی نظریه انصاف آن است که مردم چگونه در باب عادلانه یا ناعادلانه بودن رفتار دیگران با آن‌ها تصمیم گرفته، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند؟ در نگاه اول، افراد می‌کوشند سود خود را به حداکثر برسانند، اما با نگاه دقیق تر می‌توان دریافت که گروه‌ها نوعا خواهان حفظ ثبات روابط اجتماعی با توسعه‌ی سیستم‌های انصاف و عدالت برای اعضای خود و تشویق اعضایی هستند که دیگران را به رعایت آن ترغیب می‌کنند. هنگامی‌که افراد می‌بینند به طور غیر عادلانه‌ای مورد تهدید قرار گرفته‌اند، احساس اضطرار کرده و می‌کوشند انصاف و عدالت را بار دیگر برقرار کنند. (ازکمپ، 1370)
یکی از مفروضات اساسی نظریّه انصاف آن است که افراد، عدالت را در قالب برابری درک می‌کنند؛ بنابراین، یک فرد زمانی رابطه‌اش را عادلانه ارزیابی می‌کند که معادله زیر را برقرار نماید:
اگر شخص در مقایسه با طرف مقابل، مشارکت بیشتر و استفاده کمتری داشته باشد، احساس خواهد کرد که مورد استثمار واقع شده و در نتیجه، خشمناک خواهد شد. طرف مقابل نیز گاه ممکن است از بابت اینکه عامل استثمار دیگری بوده، احساس گناه کند. البته همواره چنین نیست، زیرا هرچند افراد در مورد تعریف عدالت به برابری و تساوی ممکن است توافق داشته باشند، چه بسا در مورد برابر بودن یا نبودن رابطه خود موافق یکدیگر نباشند. این امر می‌تواند از تفاوت پیشینه‌های فرهنگی افراد که انتظارات متفاوتی را در آن‌ها به وجود می‌اورد، ناشی شود و در نتیجه، ارزیابی آن‌ها از برابری یا نابرابری رابطه را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهد.
الشتین ادعا می‌کند که آن بدرفتاری و بی‌توجهی که در خانواده وجود دارد، نتیجه ناکامی‌ها و بی‌رحمی‌حاصل از «روابط مبادله و ارزش‌های بازار» است که به ضعیف‌ترین اعضای خانواده‌ها تحمیل می‌شود. پیوند‌های عاطفی خانواده شکننده و آسیب پذیرند، اما همین پیوند‌ها دیدگاه‌ها و ارزش‌هایی را زنده نگه می‌دارند که اعضا را به سوی عزت نفس واقعی، صداقت و وفاداری ذاتی و حمایت جمعی رهنمون می‌شوند.
نزد الشتین، مثل زارتسکی ولش، خانواده نهادی است که بیش از هر نهاد دیگری، ظرفیت این را دارد که افراد را به طرقی غیر از آن‌چه که بازار تعریف می‌کند، به هم پیوند دهد.
2-28. دیدگاه اسلام
از دیدگاه اسلام، مفهوم خانواده مستلزم مفهوم ازدواج بوده، لذا قیود، شرایط و پیش شرط‌های تربیتی اخذ شده در ازدواج بطور غیرمستقیم مفهوم خانواده را تهدید می‌کند، هرچند عکس این مطلب کلیت نداشته و نمی‌توان ازدواج را مستلزم تشکیل خانواده دانست.
2-28-1. انواع زوجیت‌های برشمرده درقرآن
برخی از انواع ازدواج که در آیات قرآن به آن‌ها اشاره شده است عبارتند از:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   محدودیت ها و مشکلات