رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه درباره باورهای فراشناختی

تکراری تعریف کرد که به شکل نگران اندیشی یا اندیشناکی، توجه معطوف به تهدید و رفتار های مقابله ای ناکارآمد بروز می کنند. چنین شکل هایی از سبک فکری تکراری، آتش بیار معرکه می شوند(برای مثال، سرکوبی افکار، اجتناب، سوء مصرف مواد). این سندرم پیامد هایی دارد که منجر به تداوم هیجان های منفی و تقویت افکار منفی می شود.معمولا سندرم شناختی – توجهی، سبب ماندگاری احساس تهدید در افراد می شود.
یک نمونه از اثرات این سندرم را می توان در شکل گیری اختلال هراس مشاهده کرد. بروز خود به خود حملات هراس ، کاملا متداول است و برای بسیاری از افراد در دوره هایی از زندگی شان پیش می آید. با این حال نگرانی در مودر حملات بعدی (به عنوان بخشی از سندرم شناختی – توجهی) باعث تداوم اضطراب می شود و باز بینی احساس های بدنی(به عنوان بخشی از سندرم شناختی – توجهی) شریط را برای راهاندازی حملات بعدی افزایش می دهد. بنابراین افرادی که مستعد فعالسازی این الگوهای شناختی- توجهی هستند، به احتمال بیشتر تداوم برانگیختگی اضطرابگونه را نشان می دهند و حملات هراس مکرر دست از سر آنها بر نمی دارد. چنینی الگوهایی این باور را در فرد تقویت می کند که پیامد های اضطراب کنترل ناپذیر و خطرناک هستند.
آبشخور سندرم شناختی- توجهی دانش و باور هاست، اما این دانش و باورها ماهیتی فراشناختی دارد و ربطی به حوزه شناختی متداول(باورهای افراد درباره خود و جهان) ندارد. دو نوع باور از اهمیت خاصی برخوردارند: 1) باورهای مثبت درباره نیاز به انجام جنبه هایی از سندرم شناختی – توجهی (برای مثال اگر درباره علائم بیماری خود نگران باشم، هیچ چیز مهمی را نادیده نخواهم گرفت)و 2) باورهای منفی درباره کنترل ناپذیری، خطرپذیری یا اهمیت تفکار و احساسات(برای مثال “هیچ گونه کنترلی بر ذهن خود ندارم”، “اضطراب مرا دیوانه می کند”).
محتوای اصول بنیادین رویکرد فراشناختی عبارتند از:
هیجان های اضطراب و غم، نشانه های درونی بنیادین هستند که بیانگر ناهمخوانی در فرایند خود تنظیمی و عوامل تهدید کننده بهزیستی فرد هستند.
چنین هیجان هایی معمولا کوتاه مدت هستند، به این دلیل که شخص دست به دامن راهبردهای مقابله ای برای کاهش تهدید یا کنترل شناخت، می شوند.
اختلال روانشناختی ناشی از تداوم پاسخ های هیجانی است.
پاسخ های هیجانی به دلیل سبک و راهبردهای فکری افراد تداوم می یابند.
این سبک های دردسر ساز که درهمه اختلالات هیجانی دیده می شود، سندرم شناختی – توجهی(CAS) نامیده می شوند که از نگرانی، اندیشناکی، تهدید یابی، راهبردهای ناکارآمد کنترل فکر و اشکال دیگری از رفتار(مثل اجتناب) تشکیل می شوند. این سبک های ناکارامد مانع یادگیری ناسازگارانه می شوند.
سندرم شناختی- توجهی در اثر باورهای فراشناختی معیوب به وجود می آیند و حالت های احساسی و فکری کنترل و تفسیر می کنند.
سندرم شناختی – توجهی از طریق چندین مکانیسم کاملا مشخص باعث تداوم و تشدید تجارب هیجانی منفی می شود.
شکل 2-1. مدل عملکرد اجرایی خود تنظیمی(S-REF) اختلال روانشناختی به همراه فراشناخت وارهها(ولز و ماتیوز،1994)
ب) مدل فراشناختی اختلال وسواس فکری- عملی
در اینجا به بررسی این نکته می پردازیم که چگونه جنبه های مختلف سندرم شناختی- توجهی و باورهای فراشناختی در مدل فراشناختی اختلال وسواس جریان می یابند که اساس فورمول بندی مشکل بیمار و درمان را پی ریزی می کند.مدل فراشناختی (ولز، 1997) در شکل 2-2 نشان داده شده است.
شکل 2-2. مدل فراشناختی اختلال وسواس فکری – عملی (ولز، 1997)
شکل 2-2. مدل فراشناختی اختلال وسواس فکری – عملی (ولز، 1997)
ارزیابی افکار مزاحم
باورهایی مربوط به آیینمندیها

هیجان
پاسخ رفتاری
فعال شدن فراباورها
برانگیزاننده
هیجان
پاسخ رفتاری
فعال شدن فراباورها
برانگیزاننده

در این مدل فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری –عملی در پاسخ به عامل برانگیزاننده دچار پریشانی می شود. عامل برانگیزاننده معمولا یک فکر، احساس، یا تکانه است. افمار معمولا شامل شک و تردید یا سؤال(“آیا به کسی آسیب زده ام”) و تصاویر مزاحم(“تصویری از یک رفتارجنسی ناخواسته”) است. احساساست شامل هیجانات و حالت های عادی تنش یا علایم مربوط به تنش است.تکانه ها نیز میل ناخواسته و ناگهانی به انجام کاری ناخوشایند است مثل کوبیدنبه ماشینی که با سرعت بالا در حرکت است. این افکار مزاحم به طور طبیعی اتفاقی می افتد. در واقع اغلب افراد افکاری شبیه افکار وسواسی را گزارش می کنند(راچمن و دی سیلوا، 1978).
شناخت واره ها مزاحم باعث فعال شدن باورهای فراشناختی فرد درباره اهمیت و معنای این شناخت وارهها می شوند. این باورهای فراشناختی در اختلال وسواس فکری- عملی باعث درد سر می شوند، زیرا موجب اهمیت افراطی و منفی شناخت واره ها می شوند. این باورها اکثرا مربوط به حوزه همجوشی می باشند که بر اساس ان بیمار وسواسی معتقد است که تجربه های درونی خاص (افکار یا تصاویر مزاحم)، رابطه مستقیم و قدرتمندی با دنیای واقعی و بیرونی دارند.
باورهای فراشناختی اختلال وسواس فکری – عملی به طور اختصاصی شامل همجوشی فکر واقعه، همجوشی فکر و عمل و همجوشی فکر- شیء می شود.
فعال شدن باورهای فراشناختی ناکارآمد باعث می شود که فرد فراشناخت واره های مزاحم را تحت عنوان نشانها های خطر ارزیابی منفی کند. ارزیابی منفی فراشناخت واره های مزاحم به نوبهی خود منجر به بروز هیجان های منفی شدیدی می شوند که غالبا به شکل اضطراب است. هرچند سایر هیجان ها مثل احساس گناه و خشم و نیز ممکن است به وجود آیند.
تغییر هیجانی فرد،برانگیختگی را افزایش می دهدو احتمال حضور افکار و احساسات مزاحم به جریان هشیاری را افزایش می دهد. شدت و ماهیت پاسخ هیجانی فرد متأثر از باورهای او درباره ایین مندی ها و سودمندی آنها در کاهش اضطراب است.
وقتی شناخت واره های مزاحم، ارزیابی منفی می شوند، باورهای فرد در مورد آیین مندی ها فعال می شوند و فرد مشغول انجام رفتار های آیین مند و خنثی ساز می شود تا خطر تهدید را کاهش دهد.
باورها درباره آیین مندی ها شامل قواعد مربوط به شیوه های کنترل فکر، شیوه های کنترل احساس و شیوههای کنترل رفتار می شود. در هریک از این موارد آیین مندی ها باید طبق قواعد و ملاکهای درونی خاص و علایم توقف انجام شوند، لذا باورهای فرد دباره آیینمندیها منجر به پیدایش برنامه فراشناختی می شود که اعمال و رفتار او را نظم می بخشد و موفقیت یا شکست او را ارزیابی می کند.
مشکل چنین قواعدی اینست که استانداردهای واقع بینانه و مفیدی را برای قضاوت پیرامون وجود تهدید بدست نمی دهند و دستیابی به آنها سخت و از نظر ذهنی پر هزینه است. به علاوه آنها این فرصا را از بیمار دریغ می دارند که بتوانند به راحتی جریان این افکار را به عنوان واقعه ای در ذهن خود تجربه کنند. در نتیجه ادراک تهدید و هیجان منفی ادامه می یابد. قاعدع فراشناختی مطمئن تر باش جهت هدایت پاسخ های رفتای، فوق العاده آسیبزا است، زیرا باعث می شود که آییینمندیهای آشکار و پنهان گسترش یابند.
فعال شدن باورها یا قواعد درباره آیینمندیها منجر به افزایش رفتارهای آشکار و نهان می شود. کارکرد این رفتار ها، کاهش تهدید، شامل کاهش پریشانی، و کنترل احساسات خاصی است. رفتار های آشکار شامل وارسی کردن، نظم و ترتیب، تکرار اعمال، شستشو، لمس اشیاء، پیروی از یک زنجیره مشخص کارها، اجتناب و کندی هستند.رفتار های پنهان شامل زمزه عبارات یا کلمات، شمارش، تمرکز، داشتن تصاویر خنثی یا ایمن و تلاش برای سرکوب یا بیرون کردن افکار خاص از جریان هشیاری است. مشکل عمده چنین رفتارهایی اینست که برخی از رفتارهای نتسجه عکس می دهند و باعث افزایش آگاهی و ناخشنودی از وجود افکار ناخواسته می شوند. بنابراین بازبینی فراوانی افکار ناخواسته را افزایش می دهد.
مشکل دیگر استفاده از چنین رفتارهایی این است که آنها مانع می شوند تا فرد به باورهای خود دربارهشناخت واره های مزاحم پی ببرد(یعنی انواع باورهای مرتبط با همجوشی) و متوجه شود که باورهای او درباره ضرورت انجام آیینمندیها، نادرست یا غیرضروری هستند. به عنوان مثال مجسم کردن تصاویر مثبت در پاسخ به یک فکر مزاحم منفی مانع از این می شود که فرد بفهمد تصویر منفی قدرت آن را ندارد که نتایج منفی به دنبال داشته باشد. وقتی فرد دست به چنین کاری می زند، عدم وقوع حووادث ترس آور به جای این که به این واقعیت نسبت دهد که باور او درباره اهمیت شناختوارههای مزاحم غلط است، آنها را به استفاده از پاسخ های مقابلهای پنهانی خود اسناد می دهد.
مشکل دیگر استفاده از پاسخ های مقابله ای این است که فرد خطر ایجاد رابطه بین شناخت واره مزاحم و موقعیت را به جان می خرد. برای مثال اگر فردی در پاسخ به این فکر که آلوده شدم، شروع به شستشو کند،باعث ی شود محیطی که دران به شستشو مشغول است، متعاقبا افکار مزاحم درباره آلودگی را به خاطرش بیاورد.
نهایتا مشکل اصلی با خنثی کردن اینست که فرد مکررا به گونه ای رفتار می کند که افکار، مهم و معنی دار هستند و در نتیجه مدل عینی پردازش را تقویت می کند و انعطاف پذیری در آگاهی تجربی را تضعیف می کند و از سوی دیگر، مدل فراشناختی پردازش فرد و آگاهی او از شناختوارههایش به طور روزافزوین محدود می شود(ولز، 2009).
ج)کارکردهای فراشناختی درگیر در اختلال وسواس فکری – عمل

 

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق درباره یادگیری اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کارکرد های فراشناختی در اختلال وسواس به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفته اند. بیماران وسواس با باورهای منفی مشخص در باره نگرانی(که با شدت وسواس های فکری در ارتباط است) و نیاز به کنترل افکار بالا مشخص می شوند. سولم نیاز به کنترل افکار را به عنوان عنصر اصلی و بحرانی می داند که نشانه های وسواس فکری عملی را فعال می کند و بعد ازآن یک هدف درمانی بالقوه را برای کاهش نشانه ها در نظر می گیرد. جنبه دیگر فراشناخت مرتبط با وسواس اطمینان شناختی است. هرمان و همکاران و همچنین ولز و پاپاجورجیا هر دو نشان دادندکه بیماران وسواس یک عدم اطمینانی به کارکرد های شناختی(حافظه، توجه، تمرکز) خود دارند،که در عدم اطمینان(بدگمانی) به ادراک های خود، تقویت تردیدها، و متعاقبا ارزیابی منفی در مورد کارایی حافظه و تمرکز خود نقش دارد. بنابراین ممکن است این مکانیزم ها رفتار های اجباری چک کردن را تقویت کند(افزایش دهد)(کوچی، 2012).
د) تاثیر بدکارکردی فراشناخت ها
موریتز و همکاران نشان دادند که نیاز به کنترل افکار و باورهای منفی درباره نگرانی با شدت وسواس های فکری مرتبط است. ممکن است ارتباط بین باورهای فراشناختی نا کارآمد اول(نیاز به کنترل افکار) و جود وسواس های فکری توسط سرکوب فکر(یک راهبرد برای کاهش پدیده افکار ناخواسته یعنی تلاش برای کنترل افکار خطرناک) تببین شود که نشانه ها را بیشتر می کند. فراشناخت های ناکارآمد ممکن است پیش نیاز اصلی برای پدیدایی این پدیده و عوامل نگهدارنده این اختلال را نشان دهد. اکسنر و همکاران نشان دادند که بیماران وسواسی علیرغم تمرکز بر محتوای افکارشان تمایل فزاینده ای برای تمرکز روی فرایندهای ذهنی خودشان دارند. به نظر می رسد این ویژگی روانشناختی که خودآگاهی شناختی نامیده می شود بر این بیماران اثر می گذارد و آنها را نسب به وسواس های فکری آسیب پذیر تر می کند زیرا افکار ناخواسته را برجسته تر می کند و در تخریت عملرد وظایف(آزمایه های) شناختی فعال مانند حل مسئله یا حافظه دوره ای نقش دارد. در واقع گروه کاری شناخت وسواس فکری عملی بر اهمیت افکار و نیاز به کنترل افکار به عنوان یک بعد فراشناختی ناکارآمددر بیماران وسواس تاکید می کنند(کوچی، 2012).
ه( ابعاد آسیب شناسی فراشناختی و MCQ
داده های پژوهش نشان می دهد که ابعاد فراشناختی که با نتایج MCQ سنجیده شده با ویژگی های آسیب شناسی روانی مانند نگرانی آسیب زا، پیش درآمد توهم های شنیداری و افسردگی در ارتباط است. بنابراین به نظر می رسد که فراشناخت ها نه تنها عوامل آسیب پذیری کلی برای آشفتگی های روانشناختی است بلکه برای اختلالاتی که با تخریب در تنظیم تفکر مشخص می شود نیز هست.(فراشناخت ها عوامل آسیب پذیری کلی هم برای آشفتگی های روانشناختی است و هم برای اختلالات همراه با اختلال در تنظیم تفکر) بنابراین انتظار می رود بیماران وسواسی و پانیک نسبت به گروه سالم به طور معناداری نمره بالاتری کسب کنند که این نشان دهنده یک ناکارآمدی فراشناختی مشخص است(کوچی، 2012).

مدل نوروسایکولوژیک
ویژگی تکراری رفتارها و افکار مزاحم، اختلال وسواس فکری – عملی را به بهترین کاندید برای مدل نوروسایکولوژیک تبدیل می کند. چنین مدل هایی به توضیح اینکه چگونه ویژگی های سطحی اختلال به نقائص پردازش اطلاعات زیربنابی مرتبط می شود،کمک می کند. بهمین نحو پیدایش افکار و رفتار وسواسی در بافت آسیب سر(راوی و همکاران، 1996)، ضایعه موضعی به هسته های قاعده ای(چاکو و همکاران، 2000) و اختلالات روانی عصبی خود ایمنی(گید و همکاران، 2000)، سؤال مربوط به نقش بالقوه لایه های زیستی در شکل گیری و تداوم وسواس را برمی انگیزاند. افکار و رفتارهای عود کننده وسواسی اغلب کیفیت شکست در بازداری الگوی افکار مزاحم ورفتارهای تکراری را داراست که اکثر ما به راحتی آنها را نادیده می گیریم و این مشکلات متناظرهای پردازش اطلاعات نیز دارد.(مانند درجاماندگی و بازداری). مدل سازی این موارد در غالب الگوی نوروسایکولوژیک ممکن است به فهم و درمان این اختلال گمراه کننده کمک کند.
2-1-2-4-1- اهمیت دیدگاه تحولی
ساختن مدل های نوروسایکولوژیک برای اختلال وسواس فکری- عملی فرصتی را فراهم میآورد تا بتوانیم یک دیدگاه تحولی به اختلال را اتخاذ کنیم؛ چرا که درجه قایل توجهی از پیوستگی بین اشکال کودکی و بزرگسالی وسواس وجود دارد. پژوهش ها نشان داده اند که نزدیک به 80 درصد از بزرگسالان مبتلا به وسواس، دارای شروع اختلال در کودکی و نوجوانی بوده اند(پاولز همکاران، 1995). همچنین برخی دیگر پیشنهاد کرده اند که شروع کودکی وسواس را باید نوع متمایزی از وسواس دانست(گلر و همکاران، 1998). در هر صورت به دلیل شباهت های افکار و رفتار های وسواسی از یک سو و رفتار های خرافی بهنجار تحولی و تفکر جادویی که همه کودکان درگیر آن هستند از سویی دیگر، به نظر می رسد اتخاذ یک دیدگاه تحولی در مدل های وسواس منطقی باشد(بولتون، 1996؛ لئونارد و همکاران، 1990). مدل های نوروسایکولوژیک که به فهم شکل گیری و تداوم افکار و رفتارهای وسواسی کمک می کنند، باید بتوانند توضیح دهند چگونه این آیین مندیهای بهنجار و شیوه های تفکر، به شکل گیری اختلال ارتباط پیدا می کنند. برای مثل راپاپورت(1992) ادعا می کند که بروز کودکی وسواس عموما شبیه به شروع بزرگسالی است، اما اجبارهای بدون وسواسهای فکری یا حداقل خود

دیدگاهتان را بنویسید