راه کار های اجرای مدیریت مشارکتی در سازمانهای آموزشی

خاص ترین

تعاریف مدیریت مشارکتی:

مدیریت مشارکتی عبارتست از فرآیند همکاری و نفوذ کارکنان در درجات مختلف فرآیند تصمیم گیری سازمان بطور فعال و واقعی و به صورت درگیری ذهنی و فکری و داوطلبانه و آگاهانه در جهت اهداف گروهی که منجر به انگیزش کارکنان و تلاش به منظور تحقق اهداف و مسولیت پذیری و آفرینندگی آنان شود. (فردریک[1] به نقل از صادقی فرد و نقوی،1382).

مدیریت مشارکتی عبارتست از فرآیند هدفگرا که درآن سرپرست به همراه کارکنان سازمان در جهت شناسایی و حل مساله مشترک، کوشش می‌کنند (همان منبع).

از لحاظ قدرت و اختیارات سازمانی مدیریت مشارکتی عبارتست از مجموعه گردش کار و عملیاتی که تمام کارکنان و زیردستان یک سازمان را در روند تصمیم گیریهای مربوط به آن سازمان دخالت می‌دهد و شریک می‌سازد. تاکید این نوع مدیریت بر همکاری و مشارکت علاقمندانه و داوطلبانه عموم افراد است و می‌خواهد از ایده ها، نظریات و ابتکارات آنها در حل مسایل و مشکلات سازمان استفاده کند. لذا اساس فرآیند این مدیریت بر بنیان تقسیم اختیارات، بین مدیریت و کارکنان استوار است (سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، 1368).

دخالت و ورود کارکنان مختلف سازمان در رده های گوناگون بر حسب ضرورت و در فرآیند تبیین مشکل، تجزیه و تحلیل موقعیت، بررسی و دستیابی به راه حلهای مناسب را مدیریت مشارکتی تعریف کرده اند ( براتیان، 1381).

مدیریت مشارکتی به معنای شرکت کارکنان در زمینه های مختلف، برنامه­ریزی، تصمیم گیری، اجرا کنترل و ارزیابی می‌باشد (کوپانو[2]، 2004).

مدیریت مشارکتی به معنای شرکت کردن و تاثیر گذاری کارکنان بر تصمیمات مؤثر سازمان می‌باشد ( بارتل، 2005).

2-2-4- راه کار های اجرای مدیریت مشارکتی در سازمانهای آموزشی

الگوی مدیریت مشارکتی را می‌توان در سازمان های آموزشی و مدیریت آموزشگاهی به کار برد. کاربست این الگو در مدیریت آموزشگاهی به راهکارهای اجرایی زیر است:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عقاید و باورها در رابطه با مصرف مواد

 

  • مدرسه محوری

در این الگو مدرسه محور همه تصمیم­گیری­هاست. سازمان­ها و مدیریت­های آموزش و پرورش همه نوع دخالتی در امور داخلی مدارس نخواهند داشت. چنین مدارسی که به مدارس خود گردان معروف اند، محصول نظام های آموزشی غیر متمرکز می‌باشند.

 

2– شوراهای تصمیم گیری

در نظام مدیریت مشارکتی، شورای معلمان، شورای دانش آموزان، شورای مدرسه و… باید از حالت انفعالی خارج شود. این گونه شوراها در مدیریت مشارکتی باید نقش فعال داشته باشند و دارای قدرت تصمیم گیری باشند. یکی از تفاوتهای مدیریت مشارکتی و مدیریت استبدادی نیز همین است که در مدیریت استبدادی به علت خودکامگی، معلمان حق اظهارنظر در تصمیم گیری در امور مدرسه را ندارند. شورای معلمان بهترین مرکز تصمیم گیری در مدارس است وقتی معلمان در ارائه راه حل یا اتخاذ تصمیمی دخالت داشته باشند آن تصمیم و راه حل راپشتیبانی می‌کنند و این پشتیبانی موجب کاهش مقاومت های احتمالی آنها در حین اجرای تصمیمات می‌گردد.

 

3- تشکیل گروههای آموزشی ودرسی:

بوجود آمدن این گروههای تخصصی وپژوهشی در مدارس می‌تواند در جریان اهداف مدیریت مشارکتی کارکردهای زیر را داشته باشند و موجب پویایی، خلاقیت و نوآوری گردند.

الف) برنامه ریزی آموزشی و درسی

ب) ارائه و اجرای روش های فعال تدریس

ج) ارائه و اجرای روش های علمی سنجش و اندازه گیری از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان.

 

4– ایجاد دفتر ارزشیابی:

در مدیریت مشارکتی پاسخگو بودن درباره کار انجام شده نه به شیوه مدیریت کلاسیک، امری اساسی است به همین دلیل ایجاد دفتر ارزشیابی در مدرسه به منظور ارزشیابی از تمامی اجزای سیستم مدرسه ضروری به نظر می‌رسد (تصدیقی، 1381).

[1]-Feredrich

[2]-Kopano, A.