دانلود پایان نامه ارشد با موضوع فرهنگ سازمانی، ناخودآگاه، سلسله مراتب، سلسله مراتبی

مقاوم دربرابرتغییرممکن است ازجهت سودآوری ورقابت ازفرهنگی سست ولی نوآفرین بدترباشد. ازاین رودرارزشیابی فرهنگ سازمانی هم به تناسب وشایستگی ارزشهای بنیادین وهم به نیرومندی آن توجه میکنیم(ساتی72،1983).آنچه که به هرسازمانی هویت مشخص میبخشدتاریخ یگانه وترکیب منحصربه فردآن ازسنتها،ارزشها،عادتها،نشانههاوآداب ورسوم است. همچنین چیزهایی که عموم کارکنان سازمان آنهارامهم میشمارندو الگوهای آشنای رفتارکه باآنها خوگرفتهاندودرکلاحساسآسایش میکنند (طوسی،1382) فرهنگ سازمانی شخصیت یک سازمان است. فرهنگ برچگونگی فعالیت افراددرسازمان،روشهایی که انجام وظیفه میکنندنگرش شغلی آنهاو کارکردن همراه همکارانشان اثرمیگذارد. نگاه به آینده به طورگستردهای به وسیله هنجارهای فرهنگی،ارزشهاواعتقادهاتعیینمیشود.همانگونه که شخصیت دونفرنمیتواندشبیه هم باشد فرهنگ دوسازمان هم یکی نیست(مارتین73،1995).
2-1-2-1- دیدگاههای فرهنگ سازمانی
درنت،تیری ودی ولف74(1998)باتوجه به نظرات مؤلفان ازجمله سیمیریچ75(1983)وبااتکابه مباحث مردمشناسی دیدگاههای فرهنگ سازمانی راارایه کردهاندکه درادامه به طورمختصربه آنها اشاره میشود(زاهدی،1380)دردودیدگاه اول فرهنگ سازمانی یک متغیراست به عنوان جنبه یا وجهی ازسازمان فرهنگ آنچه است که سازمان دارد.دردیدگاههای بعدی یک استعاره ریشهای دانسته شده یعنی سازمان یک فرهنگ است.
دیدگاه میان فرهنگی:دراین دیدگاه محققین تفاوتهای بین کشورها درمتغیرهای سازمانی مانندساختاررهبری،تصمیمگیری و…را مطالعه میکنند. دراین دیدگاه فرهنگ سازمانی یک متغیر(وابسته)زمینهای ومشابه یامترادف باکشوراست.ازجمله اندیشمندانی که دراین زمینه مطالعات گوناگونی دارند،میتوان به هافستداشاره کرد(منوریان،1382).
دیدگاه فرهنگ سازمانی:دراین دیدگاه فرهنگ یک سازمان موردمطالعه است.فرهنگ سازمانی عنوانی است که مانندمتغیرهای سازمانی دیگرمانند رهبری،ساختار، سیستم پاداش، اثربخشی و…موردپژوهش واقع میشود.به فرهنگ به عنوان جنبهای ازسازمان نگریسته میشودکه بتواندبه درک وابستگی بخشهای متعددسازمان درارتباط بامتغیرهای محیطی کمک کند.به عبارت دیگرمطالعه درباره روابط اقتضائی بین متغیرهای بافتی یازمینهای ومتغیرهای سازمانی مد نظراست.فرهنگ سازمانی به عنوان یک پیوندهنجاری تلقی میشودکه اجزاءسازمان رابه هم متصل میکند.کاربردآن این است که بعدفرهنگی نمادین به گونهای به موازنه کلی نظاممند و اثربخشی سازمان کمک کند.
دیدگاه شناختی76:دراین دیدگاه فرهنگ به عنوان نظامی ازشناساییهای مشترک یانظامی ازدانشهایاباورها موردتوجه قرارمیگیرد. ذهن انسان فرهنگ را به وسیله تعدادمحدودی ازقواعدایجادمیکند. اعضاءسازمان دائمادرگیردرکوشش برای شناختن سازمان ونیزخودشان دربافت آن میباشند.
دیدگاه نمادین یا نمادگرایی سازمانی77:دراین دیدگاه سازمان به عنوان الگوی مفاهیم نمادین محسوب میشود.برای درک سازمان به خواندن رمزگشایی وتعبیرنمادهانیازمندهستیم.رویهها والگوهای کنش مبانی نمادین عمیقتری ازمقاصدابزاری مستقیم دارند.فرهنگ همانندتارهایی است که انسان برای خودیافته ودرآن محصوراست وتحلیل آن کوشش برای جستجوی معنی است.
دیدگاه فرآیندهای ناخودآگاه78:دراین دیدگاه فرهنگ تجلی فرآیندهای روانشناختی ناخودآگاه محسوب میشود.دراینجاشکلهای سازمانی واقدامات به عنوان فرافکنی فرآیندهای ناخودآگاه دانسته شده ودرارتباط بااثرمتقابل بین فرآیندهای خارج ازآگاهی وتجلی آگاهانه آنهابررسی میشوند.فرهنگ بازتابی از ساختارهای موجودناخودآگاه وفراگیری ذهن انسان است.ازآنجاکه هر فرهنگی محصول ذهن انسان وفرآیندهای ذهنی مبنایی اوست ویژگیهای عام وجهان شمولی برای همه فرهنگهاوجوددارد.این ویژگیهامیتوانددرساختارناخودآگاه فرهنگهایافت شود.
دردودیدگاه اول فرهنگ سازمانی به عنوان یک متغیرمحسوب میشود.دردیدگاه میان فرهنگی فرهنگ بخشی ازمحیط است ومانندیک متغیروابسته عمل میکند.دردیدگاه فرهنگ سازمانی فرهنگ به عنوان بخشی ازسازمان است وبه عنوان نتیجه فعالیتهای سازمانی نگریسته شده وممکن است متغیرمستقل،وابسته یاتعدیلکننده به حساب آید.درهردودیدگاه تحلیلگرسازمانی درجستجوی الگوهای روابط بین متغیرهای سازمانی ومتغیرهای بافتی(زمینهای)است وبه سازمان به عنوان یک ارگانیزم که درتقلابرای بقاءدرمحیط نامطمئن است نگریسته میشود.درسه دیدگاه آخرتفکرمشترکی وجودداردکه متفاوت ازدیدگاه ابزاری-عناصری سازمان دردودیدگاه اول است.این نوع تفکرتلویحاابرازمیداردکه سازمانهافرهنگهاهستندوبنابراین واقعیتهایی هستندکه دارای ساختار اجتماعی بوده وبرای اعضاءمعنی دارند. دراینجاتحلیلگران سازمان علاقهمندبه معنای آن هستندونه به اثربخشی وبازدههای سازمان.

2-1-2-2- مدلهای فرهنگ سازمانی
2-1-2-2-1-مدل براون
دراین مدل فرهنگ سازمانی به چهارنوع تقسیمبندی شده است:
1)فرهنگ بوروکراتیک79:سازمانی که رسمیت رویههای عملیاتی وهماهنگی سلسله مراتبی رابه کارمیگیرد.
2)فرهنگ قبیلهای80:سازمانی که دارای ویژگیهاوصفات سنتی،وفاداری،تعهدشخصی،جامعهپذیری گسترده وجامع،کارتیمی خودمدیریتی ونفوذاجتماعی است.
3)فرهنگ کارآفرینی81:به کاربردن سطح بالای خطرپذیری،پویایی وخلاقیت این نوع فرهنگ نه تنها باسرعت به تغییرات محیطی واکنش نشان میدهدبلکه تغییرراایجادمیکندوانعطافپذ
یری و آزادی درسازمان تشویق میشودوبه افرادنوآورپاداش داده میشود.
4)فرهنگ بازار:نیل به اهداف قابل اندازهگیری وموردتقاضابه ویژه آنکه مالی ومبتنی
بربازارباشد.درفرهنگ بازارروابط بین فردوسازمان قراردادی است(مقیمی،1385).
فرهنگ کارآفرینی
فرهنگ قبیلهای
منعطف

گرایش به کنترل رسمی

ثبات
فرهنگ بازار
فرهنگ بوروکراتیک

بیرونی کانون توجه درونی

جدول2-2:انواع فرهنگ سازمانی ازدیدگاه براون(منوریان،1387)

2-1-2-2-2-مدل کوئین وگارث82
متغیرهای فرهنگ
سلسله مراتبی
عقلائی
ایدئولوژیک
توافق ومشارکت
هدف
اجرای فرامین ودستورات
تحقق اهداف سازمانی مشخص
تحقق اهداف گسترده ورسالتهای سازمان
بقای گروه
معیارعملکرد
کنترل وثبات
بازدهی وراندمان
حمایت خارج ازسازمان
اتفاق وانسجام گروه
مرجع اختیار
قوانین ومقررات
رئیس
رهبرکاریزما
عضویت درگروه
منبع قدرت
دانش فنی
شایستگی
ارزشها
منابع غیررسمی
نحوه تصمیمگیری
سلسله مراتبی
عقلایی
قضاوتی
مشارکتی
سبک رهبری
محافظهکارانه
هدایتی وهدفدار
فردی ومخاطرهپذیر
حمایتی ودوستانه
شیوه پیروی وقبول
سرپرستی وکنترل
براساس قراردادباسازمان
تعهدبه ارزشها
تعهدبه گروه
معیار
ارزشیابی اعضاء
ملاکهای رسمی
بازدهی ملموس
شدت تلاشها
کیفیت روابط
انگیزش
امنیت
توفیق
رشد
صمیمیت وهمبستگی
فرهنگ سازمانی رابه چهاردسته:فرهنگ عقلایی،فرهنگ ایدئولوژیک،فرهنگ توافق ومشارکت و درانتها فرهنگ سلسله مراتبی تقسیم نمودهاند و نه نوع متغیرعمده سازمانی که در هریک از انواع فرهنگهای یادشده وضعیتی خاص دارند را معرفی کردهاند که عبارتنداز: هدف سازمان، معیارعملکردسازمان،مرجع اختیارسازمان،منبع قدرت،نحوه تصمیمگیری،سبک رهبری،شیوه پیروی و قبول معیارارزشیابی اعضاءوانگیزش کارکنان.به اعتقادآنهامیتوان فرهنگ هرسازمان راباتوجه به این متغیرهادریک گروه فرهنگی مشخص قراردارد (کوئین،1980).
جدول 2-3:مشخصات فرهنگ سازمانی براساس مدل کوئین(شریفزاده،1377)
2-1-2-2-3- مدل دیل وکندی
دیل و کندی برمبنای خصوصیات بازار چهارنوع فرهنگ سازمانی را شناسایی کرده و برای هر یک از این فرهنگها مثالهایی را ارایه کردهاند: 1) فرهنگ مردخشن83(ریسک بالا/ بازخور سریع): افراد موجود در این فرهنگ خشن، فردگرا،خرافهپرست وریسکپذیرهستند. آنها از مدروزدست برنداشته وشیوه زندگی رایج را میپذیرند. این افراد ورزشهایی که به آنها اجازه میدهد به طورانفرادی عمل کنند(مثل اسکواش)راترجیح میدهندازتعاملات رقابتگونه لذت میبرندوبرای کارهای گروهی مناسب نیستند؛همچنین تحت فشارماهیت کوتاهمدت بعضی ازموقعیتهاقرارگرفته وبه ندرت از اشتباهاتشان درس میگیرند. سازمانهای مربوط به این فرهنگ میتوانند درحوزههای ساختمانسازی، لوازم آرایش، تلویزیون ورادیووشرکتهای مشاوره قرار بگیرند.
2)فرهنگ سختکوشی84(ریسکپذیری پایین/بازخورسریع):افرادموجوددراین فرهنگ فروشندگانی عالی بابرخورددوستانه هستندکه خرافهپرست نبوده ولباسهای نسبتامعمولی وتیمهای ورزشی راترجیح میدهندودرمشارکت بادیگران هماهنگ هستند؛نرخهای بالای کاری ازخودبه جاگذاشته،راهحلهای سریعی برای موقعیتهای مشکلزاارایه میکنند.این افرادبه سازمانهایی ازجمله شرکتهای کامپیوتری،توزیعکنندگان اتومبیل وآژانسهای املاک مربوط هستند.این فرهنگ رامیتوان متناسب با موقعیت گاوشیرده85ماتریس مشاوران گروه بوستون86دانست که باسهم زیادبازارامابدون رشدهمراه است.
3)فرهنگ مشروط شرکتتان87(ریسکپذیری بالا/بازخورآهسته):افراددراین فرهنگ ازلحاظ فنی لایق کسب اختیارهستند.آنهاتمایل دارندکه تصمیماتشانرامجدداکنترل کنند.این افرادمیتوانندپیشرفتهای علمی داشته وابهام راتحمل کنند.لباس وسبک زندگیشان نسبتامعمولی است ومقامی که درسازمان دارندباوضعیت آنهاسازگاراست؛ورزشهایی رادوست دارندکه تااتمام بازی نتیجه آن مشخص نیست (مثل گلف).این افرادبه عنوان الگوهای نقش ومربی برای اعضای جوانترسازمان عمل میکنند.سازمانهای دارای این قبیل افرادشامل شرکتهای نفتی،هوافضا،معدن وتولیدکنندگان کالاهای سرمایهای هستند.این سازمانهادرمعرض تغییرات کوتاهمدت بوده وممکن است بامشکلات مربوط به جریان نقدی مواجه شوند.این فرهنگ مناسب موقعیت،افزایش سهم بازارومحصول بوده که مشابه موقعیت ستاره درماتریس مشاوران گروه بوستون است.
4)فرهنگ فرآیندی88(ریسک پایین/بازخورکند):افرادی که دراین فرهنگ قراردارندافرادی محتاط و محافظ موقعیتشان هستندکه به جزئیات نظم ووقتشناسی دریک محیط کاری بارویههای نسبتا مشخص توجه ویژهای دارندهمچنین زمان زیادی راوقف کارهایشان کرده وبه این مسأله توجه دارندکه جایی که تشریفات زایدوجودداردخلاقیت خریداری ندارد.این افرادبه یادداشتبرداری از مباحث مطرحشده تمایل داشته درزندگی میانهروی رادنبال میکنندوورزشهای کم اهمیت (مثل دویدن )را ترجیح میدهند.سازمانهای دارای این افرادشامل بانکداری، بیمه ،سازمانهای خدمات عمومی،آژانسهای دولتی وداروسازی میشوند(فرهنگی وهمکاران،1384).
درجدول 2-4این چهارفرهنگ نشان داده شدهاند.درمحورافقی بازخورودرمحورعمودی درجه ریسکپذیری قرارگرفتها
ند.
فرهنگ مشروط سازمانتان
هوا-فضا
شرکتهای نفتی
شرکتهای سرمایهگذاری
فرهنگ مردخشن
رسانهها
شرکتهای مشاورهای
شرکتهای ساختمانسازی
بالا

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تحقیق رایگان دربارهالمللی، امنیت، افزایش

درجه ریسکپذیری

پایین

فرهنگ فرآیندی
بانکداری
داروسازی
سازمانهای
خدمات عمومی
فرهنگ سختکوشی
صنایع کامپیوتری
توزیعکنندگان اتومبیل
خردهفروشان

کند سرعت بازخور سریع
جدول 2-4:مدل فرهنگ سازمانی دیل وکندی(منوریان،1387)
2-1-2-2-4- مدل هافستد
گیرت هافستد89(1980)درمطالعه خودابعادفرهنگ رادرچهاردسته قرارداده وبراساس آن جوامع را تقسیمبندی نموده است:1)فاصله قدرت902)اجتناب ازعدم اطمینان91 3)فردگرایی درمقابل جمعگرایی92 4)مردسالاری درمقابل زنسالاری93.
1)فاصله قدرت:حدی راگویندکه یک فرهنگ مدیران رابه اعمال قدرت تشویق میکنند.درفرهنگی که دارای فاصله قدرت بالا است باتوجه به شناختی که ازعدم توازن قدرت بین مافوقهاوزیردستان وجودداردانتظارمیرودکه مدیران قدرت بیشتری رااعمال کنند.اگرچه زیردستان دراین نوع ازفرهنگ سبک مدیریت هدایتی راترجیح میدهندولی دراین نوع فرهنگ اعتمادبین مافوقهاوزیردستان پایین است(فرهنگی وهمکاران،1384).2)اجتناب ازعدم اطمینان:حدی است که افراداحساس میکنندکه در

دیدگاهتان را بنویسید