دانلود مقاله با موضوع قضاوت اخلاقی، عملکرد تحصیلی، سلامت روان، خلاقیت معلمان

عواطف همدردی و کمک رسانی به دیگران است. بر چنین اساسی، در این مقاله سعی شده است، ضمن نقد رویکردهای کنونی روان شناسی در رشد اخلاقی، برای تحقیقات اصیل و جدید علمی در حوزه نظریه پردازی رشد اخلاقی دانش آموزان زمینه سازی شود و مقدمات نظری لازم برای تهیه ابزار بومی سنجش رشد اخلاقی فراهم آید.
حسینی (1385) در تحقیقی با عنوان رابطه خلاقیت با عملکرد تحصیلی به این نتیجه رسید که بین خلاقیت و عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دار.
حسینی(1386) در تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر برنامه آموزش خلاقیت معلمان بر خلاقیت و عملکرد تحصیلی و خودپنداره دانش آموزان تهران به این نتیجه رسید که برنامه آموزش خلاقیت در عملکرد تحصیلی دانش آموزان تاثیر مثبت دارد و می توان برنامه آموزش خلاقیت معلمان را به عنوان الگویی مناسب برای پرورش خلاقیت و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در مدارس کشور در نظر گرفت.
چراغ چشم (1386) در تحقیقی با عنوان بررسی تاثیر شیوه های تدریس مبتنی بر تکنیک های خلاقیت در آموزش و یادگیری دانش آموزان به این نتیجه رسید که معلم به عنوان ایجاد کننده شرایط و تسهیل کننده یادگیری دانش آموزان می تواند از طریق نوگرایی، انعطاف پذیری، عدم اجبار دانش آموزان به حفظ و انباشت ذهنی، شوخ طبعی، پرهیز از راهبرد ها و روش های قالبی آموزش، زمینه سازی برای ابراز وجود شاگردان و افزایش اعتماد به نفس در آنان، تحریک حس کنجکاوی فراگیران و بالاخره توام ساختن آموزش با پژوهش به آموزش خلاق و پرورش خلاقیت در کودکان و نوجوانان بپردازد. بنابراین استفاده از تکنیک های خلاقیت بر عملکرد تحصیلی دانش اموزان تاثیر مثبت دارد.
زارع، عبدالهی و مرادی (1386) در پژوهشی به بررسی تحولی حافظه آشکار و ناآشکار کودکان پرداختند. یافتههای پژوهش نیز نشان داد که به موازات رشد حافظه آشکار، حافظه ناآشکار هم با گذشت زمان و افزایش سن رشد مییابد.
فرید و همکاران (1389) پژوهشی تحت عنوان اثربخشی روشهای آموزش مستقیم، آموزش شناختی اخلاق، شفافسازی ارزشها و تلفیقی بر قضاوت اخلاقی دانشآموزان انجام دادند. نتایج تحقیق نشان داد که روشهای آموزشی باعث افزاش و بالا رفتن قضاوت اخلاقی دانشآمزان میشود. از بین روشهای آموزشی آموزش شناختی اخلاق بیشترین تأثیر را داشت. همچنین روش آموزش مستقیم بر خلاف پیش بینیها جزو روشهای موثر بود و از نظر تأثیر دومین روش موثر در بین روشهای مورد استفاده بود. روش آموزش تلفیقی توانست سطح قضاوت اخلاقی را افزایش دهد. در نهایت روش شفافسازی ارزشها کم اثرترین روش آموزشی برای افزایش قضاوت اخلاقی شناخته شد. در نتیجه آموزش توانسته است سطح قضاوت اخلاقی را افزایش دهد.
غیاثی زاده (1391) پژوهشی در مورد رابطه سلامت روان و عملکرد تحصیلی با رشد قضاوت اخلاقی دانشآموزان دختر انجام داده است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد که حدود 20 درصد واریانس متغیر رشد قضاوت اخلاقی توسط متغیرهای پیش بین سلامت روان و عملکرد تحصیلی قابل پیشبینی میباشد.
جمع بندی
این پژوهش در پی پاسخگویی به این سوال است که آیا رشد قضاوت اخلاقی با خلاقیت و عملکرد تحصیلی دانشآموزان رابطه معنادار دارد؟ در ادبیات تحقیق، برخی از مدل ها و دیده گاههای مرتبط با متغیرهای پژوهش شرح داده شد. در این تحقیق خلاقیت و عملکرد تحصیلی متغیروابسته می باشند.
رشد و شکوفایی استعدادها و سوق یافتن آنها به سوی خودشکوفایی؛ نیل به موفقیتهای فردی، شغلی و اجتماعی؛پیدایش تحرک در سازمان؛افزایش درکمیت، کیفیت وتنوع تولیدات و خدمات؛ کاهش هزینه ها، ضایعات و اتلاف منابع؛ افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان؛ ارتقای سطح بهداشت روانی کارکنان سازمان؛ارتقای بهره وری سازمان؛ موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان؛ رشد و بالندگی سازمان؛ تحریک و تشویق حس رقابت؛کاهش بوروکراسی اداری؛ تحریک و مهیا کردن عوامل تولید خلاقیت به عنوان پرقدتمندترین توانایی بشری درنهاد آدمی ازکودکی تابزرگسالی وجوددارد.وزمانی پابه عرصه وجودمی گذاردکه فردیاافرادی سطح دانش زمان خودررادرباره پدیده های طبیعی ویاخودکافی نداشته وخودراناچاربه بهره گری ازطیف وسیع تری ازتوانایهایی ببند این خرد ورزی منجر به بروز توسعه وخلاقیت می شود.با استفاده از پدیده خلاقیت می توان اقدام به حل مسائلی کرد که دراثرتغییرات درمحیط خارجی بوجومی آیند. درحقیقت به علت مواجهه شدن جوامع بشری بامسائل نابهنگام فزاینده،وابستگی متقابل بین کشورها،تحلیل رفتن منابع منابع طبیعی سرعت فزاینده تغییرات ومسائل متعدددیگر،نیاز به خلاقیت ضروری است. همچنین در مورد عملکرد تحصیلی باید گفت که ارزش یابی مداوم و مستمر وضعیت تحصیلی دانش آموزان در طول تحصیل و بررسی عوامل مرتبط با آن یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بهبود کیفیت نظام آموزشی بویژه در مدارس می باشد . این امر در تدوین برنامه آموزشی بهتر، ارتقای کیفیتی آموزشی و نهایتاً در اصلاح و بهبود کارآئی مسئولین مربوطه تأثیر به شزایی دارد . عملکرد تحصیلی یکی از عاملهای بسیار مهم در تکوین شخصیت نوجوان و جوان مدرسه می باشد . مدرسه بعد از خانواده مهمترین نقش را در فرایند اجتماعی کردن نوجوان به عهده دارد. مدرسه از طریق آموزش مهارتهای علمی و فنی و فراهم آوردن زمینه همکاری گروهی و مسیولیت پذیری نوجوان و جوان موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصیت آنان را فراهم می سازد. گرچه مدارس وقت خود را صرف ایجاد آمادگی در
نوجوانان و جوانان به منظور کسب مدارج عالی تحصیل می کنند با وجود این بسیاری از نوجوانان بدون دریافت مدارج عالیه مستقیماً به زندگی وارد شده و چون فاقد آمادگی لازم برای ورود به آن می باشند. احساس شکست و درماندگی نموده به بهداشت و سلامت روانی آنان آسیب وارد می شود. قضاوت اخلاقی در این پژوهش متغیر مستقل می باشد در این باره می توان این نکته را بیان کرد که گفت که تحول اخلاقی و ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی بیش از هر دوره دیگری است. رشد سریع شناختی در نوجوانی و جوانی باعث می شود که فرد بهتر بتواند درباره مسائل اخلاقی و ارزشی و دینی قضاوت کند و در برخورد با این مسائل واکنش دقیق تر و پپیچیده تری نشان دهد. هم چنین تحولات وسیع عاطفی و اجتماعی و مواجهه نوجوانان و جوانان با مقتضیات زندگی و انتظارات والدین و دوستان و اطرافیان و تجارب تازه ای که در مناسبات اجتماعی و فرهنگی خود کسب می کنند، درگیری آنان را با مسائل اخلاقی و ارزشی بیشتر می کند و زمینه های رشد آنان در این امور را گسترش می دهد. نتیجه این وضع آن است که نوجوانان و جوانان با مجموعه وسیعی از تغییرات درونی و بیرونی و تعارض های ناشی از ارزش های گوناگون اجتماعی و فرهنگی و دینی رو به رو می شوند و باید جایگاه مطمئنی برای دوام و رشد خود دست و پا کنند. وظیفه انتخاب ارزش ها و هنجارهای مناسب برای زندگی با مشکل پیچیدگی این امور نیز همراه است؛ یعنی، از یک سو نوجوانان و جوانان به ظرفیت های تازه ای در فهم ارزش های اخلاقی و دینی دست می یابند و از سوی دیگر از تجربه کافی برای برخورد صحیح با مسائل پیچیده اخلاقی و ارزشی و دینی که در زندگی روزمره آنان پیش می آید، برخوردار نیستند. با این حال آنان باید در هر روز و هر لحظه تصمیمی بگیرند و از بین راه حل های مختلف اخلاقی و ارزشی راه مناسب تری را انتخاب کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه دربارهنفت و گاز، عرضه کنندگان، اقتصاد کشور

فصل سوم
روش تحقیق

در این فصل ابتدا به نوع و روش پژوهش، جامعه ی آماری، روش نمونه گیری اشاره شده و سپس به ابزار و روش گرد آوری داده ها، تعیین میزان روایی و پایایی این ابزار، روش های آماری گرد آوری و تجزیه و تحلیل داد ها و ملاحضات اخلاقی ارائه شده است.
روش تحقیق
این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و طی آن رابطه رابطه رشد قضاوت اخلاقی با خلاقیت و عملکرد تحصیلی مورد بررسی قرار گرفته است.

جامعه آماری و نمونه مورد بررسی :
جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر ارسنجان در سال تحصیلی 94-93 شامل 247 نفر در قالب 5 دبیرستان پسرانه و 5 دبیرستان دخترانه و 10 کلاس بوده است.

روش نمونه گیری و نمونه آماری
در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحلهای تعداد 118نفر که 60 نفر دختر و 58 نفر پسر به عنوان نمونه انتخاب شده است. بطوری که از بین مدارس دوره متوسطه اول شهر ارسنجان به صورت تصادفی 4 مدرسه انتخاب و از هر مدرسه 1 کلاس انتخاب و تمام دانش آموزان آن کلاسها به عنوان نمونه آماری مورد پژوهش قرار گرفتند.
ابزار پژوهش و روایی و پایایی آن
ابزار تحقیق
برای انجام تحقیق حاضر از سه پرسشنامه استفاده شد:
الف) آزمون رشد قضاوت اخلاقی
این آزمون که بین سالهای 1967 تا 1971 ، به وسیلۀ سینها و وارما60 ساخته شد و در سال 1998 نیز مورد تجدید نظر آنان قرار گرفت، در ایران توسط کرمی (1379) به فارسی برگردانده شده است و برای ارزیابی قضاوت اخلاقی کودکان دوره ابتدایی تدوین شده است. این پرسشنامه دارای 50 سوال بوده و هدف آن ارزیابی قضاوت اخلاقی در افراد است. هر سوال تنها یک گزینه درست دارد. گزینه های صحیح این پرسشنامه در جدول زیر ارائه گردیده است:

هر پاسخ درست یک نمره و هر پاسخ نادرست صفر امتیاز خواهد گرفت. برای بدست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه حاصل جمع تمام امتیازات سوالات را محاسبه نمائید. این امتیاز دامنه ای از 0 تا 50 خواهد داشت. نمرات بالاتر به منزله میزان مهارت قضاوت اخلاقی بالاتر شخص پاسخ دهنده خواهد بود و برعکس.
روایی و پایایی
در پژوهش مرعشی و همکاران (1389)، با اجرا بر روی یک نمونه 60 نفری از افراد جامعه مورد بررسی، پایایی این آزمون معین شد .برای محاسبه ضریب پایایی از آلفای کرونباخ و تنصیف استفاده گردید که به ترتیب 61/0 و 62/0 به دست آمد. این ضرایب به طور نسبی رضایت بخش است.همچنین، برای تعیین روایی پرسش نامه، از دیدگاه صاحب نظران این حوزه استفاده شد. به همین منظور، پرسش نامه در اختیار چند تن از اساتید و متخصصان حوزه تعلیم و تربیت قرارگرفت که با صلاحدید آنان تعدادی از سؤالات اصلاح و در نهایت با استفاده از نظرات و پیشنهادهای آنان در ویرایش نهایی، آزمون با 35 سؤال برای اجرا آماده شد.
ب) آزمون خلاقیت تورنس
این پرسشنامه در ادبیات روانشناسی به آزمون خلاقیت تورنس مشهور و بر پایه تعریف وی از خلاقیت ساخته شده است. اصل آزمون سنجش خلاقیت تورنس، بسیار مفصل و طولانی می باشد، که اجرای آن نیازمند صرف ساعت ها وقت است. آزمونی که تحت عنوان سنجش خلاقیت تورنس در ایران شناخته می شود در واقع شکل کوتاه شده و استاندارد شده آن می باشد که توسط عابدی استاد دانشگاه تهران در سال 1372 ساخته و معرفی گردیده و در ادبیات روانشناسی کشورمان با علامت اختصاری CT شناخته می شود. عابدی از جمله پژوهشگران سابقه دار وعلاقمند حوزه خلاقیت و نوآوری در کشورمان شناخته می شود. ایشان ابت
دا درسالهای 63-1362 و با تشویق و کمک دانشجویان رشته های روانشناسی دانشگاه های تهران، نسبت به ساخت یک آزمون چند جوابی75 سوالی براساس تئوری و تعریف تورنس جهت سنجش خلاقیت نموده و ابتدا روی 650 نفر دانش آموز پایه سوم راهنمائی تهران اجرا گردید. بعدا طی فعالیت های علمی در دانشگاه کالیفرنیا و با کمک دانشجویان، نسبت به تجدیدنظر و بازسازی آن اقدام و نهایتا در سال 1994 با همکاری گروهی از اساتید دانشگاه مذکور(اونیل، عابدی و اسپیل برگر) فرم 60 سوالی تهیه، هنجاریابی (بر روی 16250 نفر دانش آموز)، استاندارد و ارائه کرد. فرم کنونی آزمون توسط اساتید دانشگاه دوستو اسپانیا(1992) مورد استفاده قرار گرفته است(کفایت،1373). تاکنون بیش از 2000 مقاله علمی که در آنها آزمون تورنس به عنوان ملاک سنجش خلاقیت استفاده شده، چاپ گردیده است(دائمی و مقیمی،1383). در بین ابزارهای سنجش خلاقیت، آزمون تفکر خلاق تورنس در پژوهش ها و اندازه گیری های تربیتی این آزمون در واقع چهار عامل تشکیل دهنده خلاقیت یعنی سیالی، ابتکار، انعطاف و بسط را مورد سنجش قرار می دهد که به

دیدگاهتان را بنویسید