دانستنی های موسیقی

1 تعاریف موسیقی

موسیقی شکلی از هنر است که احساس، عاطفه،ادراک  وشناخت انسان را بدون نیاز به تکلم و زبان منتقل می کند(ضیایی، 1385).

موسیقی  بیان کننده شادی ها، غم ها و حالات روحی بشر است و در بسیاری از موارد برای تخلیه هیجانات و برون افکنی احساسات استفاده می شود. صداهای موسیقیائی به صداهائی گفته می شودکه دارای زیر و بمی (نواک) باشند(فسایی، 1391).

موسیقی بیان احساسات انسان به وسیله اصوات است(فرهادی، 1388).

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته اند که مهم ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه ای که خوشایند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد(ضیایی، 1385).

2-3-2 انواع موسیقی

موسیقی می تواند از طرق بی شماری در سبک های گوناگون تقسیم شود. ماهیت هنری موسیقی به این معنی می باشد که این گونه طبقه بندی ها عمدتا قراردادی و بحث برانگیز هستند، و احتمال همپوشانی نام سبک های متفاوت وجود دارد. الگوهایی که گاه برای رده بندی سبک های موسیقی استفاده می شود عبارت هستند از سه رده اصلی:

Ø    موسیقی هنری

Ø    پرطرفدار(پاپ)

Ø    سنتی(کاظمی، 1385).

2-3-3 تاریخچه موسیقی

موسیقی هرگز از سیر اندیشه و تفکر آدمی دور نبوده است و به همین دلیل برای دستیابی به روند معقول تکامل آن، چاره‌ای نداریم جز آن که از ابتدا و از میان زندگی انسان‌های نخستین و سرزمین‌های مختلف به دنبال یافتن رخدادها و حوادثی باشیم که در طول تاریخ، موسیقی ملل را متأثر کرده است. گر قصد داشته باشید که شناخت کل تاریخ موسیقی را فقط با موسیقی غرب و شناخت سونات‌ها و سنفونی‌ها آغاز کنیم، عملاً راه بیهوده‌ای رفته‌ایم چون این روش کار شناخت موسیقی را غیرممکن می‌سازد، تنها مطالعه در تاریخ است که کمک می‌کند تا قضاوت ما، از هر گونه اشتباه و خطا به دور بماند. در طول زمان، ابزار کار و روش کار گسترش یافت و از همان ابزار کار، به عنوان وسیله موسیقایی استفاده شد. در طول هزاران سال، موسیقی از آن فرهنگ اولیه فاصله گرفت و جایگاهی برای خود کسب کرد.قوانین روزانه برای آن وضع شد و حرکات بدن، که از ریتم کار نشئت می‌گرفت، به جزء لاینفک موسیقی بدل شد. این جریان چنان اهمیتی به دست آورد که با تنوع و گوناگونی بسیار تا به امروز، در تمام فرهنگ‌های جهان خودنمایی می‌کند(زندباف، 1388).

موسیقی در ابتدا صرفا شامل اصوات بود، اما همراه ریتم، ترکیب مناسب‌تری پیدا کرد. آواز چوپانان در اولویت بود. موسیقی آنان یک صدای کشیده و ساده بود که به عنوان صوت اصلی در ملودی به کار برده می‌شد. همچنین در طول سالیان دراز اصوات دیگری در کنار اصوات اولیه قرار گرفت. قدیمی‌ترین اسناد به دست آمده که نشان از فرهنگ متعالی دارد، متعلق به آسیای قدیم است. بررسی و جست‌وجوی محققان غرب، برای یافتن ریشه‌های فرهنگی، به جمع‌آوری اسناد و الگوهای کشورهای باستان منجر شد و در این راه، حتی از خبرهای تصادفی، نامه‌ها و اتفاقات درون دربار گذشتگان هم بهره می‌برند. اما به دلیل فرار بودن موسیقی (یعنی اینکه خمیرمایه موسیقی صوت است و اصوات پدیده‌ای ناپایدار و فرارند و بدون وجود دستگاه‌هایی برای ضبط و حراست از آنان، در فضای لایتناهی محو می‌شوند.) از اسناد اولیه مربوط به موسیقی چیز زیادی به دست نیامده است. زمانی که اشکال موسیقی ثبت شدند، ریشه‌یابی آن آسان‌تر شد و کار محققان بیش از پیش به واقعیت نزدیک شد. ابتدا اروپائیان متوجه یونان شدند، چون در یونان فلسفه رشد وسیعی داشت و موسیقی جزئی از فلسفه یونان به شمار می‌آمد و به همین علت شکل منسجم‌تری به خود گرفته بود. حدود هزار سال بعد، چینی‌ها و سپس هندوستان و پس از آن مردم آسیای نزدیک (خاورمیانه) متوجه موسیقی شدند و تازه صدها سال بعد موسیقی به اروپا رسید. حدود هزار سال است که اروپائیان با موسیقی زندگی می‌کنند و از همان ابتدا سعی در ثبت آن داشتند که با اختراع نت به این موفقیت دست یافتند. در اروپای قرون وسطی قادر به تفکیک ملودی‌ها از یکدیگر نبودند و با همان موسیقی وارداتی از شرق، موسیقی خود را شکل می‌دادند و آنچه را نمی‌دانستند با حدس و گمان پیش می‌بردند. تحقیقات نشان می‌دهد که مردم آسیا، موسیقی تک صدایی و تزیین شده‌ای به کار می‌بردند، ملودی‌های اولیه بر روی هم تأثیر می‌گذاشتند و نوازندگان هم به طور ترکیبی آن را اجرا می‌کردند(زندباف، 1388).

از طرفی، با کشف آثار تاریخی مربوط به موسیقی در مصر، توجه بسیاری از محققان به این سرزمین جلب شد. آلات موسیقی پیدا شده در مصرف مربوط به پیش از عصرهای مشخص تاریخ است، این آلات، از جهت دیگر و برای اثبات تاریخ هم مهم به نظر می‌رسد. بسیاری از این آلات از دل گورستان‌ها به دست آمده و بخشی از کتیبه‌های سنگی آن، حتی از نقش سنگی بین‌النهرین هم برجسته‌تر است. از دوران حکومت‌های پادشاهی گذشته، آلاتی مانند برهم زدنی‌های مختلف، راسل‌ها و فلوت‌های بلند به دست آمده است. کشف این سازهای ابتدایی، از جمله ترمپت‌های ابتدایی که در مراسم مرگ و سوگواری نواخته می‌شد و در حکاکی‌ها به آن اشاره شده، راهی برای شناخت بیشتر محققان در زمینه تاریخ موسیقی گشود. موسیقی در قوم یهود، برای نیایش اهمیت زیادی داشته است که پس از مهاجرت بزرگ این قوم یعنی 586 قبل از میلاد، با عود، همراهی می‌شد. قدیمی‌ترین اطلاعات بدست آمده از فرهنگ موسیقی هند در ارتباط با نماز عشای ربانی است که به دو هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردد. اولین شکل موسیقی هند، با عنوان «بهار اتاناتیاز استرا» در زمان بسیار زیادی پیش از تاریخ مطرح شد و در فاصله زمانی میان دو سده قبل و سه سده پس از میلاد مسیح به آن اشاره رفته است. موسیقی قدیم آفریقا، به چنگ و لایر و سازهای دیگر که ادامه سازهای آسیایی است اختصاص دارد اما موسیقی امروزی آن، جاز است. مهم‌ترین مشخصه‌ این موسیقی، جایگاه ریتم در آن است. ریتم در نفس خود سازنده تحرک بدنی (رقص) است و تحرک آنان صرفا بیانگر حالات روحی و روانی درونی است و بدون منظور خاصی انجام می‌گیرد. اصوات در قلب چینی‌ها جای دارد و موسیقی آن‌ها در رابطه با جامعه عرضه می‌شود. اصوات موسیقی اولیه آن‌ها از اصوات حیوانات نشئت گرفت که در حقیقت تن موزیکال نیست. آن‌ها تن‌های زیادی را در نظر داشتند که هیچ کدام موزیکال نبود اما آن‌ها را با هم ترکیب می‌کنند و با سازهایی مثل عود به ادای آن می‌پردازند(تاریخچه موسیقی، 1389).

محققان از اسناد پیش از اسلام چیزی به دست نیاوردند که دریابند چه عناصر و یا عواملی در شکل‌دهی موسیقی برای موزیسین‌ها مورد استفاده بوده وچه زمینه‌ فرهنگی داشته که آن‌ها مورد استفاده قرار دادند. حدس زده می‌شود که نقطه شروع از نمادهای موسیقی محلی بود که آن‌ها را از ریتم‌ پای اسب و زنگ شتر در حال حرکت مایه گرفته بودند، چنانچه موسیقی سنتی یهود و مصر هم به همین ترتیب فرم گرفت. آنچه به عنوان منشأ و یا سرچشمه به دست آمده و مورد توجه قرار گرفت و در تمام قبایل رشد کرد، با گسترش دائمی به خصوص با حمایت خلیفه وقت، جان تازه در کالبد آن دمیده شد(همان منبع).

به طور کلی، روش شناخت موسیقی اقوام و ملل مختلف از دو کلمه اِتنو یونانی به معنای گروه و موزیکولوژی به معنای موسیقی شناسی تشکیل شده است. این علم، موسیقی همه فرهنگ ها را در مراحل بدوی و پیشرفته بررسی می کند. اتنوموزیکولوژی موسیقی شناسی تطبیقی و بررسی موسیقی سنتی و سازهای موسیقی کلیه فرهنگها از ابتدایی ترین تا پیشرفته ترین انها را معرفی نموده اند و در واقع قلمرو آن در محدوده شناخت موسیقی فرهنگهای بدوی و محلی است تا دیگر موسیقی ها و از مباحث سیستماتیک عملکردی این علم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

پیدایش یا بررسی مراحل تکامل موسیقی، رابطه موسیقی های محلی در سطوح مختلف فرهنگی. سیستمهای تنال موسیقی اساطیر، سازها و سیستمهای انها و مفاهیم رایج در اتنوموزیکو که عبارتند از مدل ملودی،  رئالیزاسیون (چگونگی ظاهر مدل) بخشهای مشابه مدل اصلی، ملودی تیپ، کمپوزیسیون، بدیهه سرایی یا (امپروویزاسیون)، مدولاسیون، پولیفونی(چند صوتی) فرم، جمله، فیگور، مد سیستم تنال و شروع و خاتمه صدا(صدا و سیمای مرکز خلیج فارس، 1390).

علم موسیقی از قدیم الایام بر پایه ریاضی استوار بوده است و فلاسفه ان را از شعب ریاضی دانسته و متون قدیمی موسیقی را در مبحث ریاضی مطرح نموده اند. ابن سینا در کتاب شفا موسیقی را در فصل ریاضیات مطرح نموده است. امروزه وسعت زیر و بمی اصوات و قوانین موضوعات متفاوت ان موجب شده است که موسیقی نیز همانند سایر علوم تقسیماتی پیدا کند(صدا و سیمای مرکز خلیج فارس، 1390).

2-3-4  تاریخچه موسیقی در ایران

زنده یاد استاد روح الله خالقی در کتاب موسیقی ایران می نویسد: موبد زمان هخامنشی برای تقدیم نذر و قربانی به خدا سرودهای مذهبی می خواند و گویا این سرودها با ساز همراه نبوده است، کوروش در هنگام رزم با آشوریها سرودی را آغاز کرد که تمام سپاهیان دنبال وی، آن را خواندند آنگاه با قدمهای مساوی و با نظم به راه افتادند و در این زمان آمادگی و عزیمت را با شیپور اعلام می کردند، کوروش در شروع حمله سرود جنگی می خواند و سپاه با او هم آواز می شد. شاید نی یکی از وسایل سرگرمی ساعات فراغت بود. در زمان ساسانیان موسیقیدان ها طبقه خاصی داشتند. در دربار بهرام گور، چهارصد نوازنده می زیست، در عصر خسرو پرویز موسیقیدانان بزرگی چون باربد به موسیقی ارجی بلند داده اند. از دیگر موسیقی دانان دوره ساسانی نکیسا، بامشاد و رامین بودند(تاریخچه موسیقی، 1389).

اعراب پس از فتح ایران موسیقی ایرانی را عینا اقتباس کردند، شاید آهنگهای زیبای ایرانی به وسیله معماران و بنّایان ایرانی که در عصر عبدالله بن زبیر به تعمیر خانه کعبه مشغول بودند بین اعراب متداول شد و افرادی چون سعید بن مسجح و نشیط فارسی و ابن محرز و یونس کاتب، موسیقی ایرانی را بین اعراب رایج کردند. از آغاز اسلام تقریبا موسیقی متروک بود ولی در دوره خلافای اموی و عباسی دوباره رونق گرفت. در زمان خلافت هارون الرشید و پسرانش موسیقی مقامی ارج و منزلت یافت و بزرگانی چون: ابراهیم و اسحق موصلی ظاهر شدند. در هر حال موسیقی قبل از اسلام را باید یک نوع موسیقی عملی دانست که قاعده و نظمی بین صوتها و لحن ها ایجاد نشده بود، ولی در دوره اسلامی با توجه به قاعده های موسیقی که فیلسوفان یونانی طرح کرده بودند نهضتی در موسیقی ایران، به دست ایرانیان پدید آمد. نقوش و حجاری ها و نگـارگـری های به جای مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ایرانیان به هـنر موسیقی می باشد. در دوران پس از اسلام موسیقی به دلیل مخالف ها، شکوفایی دوران پـیشین خود را از دست داد. ولی به هـر حال به حیات خود ادامه داد. این استمرار را می توان در زمان صفویه در بنای کاخ چهـلستون و اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو مشاهـده کرد(تاریخچه موسیقی، 1389).

موسیقی ملی ایران، مجـموعه ای است از نواهـا و آهـنگ هایی که در طول قـرن هـا، در این سرزمین به وجود آمده و پـا به پای سایر مظاهـر زندگی مردم ایران تحول وتکامل یافتـه، و بازتابی از خصوصیات اخلاقی، وقایع سیاسی، اجـتماعـی و جـغـرافـیایی ملتی است که تاریخـش به زمان های بسیار دور می رسد. ظرافت و حالت تعـمق ویـژه موسیقی ایرانی انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسیدن به جـهـانی غـیر مادی رهـنمون می سازد. موسیقی ملی ایران، که مبـنا و سابقه ای بسیار کـهـن دارد، شامل شاخه های مختـلفی به شرح زیر است:

Ø    قـبل از اسلام: موسیقی های اقوام کهـن ایران شامل : بـخـتـیـاری، کردی، لری و…..

Ø    بعـد از اسلام: موسیقی مقامی(حماسی، تعـزیه، عـزا )، ردیفـی ( دستگـاه های موسیقی سنـتی )

در دوره حاضر این تـقـسیم بـندی به شرح زیر است:

Ø    قـبل از اسلام

Ø    بعـد از اسلام

موسیقی های محـلی ایران و نغـمه های سنـتی ( ملودی های دو گـروه قـبل ) و تـنـظیم و تهـیه کلاسیک آنهـا(هفته نامه امرداد، 1391).

طبق روش طبقه بـندی جـدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـیش برقـرار شده، آواز و موسیقی سنـتی ایران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند. از دوازده مجـموعـه تـقـسیم بـندی شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـیـشـتری داشتـه اند، دستگـاه نامیده شده و پـنج مجموعـه دیگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهای مزبور منشعـب شده اند، آواز نامیده اند. بنابراین موسیقی سـنتی امروز ایران، که باقی مانده مقامات دوازده گـانه قـدیم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئی از آن در دستـرس است. بر هـفت دستگـاه اصلی و پـنج آواز، تعـدادی گوشه نیز موجود است و الگـوی نوازندگـان و خوانـندگـان امروزی است. شمار این گـوشه ها 228 عدد عنوان شده است. ردیف های مخـتـلف و مشهـور استادان موسیقی سنـتی صد ساله اخـیر مانـند آقا حسیـنـقـلی، میرزا عـبدالله، درویش خان و صـبا نـیـز از هـمین نـظم پـیـروی می کـند(هفته نامه امرداد، 1391).

نام هـفت دستـگـاه اصلی عـبارت است از شور، ماهـور، هـمایون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدین شرح است: اصفـهـان، ابوعـطا، بـیات ترک، افـشاری و دشتـی. برای اجرای یک دستگـاه با یک آواز تـرتـیـبی را باید رعـایت کرد که معـمولا این چـنـیـن است: درآمد، آواز، تصنـیف و رنگ. از زمان مرحوم درویش خان و به ابـتکـار وی، پـیش درآمد و چـهار مضراب نیـز به این سلسله مراتـب اضافه شده است(تاریخچه موسیقی، 1389).

ترانه های فـولکوریک ایران

استاد خالقی، در این باره چـنـین می نویـسد: یکی از منابع ذیـقـیمت موسیقی هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هایی است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسیله مردم بومی و روستایی خوانده می شود و چون این نوع موسیقی کـمتـر تحـت تاثـیر افـکار مردم شهـر نـشـین واقع شده، طبـیعی تر و به موسیقی حقیقی و اصیل و قدیمی آن کشور نزدیکـتر است؛ جمع آوری آنهـا عـلاوه بر اینکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداری آنهـا است، کمکی هـم به تحـقـیق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت می کـند، و چـگـونگی و کـیفـیت آن را معـلوم می نماید(تاریخچه موسیقی، 1389).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   . نظریه ها ومطالعات در زمینه جو سازمانی

چـون در ایران اقوام مخـتـلفی ساکـنـند که از نظر فرهـنگی و قـومی تـفاوت های بـسیاری با یکـدیگـر دارند، بنابراین موسیقی فولکوریک ایران دارای خصوصیات بسیار متـنوعی از نظر طرز بـیان و لحـن موسیقی است. مثـلا موسیقی آذربایجـانی، گـیلانی، خراسانی، بـخـتـیاری، کردی، شـیرازی و بلوچی نـه تـنـها ملودی هـا، که در گـویش نـیز با یکـدیگـر بـسیار متـفاوتـند، از نظر فرم موسیقی می توان از دو نوع موسیقی بومی در ایران نام برد:

Ø    تـرانه های بومی آوازی که به صورت انـفرادی یا دسته جمعـی خوانده می شود.

Ø    رقص های محلی سازی که با سازهـای محلی به اجرا در می آید(همان منبع).

ترانه های محلی ایرانی از نظر ملودی بـسیار غـنی و پـر مایه است که از این نـظر یـکی از غـنی ترین، زیـبا ترین و متـنوع ترین تـرانه های فـولکوریک دنـیا هـستـند. این ترانه ها که نشانه طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سینه به سینه نقـل شده و از نسلی به نسل دیگر می رسد و آئینه تمام نمای افکـار و اندیشه های مردمی اند که خود خالق و آفـریـنـنده آن بـشمار می رونـد. این تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگی و طبـیعـت که در سرزمیـن ایران وجود دارد، یکی از غـنی ترین منابع فـرهـنگی ایران به شمار می آیـند. این تـرانه ها نمایانـندهً ملت و گـذشته ایران هـستـند و می توانـند بهـترین الهام بخـش موسیقیدانان در پـدید آمدن آثار موسیقی عـلمی قرار گـیرند. نمونه هایی از موسیقی فـولکوریک ایران عبارتند از:

Ø    موسیقی بـخـتـیاری، لرستان و فارس

Ø    موسیقی گـیلان و تالش

Ø    موسیقی کردستان

Ø    موسیقی سواحل جنوب ایران

Ø    موسیقی سیستان و بلوچستان

Ø    موسیقی خراسان

Ø    موسیقی ترکمن

Ø    موسیقی آذربایجان (تاریخچه موسیقی، 1389).

2-3-5 فواید موسیقی

موسیقی فواید زیادی را داراست. در جامعه شناسی خیلی بدان توجه شده است. اجرای موسیقی سالم(سنتی و یا کلاسیک) در زندان ها، می تواند مجرمین را از حالت های جرم و جنایت خارج سازد. موسیقی توأم با اشعار عرفانی همچون اشعار حافظ، مولانا و…. می تواند کارکردهای اخلاقی مناسبی را تولید نماید که برای آرامش ذهن و تفکر بسیار حائز اهمیت است. بدن شک آموزش خواندن و نوشتن، قرآن، مذهب و الهیات و موسیقی می تواند در کاهش جرائم نقش بسیار محوری داشته باشد(کیانی، 1382).

اصولا یکی از کارکردهای هنر اصیل کاهش بزهکاری، افزایش روحیه غیرت و شجاعت و نیز القای هنجارهای اخلاقی و دینی است. در حقیقت، هنر نقش بسیار مهمی در سازندگی و اعتلای روح انسان دارد و در آن بایستی از عناصر سازنده و مفید به حال شادابی، سرزندگی و اعتلای جامعه استفاده نمود(دهقانی زاده و همکاران، 1382).

2-3-6 بررسی موسیقی سنتی و بومی ایران

موسیقی سنتی و ملی ایران یکی از بی آلایش ترین و ساده ترین انواع موسیقی از حیث زیبائی است و دارای دستگاه ها و ردیف های روائی مختلفی است. این موسیقی حسی از سرزندگی و احساس شجاعت و غرور را به همراه می آورد که بسیار دلنشین و توأم با لحنی آرام است. موسیقی ایرانی در افزایش حس غرور و همبستگی ملی تأثیر بسزائی می تواند داشته باشد. به سادگی از طریق اینکه فرد چه نوع موسیقی را گوش می نماید می توان به شخصیت، اخلاقیات و هنجارهای موردپذیرش فرد پی برد. معمولا افرادی که در موسیقی ایرانی فعالیت می کنند شخصیتی آرام و معتدل دارند(دهقانی زاده و همکاران، 1382).

موسیقی بومی ایران

موسیقی بومی یا موسیقی فولکلور یا موسیقی مردمی به نوعی از موسیقی سنتی و یا به طور کلی تر موسیقی روستائی گفته می شود  که در اصل توسط خانواده ها یا دیگر گروه های کوچک اجتماعی به نسل های بعدی منتقل می شود(تاریخچه موسیقی، 1389). نکته بسیار مهمی که وجود دارد اینست که بسیاری از گوشه ها و نغمات موسیقی سنتی ایران از موسیقی بومی بدانجا راه یافته اند.

موسیقی محلی در قلمرو شاخه یا گونه ای از فرهنگ و هنر  قرار می گیرد که آن را فرهنگ عامه می گویند. از ویژگی های موسیقی بومی سادگی و بی پیرایگی آن است. در موسیقی بومی یا محلی ایران از یک سو نقش هنرهای اولیه، باورها، احساسات و به طورکلی زندگی گذشتگان را می توان بازیافت و از سوی دیگر جلوه های طبیعت را. جزء اصلی موسیقی محلی ایران را ترانه ها تشکیل می دهند.  در بسیاری از این ترانه ها یادی از افسانه ها و داستان های آشنای محلی شده است. سازهای بومی و محلی به دلیل باقی ماندن ساختار اولیه و اصیل آن ها و یا لااقل مقدار زیادی از آن ویژگی ها در حد خود به شناخت سازی و در نتیجه تاریخ موسیقی ایران کمک می کنند(فرهادی، 1388).

این نوع از موسیقی همانند ادبیات عامه یا فولکلور، بیشتر به جای نواختن از روی نت های نوشته شده، سینه به سینه و با گوش سپردن منتقل می شود و بیشتر محبوب روستائیان فرهنگ ای گوناگون بوده و قالب استانداردی ندارد(تاریخچه موسیقی، 1389).

مولانا در مورد موسیقی میگوید(به نقل از لاهوتی، 1390):

این علم موسیقی بر من چون شهادت است                         چون مومنم، شهادت و ایمانم آرزوست

بارتوک یکی از پیشقراولان انتوموزیکولوژی و استفاده کنندگان موسیقی محلی در ساخته های خود است. وی می گوید : برای من نزدیک شدن به موسیقی محلی به مراتب دشوارتر و پر مسئولیت تر از آن است که خود نغمه ای بسازم(درویشی، 1380).

تأثیر موسیقی محلی برانواع مختلف موسیقی در دیروز و امروز جهان به قدری است که می توان به جرأت گفت ریشه و اساس همه نوع موسیقی از غرب تا شرق،از موسیقی به اصطلاح کلاسیک غربی گرفته تا انواع موسیقی های سنتی را باید در کیفیات موسیقی محلی جست و جو کرد. اما به هر تقدیر موسیقی بومی ایران در مناطق مختلف برای درمان بیماری ها، شاهنامه خوانی، جشن های نوروزی، ذکر مصیبت واقعه عاشورا و….به کار رفته است. در آئین موسیقی بوشهر که به همراهی سنج و دمام انجام می پذیرد، موسیقی به نام زار وجود دارد که برای درمان بیماری ها به کار می رود(درویشی،1380).

2-3-7 دسته بندی موسیقی های بومی

موسیقی جنوب

موسیقی جنوب ایران یکی از زیباترین و دلنشین ترین موسیقی های نواحی ایران است و به هیچ روی سنخیتی با ریتم ها تند عربی و موسیقی بندری که در ذهن عامه است ندارد.البته وجود مهاجران مختلف هندی و افریقائی قطعا در موسیقی این مناطق تأثیرگذار بوده است. امروزه موسیقی جنوب به دو دسته بندری و آئین سوگواری دسته بندی می شود.

الف) موسیقی بوشهر: در مراسم عزاداری بوشهر ساز دمام نقش محوری را بازی می کند و معمولا پس از اجرای موسیقی تعزیه اجرا می گردد. دمام مجموعه طبل هائی است که در مراسم عزاداری به منظور اعلام شروع مراسم اجرا می گردد. امروزه پس از اجرای دمام برخلاف گذشته،تعزیه به معرض نمایش گذارده نمی شود، بلکه دمام تنها شروع مراسم سینه زنی را اعلام می دارد.یکی از موسیقی های مهم که در بوشهر رواج دارد موسیقی شبالو است که تحت تأثیر موسیقی بومیان افریقائی بوده است و به نام شبالو معروف است. این موسیقی بوسیله دایره اجرا می شود و در آن خوانندگان بصورت دایره وار کنار یکدیگر می نشینند و شانه های  خود را به صورت منظم به چپ و راست تکان می دهند. یکی دیگر از فرم های رایج  “یزله” نام داشته که به وسیله خوانندگان غیر حرفه ای اجرا می شود و تنها با دست زدن همراهی می شود. دراین اجرا ملودی بیشتر از شعر اهمیت دارد. “شروه” نیز موسیقی است که برای خواندن آن از ترانه های فائز و گاه دوبیتی های هم وزن استفاده می شود و متعلق به منطقه دشتستان است. به نوعی آوازهای دشتی در دستگاه شور نیز مربوط به همین موسیقی است(درویشی،1380).

ب) موسیقی خوزستان: موسیقی اعراب بر موسیقی این منطقه تأثیر زیادی داشته است. به طور کلی، فرم های رایج در موسیقی سنتی عرب که موسیقی عرب های خوزستان نیز مستقیم الهام یافته از آن هاست بر دو نوع است : سازی و آوازی. مهم ترین فرم های آوازی موسیقی سنتی عرب عبارتند از: قصیده، لیالی، موال، توشیح و…. سازهای مورد استفاده در این نوع موسیقی عبارتند از : رباب(ربابه)، ساز ضربی کاسوره، لازومه یا شادوده، دایره زنگی، طبلا، تمپو و تمبک، دایره(دف) و قانون. یکی از انواع موسیقی خوزستان موسیقی علوانیه است که در دهه چهل شمسی توسط “علوان الشویع”در اهواز پدیدار گشت و بیانگر رنج ها، آلام و ستم ملی وارد بر مردم عرب خوزستان از جانب شاه و نیروهای بیگانه است. علوانیه دارای لحنی حزین و دردآلود بوده و با سبک “امیری”در مازندران مشابهت دارد. اما آنچه که امروز تحت عنوان موسیقی خوزستان معروف است ترکیبی از موسیقی عربی با ریتم های عربی و عموما ضرب بالاست که تحت عنوان موسیقی بندری معروف است. این نوع از موسیقی در جشن ها و مراسم شادی اجرا می شود و با موسیقی لبنان،عراق ودیگر کشورهای عربی پیوند عمیقی دارد(درویشی،1380).

موسیقی بختیاری

موسیقی بختیاری در مناطقی چون لرستان، خوزستان، اصفهان، همدان(تویسرکان)، بوشهر، فارس و استان مرکزی رواج دارد. اکثر موسیقی های این مناطق شامل بازی ها، رقص ها و مراسم سوگ آمیز کتل است که توسط سرنا، کرنا و دهل نواخته می شود. آواز های چوپانی نیز در این مناطق ناظر بر فعالیت های دامپروری است. موسیقی آوازی قوم بختیاری در انواع زیر طبقه بندی می شود:

  1. موسیقی حماسی و پهلوانی: این آوازها عوما به خاطر ایجاد انگیزه و روح سلحشورانه در میان مردم ایل خوانده می شود. بسیاری از اشعار این آوازها از شاهنامه فردوسی و یا شاعران حماسه سرای ایل اخذ می شودکه غالبا اوصاف نامداران، سلحشوران،خوانین و بزرگان ایل است. از نمونه آوازهای حماسی می توان از رستم و سهراب، هفت لشکر، ابولقاسم خان، سردار اسعد و علیداد نام برد.
  2. آوازهای تغزلی: بیشتر در عروسی ها،شب نشینی ها و تنهائی ها خوانده می شود.
  3. آواز های چوپانی و گله داری
  4. آوازهای صیادی (شکارگری )
  5. آوازهای مخصوص جشن و سرور(ریز مقام ها و ترانه ها)
  6. آوازهای حکمی و پندآمیز(مکنب خانه ای )
  7. آوازهای دروگری و سرخرمنی (برزگری)
  8. آوازهای کار(مربوط به زنان): در فعالیت ها و کارهائی چون مشک زنی، شیر دوشی، چرا، برنج کوبی(لردگان)، گلیم بافی و قالی بافی توسط زنان ایل خوانده می شود.
  9. موسیقی غنایی: شامل آوازهای عاشقانه ای است که در نقل ها و منظومه های غنائی همچون حسینا، نجما و یا در نظامی خوانی ها همچون خسرو و شیرین تبلور یافته است و گاهی نیز درآوازهای شبانی چون گل گیس مشاهده می شود.
  10. آوازهای آئینی: مربوط به دیدگاه های هستی شناسی و کهن مردمان ایل است که از مهم ترین آن ها می توان به کل علی کوسه،چهل کچل و بندبازی اشاره نمود.
  11. آوازهای مذهبی و عزا: بیشتر اختصاص به مراسم ماه محرم داشته و در رسای شهیدان کربلاست(درویشی،1380).

موسیقی ترکی

این موسیقی در بخش وسیعی از قاره آسیا و قسمتی از قاره اروپا رایج است. از انواع موسیقی ترکی می توان به موسیقی آذربایجانی، ترکمنی، اویغوری، موسیقی ترکی خراسانی، ترکیه ای و قشقائی نام برد. سازهای رایج در این نوع از موسیقی عبارتند از: سازهای زهی(چگور، دوتار، رباب، تامدیر، قیچک،  باغلاما) و سازهای بادی (بالابان، سرنا،توتک) و سازهای کوبه ای. موسیقی آذربایجان غربی به دلیل نزدیکی با ترکیه،تأثیرات بسیاری را از موسیقی شرقی ترکیه پذیرفته است. معروف ترین گروه های موسیقی ترکی عاشیق های آذربایجان هستند که نوعی سنت دیرینه به نام «باقلاما» بین آنان وجود دارد که نوعی رقابت ومسابقه و  مشاجره است. در این مسابقه عاشیق ها به مصاف یکدیگر می رفتند و عاشیقی که اشعار بیشتری را در حافظه داشت برنده می شد و اغلب ساز رقیب را به نشانه پیروزی از وی می گرفت(درویشی،1380).

موسیقی کردی

موسیقی فولکلور کردی از سه بخش افسانه ها، حکایت ها و داستان ها تشکیل شده است. تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که کردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می آید. گزنفون تاریخ نویس یونانی در این باره نوشته است: پس از شکست کوروش از یونانیان در حمله یونانیان به ایران،هنگامی که لشکر یونان قصد بازگشت از کردستان را داشت،کردها در حالی که نغمه ها و سرودهای دسته جمعی می خواندند یونانی ها را مورد حمله قرار دادند و بدین ترتیب از موسیقی در جنگ استفاده می کردند. در واژه نامه موسیقیائی “فاسکه که” که در فرانسه منتشر می شود، آمده است که ایران قدیم و سرزمین “میسوپوتامیا” یعنی جایگاهی که کردها اکنون در آن سکونت دارند، قدیمی ترین مهد موسیقی جهان بوده است. اصیل ترین سازهای مورد استفاده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل » هستند. بعدا سازهای «دف» و «تنبور» نیز وارد این نوع موسیقی شدند(درویشی،1380).

موسیقی شمالی

آواهای مازندرانی بیشتر در شور و دشتی است. موسیقی چوپانی، مراسم عروسی و موسیقی مذهبی از مهم ترین موسیقی های این مردمان است. بسیاری از ترانه ها در دستگه سه گاه و چهار گاه نیز از موسیقی این ناحیه از ایران نشأت گرفته شده است. با اندکی دقت تأثیرات بسیار زیاد موسیقی شمالی بر موسیقی سنتی ایران مشخص می شود(فرهادی، 1388).

2-4 موسیقی و توسعه گردشگری

در ذکر انواع توریسم و محصولات گردشگری به این نکته اشاره شد که نوعی از توریسم، توریسم درمانی است. بنابراین از موسیقی درمانی می توان بعنوان نوعی درمان در جذب گردشگر نیز کمک گرفت. مسافرت خود به تنهائی عامل سلامتی و بهبود عملکرد دستگاه های بدن است. رسول گرامی اسلام نیز در حدیثی فرمودند: سفرکنید تا سالم بمانید. به همین نحو موسیقی نیز با ذکر شواهد بالا در تخلیه هیجانات، شادابی روح و افزایش فعالیت و کارکرد مغز تأثیر بسزائی را داراست. موسیقی، مسافرت و  ورزش سه غذای روح هستند که در صورت توجه به آن ها بی شک میزان مراجعه به طبیب کاهش پیدا خواهد کرد(معاونت برنامه ریزی و توسعه شهرداری کلانشهر تبریز، 1391).

با توجه به مسائل ذکر شده در بخش بعدی به مرور پژوهش های انجام شده در این خصوص پرداخته می شود.