خانواده هسته ای

دانلود پایان نامه

4-15-3-1. مراقبت
ناتوانی نوزاد انسان در محافظت از خود، که برخلاف بسیاری از گونه های حیوانی تا چند سال پس از تولدش ادامه می‌یابد، مراقبت فیزیکی از کودک را در راستای تداوم نسل بشر، ضروری ساخته است.
افزون بر آن، عجز و ناتوانی انسان در دوران سالخوردگی که بسیاری از افراد در چرخه حیاتی خود با آن روبرو می‌شوند و نیز، ناتوانایی‌های ناشی از نقص عضو یا بیماری، ضرورت و اهمیت موضوع مراقبت را دو چندان می‌سازد. مسوولیت قانونی و اخلاقی ایفای این مهم در طول تاریخ بر عهده خانواده‌ها بوده است. حتی در جوامع صنعتی معاصر که برای حمایت از افراد ناتوان، برنامه های رفاهی متنوعی به اجرا درآمده است، قانون از والدین می خواهد که از اولادشان به گونه ای مناسب حمایت کنند و دولت تنها زمانی این مسوولیت را بر عهده می‌گیرد که والدین ناتوانی خود را از ایفای آن، به اثبات رسانند، یا اینکه اصلا والدین موجود یا در دسترس نباشند. (استکس، 1989)
در ارتباط با موضوع حفظ فرزندان و مراقبت از آنان، نخستین نکته در خور توجه، تاکید فراوان اسلام بر حق حیات آنان است. روشن است که همگان در برابر این حق مسوولیت دارند اما با توجه به رواج پدیده اسف بار فرزند کشی در دوران جاهلیت، متون دینی عمدتا والدین را در این جهت مورد خطاب قرار داده‌اند. بر حسب آیه (اسراء، 31) والدین از کشتن فرزندان به دلیل تنگدستی نهی شده‌اند و چنین اقدامی‌خطای بزرگ نامیده شده است. (انعام، 151) و این اقدام عملی نابخردانه و موجب خسران معرفی شده است. (انعام، 140) آیه 12سوره مبارکه ممتحنه یکی از موارد بیعت نامه زمان با پیامبر خدا (ص) را لزوم اجتناب آنان از کشتن فرزندان قرار داده است.
آمار‌های تکان دهند سقط جنین در دوران معاصر از این واقعیت پرده برداشته‌اند که جاهلیت جدید در زمینه فرزند کشی گوی سبقت را از جاهلیت قدیم ربوده است.
در الگویی که اسلام در این زمینه ارائه داده، مراقبت خانوادگی بر مراقبت غیر خانوادگی و مراقبت مادرانه بر مراقبت بوسیله غیر مادر ترجیح داده شده است، هر چند این ترجیح‌ها به حد الزام نمی‌رسند. به موجب این الگو، در شرایط عادی مطلوب نیست که شیوه‌های مراقبت نهادی، جایگزین مراقبت خانوادگی گردند؛ زیرا هیچ نهاد یا موسسه ای حتی در بهترین شرایط قادر نیست آن فضای ارتباطی عاطفی را پدید اورد که در خانواده‌های طبیعی بین والدین و فرزندان می‌تواند شکل گیرد. با این حال انعطاف‌پذیری واقع بینانه دیدگاه اسلام در این مساله به پذیرش برخی شیوه‌های جایگزین مانند سپردن کودکان شیرخوار به دآیه‌ها و مشارکت خویشاوندان در تربیت فرزندان در شرایط خاص، منجر شده است.
از سوی دیگر، مادر به واسطه حمایتی که از پدر به ویژه در قالب نفقه دریافت می‌کند، این امکان را به دست می‌آورد که فارغ از دل مشغولی تامین معشیت به ایفای کارکرد مرقبت از فرزندان به نحو احسن بپردازد. شواهد قرآنی و روایی متعددی بر این الگوی تقسیم کار در خانواده دلالت دارند از جمله آیه شریفه 233 سوره مبارکه بقره می فرماید: «الْوالِداتُ یرْضِعْنَ اوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ کامِلَینِ لِمَنْ ارادَ آن یتِمَّ الرَّضاعَه وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ الا وُسْعَ‌ها لا تُضَارَّ والِدَه بِوَلَدِ‌ها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِکَ فَانْ ارادا فِصالا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیهِما وَ آن ارَدْتُمْ آن تَسْتَرْضِعُوا اوْلادَکُمْ فَلا جُناحَ عَلَیکُمْ اذا سَلَّمْتُمْ ما اتَیتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا آن اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ ». (233بقره)
مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. این براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را کامل کند و بر آن کسى که فرزند برایش متولد شده لازم است خوراک و پوشاک آن‌ها را به شایستگى فراهم نماید و هیچ کس بیش از توانش تکلیف ندارد. مادر و پدر نباید به فرزند زیان برسانند و بر گردن وارث پدر نیز همین وظیفه است و اگر پدر و مادر با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را از شیر بگیرند، گناهى بر آن‌ها نیست و اگر بخواهید براى فرزندانتان دآیه بگیرید، گناهى بر شما نیست در صورتى که حق گذشته مادر را به شایستگى بپردازید و از خدا بترسید زیرا خداوند به آن‌چه انجام مى‏دهید بیناست.
آیه فوق به روشنی بر اولویت ایفای نقش مادری از سوی مادران طبیعی دلالت می‌کند‌. و از سوی دیگر، وظیفه انفاق بر مادران را در طول دوره شیردهی بر عهده پدران قرار داده است.
برخلاف ادعای فمنیست ها، الگوی مراقبت مادرانه صرفا خاستگاه اجتماعی ندارد، بلکه ریشه در مبانی طبیعی دارد و اسلام نیز بر پایه همین مبانی طبیعی است که این الگو را ترجیح داده و قواعد حقوقی متناسب با آن را مقرر نموده است.
در مورد مراقبت از سالخوردگان نیز علیرغم تغییرات مهمی که در سال‌های اخیر به وجود آمده، فرزندان هم‌چنان مسوولیت اصلی را بر عهده دارند. در 80 درصد موارد، هر گونه مراقبتی که شخص سالخورده بدان نیاز دارد، از سوی خانواده اش تامین می‌شود و این به دلیل احساس تعهد نیرومندی است که حتی در زمان سست بودن رابطه عاطفی والدین و فرزند، وجود دارد. البته در مورد مراقبت از سالمندان و بیماران، به نظر می‌رسد کاهش نقش خانواده در این زمینه و ایفای این نقش توسط نهادهای جایگزین که از نیاز های زندگی شهری جدید است، احیانا به شیوه‌هایی صورت می‌گیرد که با ارزش های اسلامی مانند لزوم احسان به والدین و خودداری از هر رفتار یا سخنی که باعث رنجش هر چند اندک آنان گردد ناسازگارند وَ قَضى‏ رَبُّکَ الا تَعْبُدُوا الا ایاهُ وَ بِالْوالِدَینِ احْسانا امَّا یبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ احَدُهُما اوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا کَریما (23) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَه وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیرا (24) (اسرا 23و24)؛ پروردگارت حکم قطعى کرده که غیر او را بندگى نکنند و به پدر و مادر احسان نمایند چنان که هر دو آن‌ها و یا یکى از آن‌ها پیر شدند، به آن‌ها حتى کلمه اف نگویید و یا بر سر آن‌ها فریاد نکشید و با اهنگى نرم و ملایم با آن‌ها سخن گویید. (23) همواره بالهاى تواضع خود را در برابرشان از روى محبت و رحمت بگشایید و بگویید: پروردگارا! به پدر و مادرم رحم کن همان‌گونه که آن‌ها در کودکى مرا تربیت نمودند.
آثار منفی این شیوه‌ها بر شخصیت سالمندان و بیماران در درجه نخست و سست شدن انگیزه‌های فردی برای مراقبت پرورش فرزندان در درجه بعدی می‌تواند تا حدودی مخالفت اسلام با شیوه‌هایی از این دست را مدلل سازد.
شایان ذکر است که در بیان حکمت تاکید فراوان اسلام بر این وظیفه می‌توان گفت وجوب احسان به والدین بر مبنای قائده عقلی وجوب شکر منعم و به تعبیر قرآن، جزای احسان با احسان (الرحمن، 60) استوار است؛ زیرا همگان اذعان دارند که زحمت‌ها و رنج‌هایی که والدین در امر پرورش فرزندان خود متحمل می‌شوند از بی شایبه‌ترین نعمت‌هایی است که در جوامع بشری یافت می‌شود و از این رو، هیچ انسان منصفی در لزوم سپاس‌گذاری فرزندان نسبت به والدین تردید روا نمی‌دارد.
مهمترین شاخصه‌های احسان، مراقبت، حمایت، اطاعت، احترام و محبت می‌باشد.
4-15-3-2. حمایت
در طول تاریخ، خانواده همواره در جایگاه حامی ‌و تامین کننده به اعضای خود خدمت کرده است. در برابر دشمنان، در برابر طبیعت، در برابر ارواح بدن‌ها و مهم‌تر از همه در برابر نیرو‌های هم‌آوای انسان‌های دیگر. نهادی که خانواده نامیده می‌شود در صورتی که به درستی حمایت شود دست کم تا حدی قدرت مراقبت از خود در برابر تهاجم‌های حقوقی سیاسی، درمانگرانه، فیزیکی یا اقتصادی را دارد.
کارکرد حمایتی خانواده اعم از حمایت اقتصادی، تامین پایگاه اجتماعی و کنترل اجتماعی است.
در خصوص حمایت اقتصادی خانواده، اسلام با ارائه مجموعه‌ای از توصیه‌های وجوبی و استحبابی، زمینه تحقق این کارکرد را فراهم کرده است. از یک سو والدین و فرزندان متقابلا به عنوان افراد واجب النفقه معرفی گردیده‌اند. بدین معنی که تامین هزینه‌های زندگی فرزندان در صورت نیازمندی بر عهده پدر (یا جد پدری) و با فقدان پدر بر عهده مادر است و مدرک فقهی آن همان ادله‌ای است که متقابلا انفاق برپدر و مادر نیازمند را جزء وظایف فرزند به شمار آورده اند و تامین هزینه‌های زندگی والدین در صورت نیازمندی بر عهده فرزندان است؛ و حتی اجبار و الزام قانونی در این باره پیش‌بینی شده است. از سوی دیگر تاکید فراوان بر ارزش‌هایی مانند احسان، تعاون بر کار‌های نیک و صله ارحام در معنای وسیع آن شامل کمک‌های مالی نیز می‌شود. ابعاد دیگر عنایت اسلام بر کارکرد حمایتی اقتصادی خانواده را به نمایش می‌گذارد. تحکیم هنجار‌های اسلامی‌یاد شده می‌تواند آثار منفی زندگی شهری جدید بر کارکرد حمایتی خانواده را تا حدودی خنثی سازد.
البته کارکرد اقتصادی در اشکال مختلف گاه ذیل عنوانی جداگانه از ره اورد‌های تشکیل خانواده محسوب می‌شود. زیرا خانواده همواره واحدی اقتصادی بوده که اعضای آن برای تامین نیاز‌های معیشتی مشترک با همکاری یکدیگر به کار تولیدی یا خدماتی می‌پرداخته اند، هر چند در جوامع معاصر کارکرد اقتصادی خانواده دستخوش تغییرات جدی شده و در نتیجه، شاهد تبدیل شدن خانواده به یک واحد مصرفی هستیم.
برخی اندیشمندان از اینکه در تحلیل‌های رایج از خانواده، واقعیت‌های مربوط به تجارت خانوادگی در نظر گرفته نمی‌شود. اظهار تعجب می‌نمایند درحالی که موتور تولید ثروت در جوامع صنعتی را واحد خانواده می‌دانند و معتقدند که ازدواج انگیزه بسیار قدرتمندی برای مردان ایجاد می‌کند تا تولید ثروت کنند و خانواده‌ها در صورتیکه برای آینده انگیزه داشته باشند، ثروت جاری بزرگی برای کل کشور تدارک می‌بینند. بنابراین شکستن قداست ازدواج و خانواده سبب بر هم زدن تجارت خانوادگی و در نتیجه درهم شکستن اقتصاد کشور آزاد است همان گونه که ازدواج سبب می‌شود مردان جوانی که به حال می‌اندیشند، انگیزه لازم جهت تولید ثروت برای آینده را بیابند، واحد خانواده نیز تمام جوامع را برای آینده دارای انگیزه می‌کند بدون چنین انگیزه‌ای جوامع در گنداب راکد منافع شخصی و ارضای نفس می‌پوسند. (گاردنر، 1386) یکی از عوامل مهم حفظ بقای خانواده هسته ای، تشریک مساعی اقتصادی براساس تقسیم کار بین زن و شوهر است. (فانون، 1361)
با توجه به اینکه برای رفع نیاز‌های مالی و معیشتی، گزینه‌های دیگری غیر از ازدواج و چه بسا بهتر و ساده تر از آن در دسترس افراد قرار دارد، در اسلام تاکید خاصی بر تامین نیاز‌های معیشتی به عنوان یک از اهداف اصلی ازدواج صورت نگرفته است و حداکثر می‌توان آن را هدفی فرعی در نظر گرفت. با اینحال اوضاع واقعی اغلب به این صورت است که زن و شوهر در تامین نیاز‌های معیشتی به یکدیگر وابسته می‌شوند و از این رو، می‌توان تامین نیاز‌های معیشتی را یکی از کارکرد‌های خانواده تلقی کرد.
متون دینی برخلاف واقعیت وعرف زندگی بشر امروزی و حتی عرف پذیرفته نزد اکثر مسلمانان- که نداشتن مسکن، درآمد ثابت و شغل و کار مشخص را از بهانه‌های ترک ازدواج و تجرد زیستن می‌انگارند- بر آن است که تشکیل خانواده، خود یکی از عوامل ر‌هایی از فقر و از جمله اسباب ثروتمندی و دسترسی به امکانات و رفاه بیشتر زندگی است. وَ انْکِحُوا الْایامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ امایکُمْ آن یکُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم (نور، 32) و مردان و زنان بدون همسر را همسر دهید و نیز بردگان و کنیزان درستکار را به ازدواج دراورید. اگر فقیر باشید، خداوند شما را از جانب فضلش بى‏نیاز مى‏کند که پروردگار وسعت بخش و اگاه است.
چنان‌که پیداست آیه شریفه در پی نمایاندن کارکرد اقتصادی خانواده است و تشکیل خانواده و ازدواج را در ثروت افزایی موثر می‌شناسد و با دو بیان موکد، براورده شدن نیاز‌های مالی خانواده را تضمین می‌کند.
گذشته از تحلیل‌های دینی و باور به فضل و آمداد الهی، که فقر و ثروت، سلب و اعطای نعمت، در دست اوست، نقش ازدواج و تشکیل خانواده در ثروت افزایی را شاید بتوان از منظر عقلی بدین گونه ارزیابی کرد که فرد در حالت تجرد، امید و انگیزه کمتری برای کار، تلاش و جدیت دارد زیرا احساس مسوولیت تامین معاش نسبت به دیگری نمی‌کند. با تشکیل خانواده و به ویژه تولد فرزند تکلیف و احساس مسوولیت تازه‌ای برای هر یک از پدر و مادر پدید می‌اید و از آنجا که هر دو همسر، پیشرفت در رشد اقتصادی خود را در گرو تلاش یکدیگر می‌دانند و توفیقات و خوش بختی فرزند را نیز در گرو کار و فعالیت خود می‌بینند با تحمل هر گونه تلخی و مشقت در پی برآوردن نیاز‌های وی بر می‌ایند. چنین مسیری بطور طبیعی به رفاه و ثروت افزایی می‌انجآمد.
البته تشکیل خانواده الزاما به معنای ثروتمندی نیست، کانون خانواده تنها بستر و زمینه رشد اقتصادی را فراهم می‌اورد، اما شرایط و باید‌های دیگری همچون کار و تلاش پی گیر فکری، عقلی و جسمی‌لازم است، تا آن بستر‌ها و ظرفیت‌ها به فعلیت بنشیند حتی آمداد‌های الهی نیز در هر زمینه‌ای که باشد، از معبر اسباب و وسایط فیضان می‌یابد و نه جزاف و خارج از قانون مندی نظام هستی چنان‌که در آیه شریفه اشاره گردیده است وَانْ لَیسَ لِلْانسان الا ما سَعى‏ (39) ونیست براى انسان جز آن‌چه را باسعى و عمل به دست مى‏اورد.
4-15-4. تامین و تثبیت جایگاه و پایگاه اجتماعی

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   باورهای عامیانه