جلوگیری از انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه

خانواده از طریق جایگزین سازی و یا تخصیص پایگاه به اعضای جدید خود برخی از موقعیت‌های اجتماعی را تفویض می‌کند. از طریق تولد مشروع، موقعیت فرزند در مجموعه روابط و تعهدات خویشاوندی مشخص می‌شود. خانواده همچنین موقعیت‌های زندگی فرد و پایگاه اجتماعی ویژه او را در زندگی مشخص می‌نماید. هر جامعه‌ای از قواعد تنظیم تبار برای تعیین پایگاه و منزلت اجتماعی متناسب کودکان استفاده می‌کند و از این طریق خویشاوندان و خانواده فرد را مشخص می‌کند.
چندین عامل انتسابی (غیر اکتسابی) در تعیین پایگاه اجتماعی افراد یا گروه ها، یعنی موقعیتی که در سلسله مراتب اجتماعی احراز می‌کنند دخیل است که عبارتند از: طبقه، نژاد، قوم، جنس، سن و تا حدودی این دین و مذهب. خانواده ای که شخص در آن متولد می‌شود، شماری از این ویژگی‌های منتسب را به وی منتقل می‌سازد و از این طریق، پایگاه اجتماعی اورا مشخص می‌کند. خانواده بسته به اینکه به کدام نژادیا قوم یا مذهب تعلق دارد، نقشی تعیین کننده در انتساب پایگاه اجتماعی بالاتر یا پایین‌تر به اعضای خود ایفا می‌کند. البته هر فردی می‌تواند پایگاه اجتماعی خود را با تلاش و پشتکار در جهت احراز عوامل اکتسابی آن از قبیل ثروت و تحصیلات، ارتقا بخشد و این امر در جوامعی که اعضای آن از تحرک اجتماعی بالایی برخوردارند، کاملا مشهود است. (امکوست، 1978) ولی خود عوامل اکتسابی و فرصت های لازم برای کسب آن‌ها نیز تا حدودی متاثر از پایگاه اجتماعی منتسب فرد هستند.
به نظر می‌رسد اسلام تفاوت افراد در پایگاه اجتماعی منتسب و نقش خانواده در تعیین بخشیدن به این پایگاه را در بیشتر موارد، یک واقعیت مفروض می‌گیرد. قرآن کریم در سوره مبارکه زخرف آیه 32 از مساله تفاوت پایگاه اجتماعی، آنجا که از عوامل اقتصادی ناشی شده باشد، به اختلاف درجات یاد می‌کند و با نسبت دادن آن به خالق هستی، در ردیف سنت های اجتماعی قرار می‌دهد. در عین حال، اسلام با بهرگیری ناعادلانه از عوامل یاد شده، به لحاظ ارزشی، مخالفت ورزیده است.
4-15-5. جلوگیری از انحرافات اجتماعی (کنترل اجتماعی)
جلوگیری از انحرافات اجتماعی را میتوان از کارکردهای مراقبتی و حمایتی خانواده دانست که یا از راه کنترل مستقیم خانواده بر رفتار اعضا و یا بطور غیر مستقیم و به عنوان پیآمد کارکردهای دیگری همچون ارضای نیاز های عاطفی و جسمانی تحقق می‌یابد.
اسلام نیز جلوگیری از انحرافات اجتماعی را یکی از اهداف ازدواج به شمار آورده و در راستای تحقق این هدف بر ایفای کارکرد های نظارتی یاد شده تاکید کرده است.
کنترل رفتار فرزندان به ویژه از سوی والدین نیز دارای دو جنبه مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد. در خصوص نظارت مستقیم، افزون بر ادله عام امر به معروف و نهی از منکر، که طبق تصریح مصحف شریف همه مردان و زنان را در بر میگیرد. «وَ الْمُومِنُونَ وَ الْمُومِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ یامُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یقیمُونَ الصَّلاه وَ یوتُونَ الزَّکاه وَ یطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ اولیکَ سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ» (توبه، 71) و مردان و زنان مومن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع مى‏کنند و نماز به پا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و حکم خدا و رسول او را اطاعت مى‏کنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید. ادله ای در خصوص نقش نظارتی اعضای خانواده وارد شده است. از جمله اینکه می فرماید: یا آیها الَّذینَ امَنُوا قُوا انْفُسَکُمْ وَ اهْلیکُمْ نارا؛ (تحریم، 6) اى کسانى که ایمان اوردهاید، خود را باخانواده خویش از اتش دوزخ نگاه دارید.
خانواده گذشته از کنترل مستقیم، بطور غیر مستقیم و از راه ایجاد فضایی همراه با آرامش و امنیت و ارضای نیازهای عاطفی و جسمی همسران نیز تاثیر کنترل حمایتی دارد. در مورد کنترل غیر مستقیم چنان‌چه عنوان شد از یک سو باید بر نقش حمایت عاطفی و جسمی همسران و نیز حمایت عاطفی فرزندان در کاهش انحرافات اجتماعی تاکید کرد. در اسلام تاکید ویژه ای بر این موضوع صورت گرفته است. در شماری از آیات و روایات، تعبیر«احصان» که پیشتر نیز درمبحث ساختار بیان شد از ریشه لغوی «حصن» به معنای دژ و قلعه، مشتق گردیده و اشاره ای تلویحی به این مطلب است که هر یک از دو همسر برای دیگری به منزله دژ و قلعه است. (نساء24و25) همچنین تعبیر قرآنی «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَانْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » (بقره، 187) که زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان معرفی کرده، می‌تواند به این نکته اشاره داشته باشدکه همان گونه که لباس، زشتی‌ها و نقاط بدن انسان را می پوشاند و باعث زینت و حفظ ابروی وی می‌گردد، همسران نیز از جهات مختلف از جمله جلوگیری از انحرافات و زشتی‌ها، همدیگر را می پوشانند وبدین ترتیب، زینتی برای یکدیگرند (شاذلی، 1412)
4-15-6. زمینه سازی تربیت
در تربیت مسائل مهمی از جمله جامعه پذیر نمودن فرزندان و تربیت اجتماعی و تربیت دینی مورد نظر قرار دارد.
4-15-6-1. جامعه‌پذیری
با وجود اینکه در جوامع جدید بسیاری از کارکرد‌های خانواده توسط نهاد‌های دیگر انجام می‌شود ولی خانواده هنوز مهم‌ترین عامل جامعه‌پذیری است. از این رو، خانواده نقش اساسی در شکل‌گیری رویکردها، ارزش‌ها و باورداشت‌های کودک را به عهده دارد.
مبحث جامعه‌پذیری تا حد زیادی از عناصر ارزشی و ایدئولوژیک متاثر است لذا بدون توجه به ارزش‌ها و هنجار‌های جامعه نمی‌توان به بررسی و تحلیل آن اقدام نمود، به بیان دیگر تعیین بهترین و کامل‌ترین شکل جامعه‌پذیری کودکان، بدون در نظر گرفتن یک نظام ارزشی خاص بی معناست. و اختلاف نظام‌های ارزشی موجب می‌شود تا به جای تاکید بر بهترین شیوه جامعه‌پذیری، از شیوه‌های متعددی سخن بگوییم که هر کدام از آن‌ها با یکی از نظام‌های ارزشی موجود، بیشترین تناسب را دارد.
در نتیجه، برای تعیین بهترین شیوه جامعه‌پذیری کودکان در اسلام، باید نظام ارزشی اسلام، بطور عام، و اهدافی که اسلام از ازدواج و تشکیل خانواده دنبال می‌کند بطور خاص مورد توجه قرار گیرند.
در مجموع می‌توان از آیات و روایات اسلامی‌چنین برداشت کرد که تربیت در محیط خانواده هسته‌ای به لحاظ استعداد‌های طبیعی و روانی والدین و احساس تعهد آنان در قبال فرزندان و نیز به لحاظ دیگر کارکرد‌های مثبت فردی و اجتماعی خانواده که مورد عنایت اسلامند، بر شیوه‌های دیگر جامعه‌پذیری کودکان، اولویت دارد.
یکی دیگر از مسائل مرتبط به جامعه‌پذیری، به مساله یادگیری نقش‌های جنسیتی باز می‌گردد. شیوه‌های متفاوت تربیت کودکان دختر و پسر، باعث شکل‌گیری شخصیت‌های متمایزی می‌شود که نگرش ها، احساسات و رفتار‌های متفاوتی را در طول زندگی از خود به نمایش می‌گذارند یادگیری نقش‌های جنسیتی از سوی کودکان، از دو راه عمده صورت می‌گیرد: 1) آموزش مستقیم که در طی آن، دیگران به ویژه والدین، به کودک در قبال رفتار‌های متناسب با نقش‌های جنسیتی سنتی، پاداش می‌دهند 2) الگو سازی که در طی آن کودکان، دیگرانی از جنس خود را در حال انجام رفتاری مشاهده می‌کنند و سپس به تقلید آن رفتار می‌پردازند.
در مورد جامعه‌پذیری نقش‌های جنسیتی نیز اسلام جنسیت را در بسیاری از فعالیت‌های خانوادگی و اجتماعی شرط ندانسته، نظر آن بر تفکیک کامل نقش‌های زن و مرد و نفی قلمرو‌های مشترک نمی‌باشد، لیکن به ویژه با توجه به تفاوت‌‌های طبیعی جنسی که در دیدگاه اسلامی‌مفروض گرفته شده‌اند، با جامعه‌پذیری متفاوت هر یک از دختر و پسر سازگار می‌باشد.
4-15-6-2. تربیت اجتماعی
چنان‌چه تربیت به مفهوم فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعداد‌های درونی هر موجود و به ظهورو فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه درون او در نظر گرفته شود حوزه وسیعی از آموزش و پرورش‌های گوناگون جسمی، فکری، فرهنگی، علمی، اخلاقی، مذهبی را در بر می‌گیرد و انگاه که با پسوند خانواده بیاید، بدین معناست که در این نهاد کوچک، ولی مهم اجتماعی افرادی به‌عنوان مربیان و کسانی نیز در جایگاه تربیت شوندگان وجود دارند.
پیش از آن‌که دین و آموزه‌های وحیانی و یا پژوهش‌ها و تحقیقات روان‌شناختی جامعه شناختی و تربیتی در این باره اظهارنظر کند، واقعیت‌ها و عرف زندگی انسانی، مطابق با راهکار‌های پیشینی دین، نقش مربی گری را به والدین و تربیت پذیری را به فرزندان داده است. امروزه، موسسات تربیتی و آموزشی گرچه مطابق اصولی علمی‌درپرورش و تربیت نسل‌های نو می‌کوشند اما با این همه، هرگز جای پدر و مادر را پر نکرده و نخواهند کرد.
یکی از دلایل مدعای فوق آنست که سازمان‌های تربیتی اگر چه بتوانند آداب، سنن و شیوه زندگی را به گونه نظری به کودک آموزش دهند اما از ناحیه پرورش رفتاری و تزریق محبت و عواطف روحی، که بخشی از نیاز کودک است، هرگز جانشین پدر و مادر نمی‌شوند و این نیاز هم چنان بدون پاسخ می‌ماند. مهرورزی‌های عاطفی و برخاسته از ژرفای احساس و نهاد جان مادر و پدر است که بذر محبت و دوستی واقعی و نه تصنعی را در نهاد کودک می‌کارد هیچ احسان و صمیمتی مانند محبت پدر و لطف مادر برای فرزند نمی‌تواند ایثار، دگر دوستی و ضعیف نوازی را بیاموزد و اساس خانواده‌های بعدی را که بوسیله کودکان و همسران آینده بنا می‌گردد، استحکام بخشد.
4-15-6-3. تربیت دینی
پرورش معنوی و دینی نیز که از مهم‌ترین کارکردهای خانواده است، و به معنای فرایند انتقال معارف و ارزش‌های یک مذهب خاص به فرد است، را می‌توان در همین راستا و در ذیل عنوان جامعه‌پذیری گنجاند.
هر چند به ندرت در ادبیات علوم اجتماعی و در اندکی از نظریات جامعه‌‌شناسی به عنوان کارکرد‌های خانواده از آن نام برده می‌شود. شاید به این دلیل که علم جامعه شناسی، صرفا به عملکرد اجتماعی خانواده می پردازد و پرورش معنوی را صرفا در محدوده جامعه پذیری تحلیل می‌کند و علم روان‌شناسی نیز حیات معنوی را صرفا از دریچه آثار روانی آن می‌شناسد، و شاید هم به این دلیل که اصولا علوم انسانی مدرن، نه خواسته و نه توانسته اند واقعیت این را آن‌گونه که هست، بشناسد.
به هر روی پرورش کودک به گونه‌ای که با خداوند انس گیرد، تدبیر الهی را بر هوای خویش مقدم کند، واجبات و محرمات را پاس دارد، نهال اخلاص را در درون خویش پرورش دهد، و دنیا را به منزله کشت‌زار آخرت بنگرد، مصادیقی از پرورش معنوی است.
در این راستا کودکان با فراگیری داستآن ها، اعتقادات و اعمال مذهبی خانوادهها، ابزار مورد نیاز برای شکل دادن به ذهنیت‌های خود راجع به پرسش‌های اساسی زندگی را به دست می‌آورند. مومن همواره خانواده خود را از دانش وتربیت شایسته بهره‌مند می‌سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند. (نوری، ج 12، 1408)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه حقوق درباره : سازمان تجارت جهانی