تعریف اصطلاحی

دانلود پایان نامه

1-6-1-2. حق عینی
حق دینی در مقابل حق عینی به کار می‌رود. حق عینی، حقی است که شخص نسبت به عین خارجی دارد. در تمیز حق عینی از حق دینی می توان گفت : 1ـحق عینی، مطلق و حق دینی نسبی است2ـحق عینی، متضمن حق تعقیب است. اما حق دینی را تنها از مدیون و از محل دارایی او می‌توان استیفا نمود.3 ـ حق عینی، متضمن حق تقدم است. 4 ـ زوال حق عینی با انتقال یا اعراض از آن است؛ اما زوال حق دینی با ایفاء یا ابراء یا هبه طلب به مدیون آن است. 5 ـ حق عینی دارای دو رکن اصلی است، صاحب حق و مال موضوع حق، اما برای تحقق حق دینی سه رکن ضروری است: صاحب حق، مدیون و موضوع.6- حق در حق عینی به معنای امتیاز است نه توانایی.7- حق عینی یک امر وضعی است نه تکلیفی.
1-6-1-3.تعریف اصطلاحی ذمه
ذمه اصطلاح فقهی و امری است که مکلف ملزم به انجام آن است و وجوب حکم است بر مکلف بر ثبوت آن در ذمه و بنابراین کودک و سفیه را ذمه نباشد مگر در موارد اتلاف مال دیگران.
1-6-1-4. برائت
الف)به طور کلی برائت را خالی بودن ذمه شخص معین از تعهد را گویند.
ب)برائت و ابراء هر دو معنی معاف شدن است. فرق اصلی تبری و ابراء در آن است که در ابراء طلبکار داوطلبانه و پس از ایجاد دین آن را اسقاط می کند ولی در تبری ، متعاملین با یکدیگر بر سر عدم مسئولیت توافق می کنند.
1-6-1-5. تعریف بری الذمه
الف: کسی که ذمه او خالی از تعهد نسبت به تکلیف یا تعهدی بوده یا بشود
ب: کسی که دینی به عهده داشته و به جهتی از جهات از دین خود خلاص شده از تاریخ خلاصی از دین، او را بری الذمه گویند. در مقابل مشغول الذمه استعمال شده است (همان: 108 و 111)
1-6-1-6.عفو
عفو یعنی ساقط کردن کیفری که بر دیگران ثابت شده است عفو اگرچه از آن جهت که به امور کیفری اختصاص دارد، خاص است ولی از آن جهت که به امور مالی اختصاص ندارد و شامل حق ثابت در ذمه می شود ، عام است . ولی ابراء مختص حقوق شخصی ای که برذمه فرد است نه بر قید ذمه ، پس عفو از این جهت نسبت به ابراء عام می باشد .
1-6-1-7.شرط عدم مسئولیت
از لحاظ ظاهری بین شرط عدم مسئولیت و ابراء تشابه وجود دارد با توجه به این تشابه به طور کلی میتوان گفت که شرط عدم مسئولیت نوعی ابراء است لذا همچنان که ابراء در صورت وجود سبب دین صحیح بوده پس لازم است شرط عدم مسئولیت هم در صورت وجود سبب خسارات باشد و پس اگر مورد،خسارات آینده باشد شرط عدم مسئولیت صحیح خواهد بود .
1-6-2. متشابهات حقوقی
در مبحث گذشته ضمن بررسی ماهیت ابراء و هبه به اعمال حقوقی برخورد نمودیم که از جهاتی شبیه ابراء ، هبه و بخشش دین هستند ، حال در این مبحث سعی بر این است که با بررسی دقیق تر این اعمال حقوقی وجوه افتراق آنها با ابراء و هبه طلب به مدیون را ذکر نموده و ماهیت هر یک را مورد بررسی قرار دهیم تا با روشن شدن این مفاهیم حقوقی ، ماهیت ابراء ، هبه و بخشش طلب نیز واضح تر گردد:
1-6-2-1.هبه و عطایا
هبه به معنی اعم از تملیک مجانی مال است به دیگری بدون ملاحظه عنوان خاصی.به این ترتیب هبه شامل عطیه ، هدیه ، جایزه ، صدقه ، نحله و وقف نیز می باشد .
الف)عطیه – عطیه عبارت از مطلق بخشش است اعم از عین یا منفعت ، بنابراین عطیه اعم از هبه است زیرا هبه منافع ،ممکن نیست .
ب)هدیه-عبارت از مالی است که کسی به دیگری به منظور اکرام و اعظام می بخشد، بنابراین ، هدیه اخص از هبه زیرا هبه ممکن است جهات و دواعی مختلف داشته باشد که از آن جمله اکرام است. علاوه براین هدیه اصطلاحا در مورد اموال منقول صدق می کند و به عقیده فقها مورد هبه باید چیزی باشد که قابل نقل و ارسال و قابل لمس و عین باشد .
پس طلب را نمی توان هدیه کرد زیرا ذمه، حقی دینی است نه عینی .
ج)جایزه-آن عبارت از مالیست که از طرف شخص عالی مقامی در مقابل حسن خدمت یا حسن انجام وظیفه به شخص مادون اعطا شود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دارای مشهود و نامشهود