تعالیم اسلام

دانلود پایان نامه

در پایان عنوان می‌دارد که بلکه شما جمعیت اسراف کارید یعنی از حدود الهی قدم بیرون گذارده و در سنگلاخ انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شده‌اید. (مکارم شیرازی، ج 2، 1373) شما در انجام فساد از حد و اندازه گذشته‌اید تا آنجا که از عمل معمول و رایج (رابطه با زنان) به عمل غیر معمول تجاوز کرده اید. با این عمل خود، گناهی بس بزرگ و زشت می‌کنید که پیش از شما کسی مرتکب نشده است. وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ‏ (عنکبوت، 29) آیا راه تکثیر نسل انسان را قطع مى‏کنید؟ و در جایی دیگر (نمل، 55) هشدار می‌دهد که بَلْ ا َنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ، یعنی با اینکه شما به زشتی این کار آگاهید، مانند کسانی که شناعت و عواقب وخیم آن را نمی‌دانند و جاهل و نادان هستند رفتار می‌کنند این امکان نیز وجود دارد که مقصود از جهالت این باشد که شما به عاقبت و پیآمد این کار ننگین جاهل و نادانید. (الطبرسی، ج 4، 1379ق)
صدور عمل نادرست چنان‌چه بین دو مرد باشد، لواط، بین دو زن، مساحقه و بین زن و مرد، زنا نامیده می‌شود. (موسوی سبزواری، ج 7، 1409) از همه این اعمال در آموزه‌های دینی به صراحت نهی شده است. در نهی از زنا می‌فرمایدوَ لاتَقْرَبُوا الزِّنى ‏انَّهُ کانَ فاحِشَه وَساءَ سَبیلا (اسرا، 32) در نهی از لواط و سحق می‌فرماید: ِانَّکُمْ َتَاتُونَ الْفاحِشَه ما سَبَقَکُمْ بِ‌ها مِنْ احَدٍ مِنَ الْعالَمینَ (عنکبوت، 28) و آیه وَ لاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْ‌ها وَ ما بَطَنَ (انعام، 151) که ظهورش در عموم است.
روابط نهی شده در آموزه‌های قرآن مجموعه‌ای است از فحشاء، اسراف، جرم تجاوز، ظلم، خبایث، جهالت و فسق. (قرائتی، ج 5، 1382)
لواط، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است. قوم لوط از زن‌ها اعراض کردند زن‌ها هم چون دیدند که مردان اقبال به آن‌ها ندارند آن‌ها هم بین خود یک معصیت دیگری اختراع کردند. زن‌ها نیز با یکدیگر مساحقه می‌کردند که آنهم گناه کبیره است. این روابط چه در مورد دو مرد یا دوزن باشد معصیت به حساب می‌آید. (طیب، ج 10، 1378)
همجنس‌گرایی چه در میان مردان باشد (لواط) و چه در میان زنان (مساحقه) از بدترین انحرافات اخلاقی است که سر چشمه مفاسد زیادی در جامعه خواهد شد. (مکارم، ج 16، 1373) از بین اقوال متعدد، به یک روایت از امام صادق (ع) در فلسفه‌ی تحریم لواط بسنده می‌شود، که فرمودند: «لواط علاقه‌ی خانوادگی میان زن و شوهر را کم، نسل و فرزند را منقطع و آمیزش جنسی طبیعی را از بین می‌برد و فساد‌های بسیار زیادی را به‌دنبال دارد». (قرائتی، ج 4، 1382)
4-6-3-3. ممنوعیت ازدواج با محارم
پس از بررسی دو معیار سنخیت درانسان بودن و تضاد در جنسیت، و قبل از ورودبه صفات، این نکته قابل توجه و شایان ذکراست که تقریبا در همه ادیان و فرهنگ‌ها افرادی ذیل عنوان محارم نامگذاری می‌گردند و ازدواج با آنان ممنوع شمرده می‌شود. گستره این محرمیت در ادیان مختلف متفاوت است. ولی در غالب موارد، ملاک در اصل خویشاوندی نزدیک نسبی است که هرچه نزدیک تر باشد احتمال پیدایش رابطه محرمیت بیشتر خواهد بود. اما در برخی فرهنگ ها، همه زنان و مردان یک گروهبه این دلیل که همگی از نسل واحد (واقعی یا خیالی) و دارای خون مشترک تلقی می‌شوند با هم محرم دانسته شده، نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند در این گونه جوامع، حتما انتخاب افراد باید از گروه‌های (طوایف یا قبایل) دیگر که با آنان هم خون و هم تبار نیستند باشد. و می‌توان از آن به قاعده برون همسری نام برد.
پیوند گروهی بسیار مستحکم همان گونه که می‌تواند به برون همسری منتهی گردد گاه ممکن است به درون همسری نیز بینجآمد که به موجب آن افراد وظیفه دارند همسران خود را تنها از داخل گروه انتخاب کنند. در مواردی که یک گروه به جهتی خود را بیش از حد با دیگر گروه‌ها متفاوت ببیند احتمال اینکه اعضای خود را از ازدواج با اعضای دیگر گروه ها، باز دارد وجود دارد.
دراسلام مرد با سه گروه اززنان نباید ازدواج کند . 1-زنانی که رابطه نسبی نزدیکی با وی دارند، مانند مادر، مادر بزرگ، دختر و دختران او، خواهر ودختران او، دختر برادر و دختر آن او، عمه و خاله
2-زنانی که از طریق شیردهی طبیعی (رضاع) نسبت‌های یاد شده را با شخص پیدا می‌کنند. مانند مادر رضاعی، خواهر رضاعی و غیره.
3-مادر زن و عروس که به ترتیب با داماد و پدر شوهر محرم می‌شوند. خواهر زن نیز حرمت مشروط پیدا می‌کنند یعنی تا زمانی که خواهرش در عقد همسری شخص باشد ازدواج با او جایز نیست ولی در صورت طلاق (پس از انقضای عده) و یا مرگ همسر می‌تواند با خواهرش ازدواج کند. (شهید ثانی، ج5، 1404)
4-6-3-4. لزوم رعایت هنجارها
گزینش فرد به‌عنوان همسر، هیچ‌گاه بدون هنجار نیست. این بیان که جامعه صنعتی سنت‌ها را زیر پا می‌گذارد و انسان‌ها را از هر بندی ر‌ها می‌سازد، در این مورد هیچ‌گاه صادق نیست. به عبارت دیگر وصلت ازادیعنی پیوند هر انسان با انسان دیگر بدون توجه به معیار، که در بعضی جهات تشابهی با نظرات مربوط به اختلاط یا آمیزش آزاد می‌یابد، در واقعیت پیاده شدنی نیست. البته تردیدی نیست که جوامع گوناگون از نظر میزان پای‌بندی به قاعده و هنجار‌ها با یکدیگر متفاوتند ولی به نظر می‌رسد لزوم یا اولویت احراز حداقل‌هایی از همسانی بین دو نفر برای ساختار خانواده در همه جوامع پذیرفته شده است. (بستان، 1390)
در فصل دوم موضوع همسان همسری و ملاک‌ها و انواع آن بررسی گردید. در تعالیم اسلام نیز بر نقش و اهمیت برخی ملاک‌های یاد شده، تاکید گردیده در عین حال، ملاک‌های دیگری نیز بیان شده است. اسلام با تاکید بر اصل کفویت در ازدواج، موافقت خود را با قاعده همسان همسری در کلیت آن ابراز نموده، هرچند بر پایه مبانی ارزش خود، تعریف خاصی از آن ارائه داده است.
در آموزه‌های دینی معیار‌های متعددی برای انتخاب همسر معرفی شده است، اما بخشی از این معیار‌ها جنبه موردی و شخصی دارند یا روایات دال بر آن‌ها از اعتبار سندی برخوردار نیستند و فقط برخی از آن‌ها را می‌توان به عنوان ویژگی‌های عام و معیار‌های ثابت همسر مطلوب در نظر گرفت.
همسان همسری در مطالعات خانواده گاه به عنوان یک مفهوم توصیفی و گاه به عنوان یک معیار هنجاری مورد بحث قرار می‌گیرد. در واقع اسلام به عنوان دینی فرهنگ ساز، بطورکلی همسان همسری هنجاری را می‌پذیرد اما می‌کوشد الگوی جدیدی از آن ارائه دهد. برخورد ایجابی با برخی جنبه‌های همسان همسری (همسانی دینی و اخلاقی) و برخورد سلبی با جنبه‌های دیگر (همسانی نژادی، قومی ‌و طبقاتی) نشان دهنده کوشش قانون گذار اسلام در جهت تغییر نگرش‌های فرهنگی نسبت موضوع همسان همسری است.
اگر فلسفه تشکیل خانواده مشخص باشد، فرد را به معیار‌ها وصفات مناسب برای انتخاب رهنمون می‌سازد. بدین ترتیب صفاتی که با مطلوب هر فرد در تشکیل خانواده بی ارتباط است کم رنگ و یا حذف می‌گردد. صفات لازم برای هر فرد در ساختار خانواده ذیل مبحث کفویت بررسی می گردد.
4-6-4. صفات لازم
4-6-4-1. کفویت
تعالیم اسلامی ‌در انتخاب، بر اصل «کفو» به معنای همتایی و همانندی تاکید دارد. بدین معنا که دو فرد در ویژگی‌های مناسب برای تشکیل خانواده، مشابه و تقریبا همتا باشند. انکحوالاکفاء وانکحوا منهم. (مجلسی،، ج100، 1403) نکته دیگر اینکه کفو بودن به معنایی مانند بودن نیست، بلکه به معنای تناسب است که گاه در شبیه بودن است و گاه در مکمل بودن.
کفویت دارای مصادیق فراوان شخصی، شناختی، فرهنگی، خانوادگی و اقتصادی است. نخستین مرتبه از کفوبودن همسانی مذهب و دین است اما در نگاه دینی این همسانی بیشتر در خصوص ایمان است و زن و مرد به سبب ایمان، همتای یکدیگر دانسته شده‌اند. (المومن کفو للمومنه والمسلم کفو للمسلمه. (مجلسی، ج22، 1403)
به همین سبب مرد یا زن بی ایمان غیر کفو دانسته شده است «وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یومِنَّ وَ لَامَه مُومِنَه خَیرٌ مِنْ مُشْرِکَه وَ لَوْ اعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکینَ حَتَّى یومِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُومِنٌ خَیرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ اعْجَبَکُمْ» (بقره، 221) «و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانى که ایمان بیاورند. قطعا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایى، مال و موقعیت او] شما را خوش آید. و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانى که ایمان بیاورند. مسلما برده با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند [جمال، مال و منال او] شما را خوش آید».
زن با ایمان هر چند که کنیز باشد بهتر است از زن مشرک ولو آزاد باشد، و دارای حسب و نسب و مال و سایر مزایایی باشد که عادتا خوشایند انسان است وانسان را به اعجاب درمی‌آورد. (طباطبایی، ج2، 1374) بدین معنا که در جانب اثباتی قضیه ایمان و اسلام را شرط کافی برای تحقق کفویت تلقی کرده و در جانب سلبی قضیه، مردیا زن بی ایمان را غیر کفو دانسته است.
در واقع همانطور که انسان بودن، فطری و طبیعی انسان است؛ و چنان که پیشتر گذشت محال است میان انسان و غیر انسان، جذب و انجذاب و ترکیب و توحید، صورت گیرد؛ ایمان به خدا هم فطری انسان است و بنابراین غیر ممکن است که یک انسان مومن، که به یگانگی خداوند معتقد است، بتواند با یک انسان مادی یا مشترک، که از فطرت پاک و انسانی خود منحرف شده و فاصله گرفته است، با یک جذب و انجذاب کامل، به وحدت برسد و از راه ترکیب، دو گانگی را به یگانگی مبدل کند.
برخی اندیشمندان مسلمان (شاذلی، ج 2، 1412) معتقدندکه ارتباط مسلمان با مشرک ارتباطی فریبنده است و بی پایه و سست خواهد بود. چراکه دو فرد دراین ارتباط، هدفی الهی نخواهند داشت و این پیوند زندگی براساس برنامه الهی نخواهد بود زیرا خداوندی که به انسان کرامت و برتری بر سایرین بخشیده است، نمی‌خواهد هدف از ایجاد این پیوندها، گرایش‌ها و امیال حیوانی باشد، بلکه می‌خواهد انگیزه این پیوند، متعالی و بلند مرتبه باشد، تا جایی که به اهداف بلند خدایی برسد و با این ارتباط، بین این دو، مشیت و برنامه الهی به صورت پاکیزه و متعالی ارتباط برقرار شود.
کفویت در ایمان از زیباترین مصادیق هم سویی، همراهی، همدلی و هم پیمانی است. در نظر داشتن ایمان دو همسر به سان والاترین سنجه کفویت، سعادت خانواده را تامین می‌کند. وزن دهی که آموزه‌های دینی به ویژگی ایمان داده است به دلایل متفاوتی است. بطورکلی، ایمان مذهبی از دو راه مهم بر ثبات ساختار تاثیر می‌گذارد:

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دوران معاصر