تحقیق درباره نهادهای اجتماعی

به شمار آورد. الگوی نظری فردریک بارث در تبیین صورتبندی‌های اجتماعی جمعی و به ویژه هویتهای قومی‌معرفی شده است. به نظر بارث هویتهای قومی‌اگر به کلی سیال نباشند، در هر حال انعطاف‌پذیرند. او به جای آن که تفاوتهای برخاسته از هویت را بدیهی بینگارد و سپس به نحوه اثرگذاری آن بر تعامل اجتماعی بپردازد می‌خواهد دریابد که چگونه هویت و تفاوت به طور اجتماعی ساخته می‌شود. به علاوه همچون گافمن سعی می‌کند میان هویتهای افراد و شیوه سلوک آنها و صورت‌بندی‌های کلان اجتماعی و هویتهای جمعی پل بزند.به نظر جنکینز ایدئولوژی و سیاست در رده‌بندیهای نهادی نقش موثری دارند. او همچون برگرو لاکمن نهادها را الگوهای رفتاری می‌داند که در طول زمان به عنوان شیوه انجام دادن امور، اعتبار یافته‌‍‌اند. شیوه‏های بایسته انجام کارها، به مرور توسط نهادها، جا افتاده و سبب پیدایش تعقیب و مجازات می‌شود. در نتیجه نهادها ابزاری برای نظارت اجتماعی و در عین حال فرآورده‌های اجتماعی و تاریخی‌اند.یکی از نهادهای اجتماعی زبان است که شاخصی از نظم ساختگی و تحمیلی است و به شکل مقررات، قواعد و روایتها رخ می کند. نهادها سرچشمه‌ها و پایگاهی برای هویت و به وجود آورنده هویتهای جمعی‌اند. در درون نهادهای اجتماعی، نقش‌ها و مسئولیتها و پایگاه ها زمینه‌ای برای ایجاد هویتهای فردی و جمعی می‌شوند مثل هویت جمعی استاد دانشگاه بودن یا هویت فردی مطلقه یا مجرد بودن. سازمانها گونه خاصی از نهادها هستند که دارای اهداف مشخص، ملاک‏های عضوگیری و تفویض وظایف‌اند.جنکینز ضمن نتیجه‌گیری، خویشتن تأملی را نه از علایم بالینی مدرنیته و منحصر به جهان مدرن، بلکه ویژگی رایج انسان بودن می‌شمارد. از نظر جنکینز مشخصه جهان مدرن، قدرت رده‌بندی اجتماعی یعنی انقیاد عامل درونی شناسایی توسط عامل بیرونی آن است، اما بر خلاف نظر وبر، عقلانیتهای رسمی‌صوری و بوروکراتیک با مقاومت انسانها نیز مواجه بوده‌اند و گاه مردم سایر عقلانیتهای غیرسازمانی را دنبال و از پذیرش رده‌بندیهای سازمانی امتناع کرده‏اند. با این حال همه مردم توان مقاومت در برابر رده‌بندیهای تحمیلی از سوی سازمانها را ندارند. توان مقاومت آنها به سرمایه و منابع مادی و فرهنگی‌شان وابسته است. قدرت عقلانیت و قدرت افسونها ناچیز نیستند. اما حتی در زندگی اجتماعی مدرن جایی برای استقلال فردی وجود دارد.(چنکیز، ر . 2014به نقل از یار احمدی ،تورج 1393).
الگوی نظری جنکینز برای فهم هویتهای فردی و جمعی نقاط قوت فراوانی دارد. یکی از آنها این است که او هویتهای فردی وجمعی یا به عبارت دیگر تعاریف درونی و بیرونی را صرفاً به لحاظ تحلیلی از هم متمایز می‌داند و آنها را دو فرآیند از شناسایی متقابل می‌‍‌شمارد که همچون من فاعلی و من مفعولی در یک قالب واحد اجتماعی عمل می‌کنند نه دوش به دوش یکدیگر ولی از نظر تحلیلی ضروری است که میان انواع گوناگون هویتهای جمعی- گروه ها و رده‌ها- به لحاظ اهمیت نسبی‌ای که در رابطه با هر یک از عاملهای درونی و برونی شناسایی دارند فرق گذاشته شود و این موضوع بستگی به آن دارد که شخص تا چه حد بر کدام یک تأکید می‌ورزد.نقطه قوت دیگر کار جنکینز آن است که در تحلیل هویتها- علاوه بر تأکید روی تعاریف فردی و اجتماعی که نشانه موضع تفسیرگرایانه اوست، به نقشی که نهادها و سازمانها در رده‌بندی‌ و گروه‌بندی و هویت‌سازی دارند توجه کرده است در نتیجه هم زمینه‌های فرهنگی و هم زمینه‌های ساختاری را در فرآیندهای هویت‌یابی و هویت‌سازی در نظر گرفته است.از نظر او معانی و هویتها طی فرایندهای تعاملی و در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی صورت می‌گیرند و مناسبات قدرت و سلطه و ایدئولوژیها، هم در جزئیات و زبان کنش متقابل و هم در نهادها و سازمانهای نوین عمل کرده و سبب انقیاد عوامل درونی شناسایی می‌شوند.با این حال موضع جنکینز در این میان برخلاف وبر و فوکو موضعی امیدبخش است. او همواره روی مقاومت انسانها در مقابل هر گونه انقیادی تأکید گذاشته و آن را خصلت انسان بودن می‌داند. او همچون کاستلز معتقد است که مقاومت در برابر رده‌بندیها و هویتهای تحمیلی از سوی نهادها و سازمانهای انضباطی دوران مدرن، تنها برای افرادی میسر است که منابع مادی و فرهنگی بیشتری در اختیار داشته باشند و هویتهای مقاومت و برنامه‌دار بیشتر توسط نخبگان جامعه است که تحقق می‌یابد.(چنکیز، 2014به نقل از یار احمدی ، 1393).

2-15- مفهوم بهداشت روانی
بهداشت روانی علمی‌است برای بهزیستی ، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش آمدهای زندگی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه ، دانشگاه ، محیط کار و … را در بر می‌گیرد ، در بهداشت روانی انچه بیش از همه مورد نظر است ، احترام ، شخصیت و حیثت انسانها است. و تا هنگامی‌حیثیت و احترام افراد برقرار نشود ، سلامت فکر، تعادل روانی و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی‌نخواهد داشت . روی این اصل ، بهداشت روانی را دانش یا هنری می‌دانند که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش‌های صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری حاصل نموده و برای حل مشکلات از راه‌های مطلوب اقدام نماید(خیاطی ، 1390).
اصول بهداشت روانی
بهداشت روانی بر پج اصل استوار است .
احترام به شخصیت خود و دیگران.
هر فرد سالم احساس می‌کند که مردم او را می‌پسندند و خود او نیز از این رفتار خشنود است. بدین معنی که فرد از نظر اخلاق و رفتار مقبول خود و دیگران است. یعنی شخصیت سالم ، این ویژگی را دارست که فرد همان رفتاری با دیگران دارد که توقع دارد با او همان رفتار شود.
شناختن محدودیت‌های خود و دیگران
همیشه باید با واقعبت‌ها آشنا بود و آنها را قبول کرد ،چرا که با این عمل می‌توان از حداکثر استعداد و قوای خود استفاده کرد .لازم است که هر فرد حدود استعدادهایش را بداند . با این شناخت از سعی بیهوده به منظور دستیابی به مقصودی که امکانات جسمی‌و روانی آن را ندارد ،خود داری کرده واز استعدادها و منابع دیگر خود استفاده می‌کند .
دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.
چون هیچ پدیده ای خود به خود به وجود نمی‌آید و هر رفتاری که از هر انسانی سر می‌زند ، معلول عواملی است؛ مثلا وقتی شخص ترس و وحشت از خود نشان می‌دهد ،در نتیجه ی عاملی ترسناک این وحشت بر او مستولی شده است.
4.رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود او است.
هر رفتاری که از ما سر می‌زند از جسم و روان ما منشا می‌گیرد . به بیان دیگر تن تابع روان است و هیچ عاملی به طور مستقل از سایر اعمال و خصوصیات موجود بروز نمی‌کند.
5.شناسایی محرک هایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می‌شود.
افرادمختلف به اشکال متفاوتی ،رفتار انجام می‌دهند .یعنی هر رفتاری که از یک فرد سر می‌زند ،ناشی از نیاز اوست که گاهی این نیاز در واقع چیزی نیست جز نوعی محرک .پس با شناخت محرک‌ها و بطور کلی نیازها، علت رفتار هر فرد را می‌توان درک کرد (خیاطی ، 1390).
بهداشت روانی و استرس
هنگامی‌که به موقع باید در جلسه امتحان حاضر شویدو خوذ را گرفتار ترافیک شدید خیابان می‌بینید ؛یا نیاز به خواب را احساس می‌کنید و گرم بودن هوا ،سرو صدای افراد خانواده ،صدای بلند رادیو ،خواب و استراحت را برای شما غیر ممکن می‌سازد . حالا کذام مطلب این حس درونی را در شما بوجود می‌آورد ؟ این چیزی نیست جز واژه ای که روان شناسان آن را استرس نامیده اند.
تمام زندگی افراد شامل یک سری تطبیق‌ها در جهت رسیدن به نیازهای روانی ،اجتماعی و بیو لوژیکی است. حوادث و رویدادهای زندگی به خودی خود ایجاد استرس و فشار عصبی نمی‌کنند. بلکه این نحوه نگرش ما نسبت به اتفاقات و رخدادهاست که منجر به استرس می‌گردد (خیاطی ، 1390).
بهداشت روانی و اضطراب
ریشه‌های اضطراب از سرخوردگی نیازهای تامین نشده منشا می‌گیرد و در فرد عدم تعادل ایجاد می‌کند که با تغییر در رفتار تظاهر پیدا می‌کند . ترس و تشویش ،شک و تردید،عدم قدرت اتخاذ تصمیم ،احساس بیچارگی،حساسیت و عصبانیت زیاد،از نشانه‌های مختلف رفتارهای فرد مضطرب است . حالا باید چکار کنیم که اضطراب مانع موفقیت ما نشود؟

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه :رویکرد رفتاری-فروش و دانلود فایل

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تفکر مثبت ،مشکل گشای ما خواهد بود .شما که درس خود را خوب خوانده اید و بارها تمرین‌ها را مرور کرده اید ،حال چرا از بازگو کردن انها ترس در دل داشته باشید. شما که تواناییهای خود را بارها آموزده اید،چرا یک دفعه بدون دلیل خود را عجز و ناتوان می‌ یابید (خیاطی ، 1390).
مطلب دیگر این که برای کاهش اضطراب ،خود را در شرایطی مثل شرایط تنش زا قرار دهید تا این ترس کاذب از شما دور شود. مثلا اگر از جلسه امتحان و امتحان دادن می‌ترسید ، خود را قبل از امتحان رسمی‌بارها در امتحانات متفرقه شرکت دهید. به عنوان مثال شرکت در کنکورهای آزمایشی قبل از شرکت در کنکور اصلی و … (خیاطی ، 1390).
الگوها و رویکردهای مهم راهنمایی و مشاوره
نظریه پردازان مختلف الگوها و رویکردهای گوناگونی را برای مداخلات مشاوره ای ابداع کرده اند. هر کدام از این رویکردها از خواستگاه فلسفی معینی پیروی می‌کند و در واقع مبنای انسان شناسی نظریه پردازرا به نمایش می‌گذارد. به عنوان مثال مکتبی که معتقد است ماهیت انسان به وسیله ی محیط یا نیاز‌های درونی او تعیین می‌شود ،با مکتبی که انسان را موجودی قادر به انتخاب و دارای آزادی می‌پندارد، مشترکات اندکی خواهد داشت . البته در بسیاری از نظریه‌ها شباهت‌های نیز وجود داردمثلا پاترسون (1980) می‌گوید همه موافق این گفته هستند که انسان قابلیت تغییر کردن یا حداقل حالت تغییر پذیری را داراست . موارد مشترک دیگرنظریه‌ها از دیدگاه وی عبارتند از :
1.همه ی رویکردها متعتقدند که اختلال یا تعارض در مسائل حل نشده ، نامطلوب است و به تلاش برای تغییر یافتن نیاز دارند.
2.همه ی رویکردها به تاثیر آینده ، یعنی نقش خواست‌ها ، امیدها و انتظارات مرتبط با آینده در رفتار زمان حال اذعان دارند.
رویکرد عاطفی – مراجع محوری
کارل راجرز موسس رویکرد مراجع محوری ، دیدگاه خود را در چهار قسمت اساسی بیان نموده است:
1.اعتقاد داشتن به شان و ارزش هر فرد ؛ راجرز معتقد است که تمامی‌افراد حق دارند که افکار و عقاید خاص خود را داشته باشند و بر سرنوشت خود کنترل نمایند. همچنین تا جایی که به پایمال کردن حقوق دیگران منجر نشود ،در دنبال کردن علایق خود آزادند.
2.داشتن دیدگاهی ادراکی از رفتارراجرز بوضوح تاکید دارد راه هایی که افراد به آن شیوه رفتار می‌کنند و خود را با موقعیت‌ها وفق می‌دهند ،همیشه با ادراک آنها از خود و موقعیت همخوان است.
3. تمایل انسان به خودشکوفایی: راجرز با تاکید بر گرایش به خود شکوفایی در انسان بر چند ایده تاکید می‌کند .نخست این که گراش به خود شکوفایی اولین نیروی برانگیزاننده ی انسان است. دوم اینکه ، گرایش به خود شکوفایی، کنش چند وجهی ارگانیزم است نه یک یا چند قسمت از آن ؛افراد نیازها و انگیزهای مشخصی دارند ، اما راجرز اشاره می‌کند راه های که یک فرد برای ارضای این نیازها دنبال می‌کند، از عزت نفس و سایر فعالیت‌های او نه تنها نمی‌کاهد ، که آنها را افزایش نیز می‌دهد.
4. اعتقاد به اینکه مردم خوب و قابل اعتماد هستند: راجرز برای تشریح خصوصیات ذاتی افراد از عباراتی مانند قابل اعتماد ، قابل اتکا، سازنده و خوب استفاده می‌کند. او علی رغم این که می‌داند مردم بعضی وقتها به شیوه نادرست عمل می‌کنند به طوری که حالت دروغ گفتن ، تنفر داشتن و ستمگری را دارند ، اما معتقد است که این خصوصیات ناخوشایند نتیجه دفاعی است که افراد را از ماهیت واقعی و ذاتی خود دور می‌سازد . این دفاع از ناهمخوانی من واقعی افراد و من آرمانی آنان ایجاد می‌شود (گروه مولفان ، موسوی 1382).
مفهوم روان با سلامت روان شناختی جنبه ای از مفهوم کلی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است که البته با توجه به شرایط و موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی، تعاریف گوناگونی از آن به عمل آمده است. سلامت روانی علاوه بر بدن سالم به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز دارد. اینکه محیط و عوامل مختلف آن گونه بر ساختار روانی انسان تأثیر گذارند و با چه شیوه ای با کشمکش‌های محیطی مبارزه می‌کنند موضوعی است که در رویکرد‌های مختلف روان شناسی هر کدام با توجه به دیدگاه اختصاصی خود پیرامون ماهیت انسان و نیروی انگیزش وی، سلامت روانی انسان را به شیوه ای خاص تببین کرده اند. در مورد سلامت روان تعاریف نظری فراوانی وجود دارد و یک توافق مشترک بین اندیشمندان رشته‌های مختلف در این مورد وجود ندارد مثلاً پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می‌کنند. بهنجاری یا سالم بودن بدن را نداشتن علائم بسیاری تلقی می‌کنند، روان پزشکان فردی را از نظر روانی سالم می‌دانند که تعادل بین رفتار‌ها و کنترل خود در مواجهه با مشکلات اجتماعی را داشته باشد (حردانی، 1381).
هر فرهنگی بر اساس معیار‌های خاص خود به دنبال سلامت روانی است. در سال‌های اخیر انجمن کانادایی بهداشت روانی، این مفهوم را در سه قسمت تعریف کرده است.
قسمت اول: نگرش‌های مربوط به خود که شامل تسلط بر هیجان‌های خودآگاهی از ضعف‌های خود و رضایت از خوشی‌های ساده می‌باشد.
قسمت دوم: نگرش‌های مربوط به دیگران که شامل علاقه به دوستی‌های طولانی و صمیمی، احساس تعلق به یک گروه و احساس مسئولیت در محیط انسانی و مادی است.
قسمت سوم: نگرش‌های مربوط به زندگی که شامل پذیرش مسئولیت ها، انگیزه توسعه امکانات و علایق خود، توانایی اخذ تصمیم‌های شخصی و انگیزه خوب کار کردن است. (ایروانی، 1378)
هدف اصلی بهداشت روانی پیشگیری است و این منظور به وسیله ایجاد محیط بین فردی و اجتماعی مناسب حاصل می‌گردد. اصول اساسی بهداشت روانی عبارت است از:
1.احترام به شخصیت خود و دیگران.
2.شناختن محدودیت‌ها در خود و زندگی.
3.دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.
4.رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود او است.
5.شناسایی محرک هایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می‌شود (شاملو، 1388).
2-16- عوامل مؤثر بر سلامت روان
هم متخصصان متفق القول اند که سلامت روان در تحول شخصیت واحد نقش بنیادین دارد. تصور تحول موزون انسان بدون وجود سلامت روان غیرممکن است. بی شک عوامل متعددی بر سلامت روان تأثیر می‌گذارند که فهرست همه آنها دشوار است چرا که وجود تفاوت‌های فردی ممکن است به تنوع در عوامل مؤثر بر سلامت روان می‌انجامد، با این حال، یافته‌های حاصل از پژوهش‌ها در زمینه‌های زیست شناسی و علوم اجتماعی، دانش ما را درباره عواملی که ممکن است سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهند وسعت بخشیده اند (سواری.،1387).

به اعتقاد چاهن، برخی از الگوهای مهمی‌که علت اختلال‌های روانی را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می‌دهد عبارت اند از:
1-الگوی پزشکی بر نقش شرایط اندام وار گوناگون می‌تواند کنش مغز را تحت تأثیر قرار داده، به اختلال روانی بیانجامد تأکید ورزیده است. .(سواری.،1387)

2-الگوی روان تحلیل گری در وهله نخست، بر موقعیت‌های تنش زایی که به وسیله ی ایجاد اضطراب متضمن تهدید برای فرد است، متمرکز می‌شود. چنانچه فرد به طور مؤثر با موقعیت اضطرابی سازش حاصل کند، اضطراب حذف می‌شود و در صورتی که اضطراب و تنش ادامه یابد فرد نوعاً به مکانیزم‌های دفاعی گوناگون، که سلامت روان وی را تحت تأثیر قرار می‌دهند متوسل می‌شود این الگو به تجارب آغازین کودکی در خانواده که به وسیله ی هدایت نادرست والدین سرکوب شده است اهمیت بسیار می‌دهد. (سواری،1387).
3-الگوی رفتاری نگری، یادگیری معیوب را عامل اساسی اختلال روانی می‌داند. سلامت روان به طور گسترده ای توسط شکست و یادگیری رفتارهای سازش یافته ی ضروری یا ناکامی‌در تسلط یافتن بر موقعیت‌های اجتماعی به طور موفقیت آمیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. ناگفته پیداست رفتارهای سازشی نایافته مانند سایر مهارت ها، از محیط آموخته می‌شوند (سواری،1387).
4-الگوی هستی نگر- انسانی نگر بر توقف یا تحریف تحول

دیدگاهتان را بنویسید