تاریخچه بازاریابی

پایان گرفتن جنگ سرد در دهه 1990 به آزاد شدن منابع و فزونی گرفتن نیاز به محصولات سرمایه­ای برای ایجاد زیر ساخت های مناسب اقتصادی انجامید. در این دوران اروپای غربی به ایجاد بازاری مشترک با 324 میلیون مصرف کننده روی آورد و اروپای شرقی به صورت بازاری آماده برای محصولات غربی درآمد. از سوی دیگر بدهی‌های خارجی، اقتصاد بسیاری از کشورها را فلج کرد(34).

این‌گونه کشورها به رغم نیازمندی‌های فراوان با مشکل نبود قدرت خرید مواجه شدند. از این رو، کشورهای پیشرفته برای کسب بازار در اروپا، آمریکا و خاور دور، با یکدیگر به رقابت پرداختند. این دگرگونی سبب شد که شرکت‌ها، رقیبان خود و تحولات بازار را در گستره جهانی جدی بگیرند، هزینه‌ها را کنترل کنند و به تحولات تکنولوژیک، نوع مواد مصرفی، ابزارهای مورد استفاده و روش‌های مدیریت به ویژه استفاده از فنون بازاریابی توجه بیشتری نشان دهند(35). اما موفقیت‌های چشم‌گیر شرکت تری‌ام[1] و مک دونالدز[2] در آغاز دهه ی 1980 که از توجه دقیق آن‌ها به نیاز مشتریان، بازار و انگیزه کارکنان در راستای افزودن به کیفیت محصولاتشان سرچشمه می‌گرفت، سبب شد تا تدوین استراتژی کارای بازاریابی در اولویت قرار گیرد. پژوهش در این زمینه نشان داده است که گروه کثیری از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ آمریکایی، تدوین استراتژی بازاریابی و اجرای درست آن را در اولویت برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های خود قرار داده‌اند و کوشش‌های گسترده‌ای را در راستای کنترل هزینه‌ها و بهبود و توسعه منابع انسانی به انجام رسانده‌اند. از دیگر یافته‌های پژوهش یاد شده این است که تقاضا برای جلب همکاری مدیران ارشد در مشاغل مهم که پیشینه تحصیلی و تجربی کارآمدی در زمینه بازاریابی داشته باشند، در مقایسه با گذشته 52 درصد افزایش داشته است(36).

با این حال، در جهان پر تحول امروز، شرکت‌ها و مؤسساتی موفق خواهند بود که به تحولات سریع جهانی، تحولات سریع بازار، وضعیت رقبا، نظام‌های توزیع، رسانه‌های گروهی، فن آوری جدی و در مجموع به بازاریابی و مدیریت بازار توجه کنند. همچنین شرکت‌هایی به شهرت و اعتبار دست خواهند یافت که به رضایت مشتری توجه کنند و از طریق ارضاء بهتر نیاز آن‌ها از رقبا پیشی گیرند و نیز رفاه اجتماعی و منافع کلان جامعه را در نظر داشته باشند(34).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ماهیت طلاق به دلیل غیبت شوهر

کاتلر در کتاب استراتژی بازاریابی خود این‌گونه می‌نویسد: هدف بازاریابی، فروش فراوان است. هدف این است که مشتری را شناخته و نیازهای او را درک نموده، به طریقی که کالا یا خدمت، با نیازهای او منطبق گردد و کالای خود را به فروش رساند(6).

از طرفی، دانش بازاریابی در ایران سابقه‌ای طولانی ندارد. گرچه در چهل سال اخیر به ویژه همزمان با برنامه‌های چهارم و پنجم عمرانی، مطالعات بازاریابی مرسوم بود، ولی به لحاظ تابعیت اقتصادی کشور، جهت‌گیری‌های وارداتی در اقتصاد ملی، تک محصولی بودن اقتصاد و بالاخره اتکا به دلارهای نفتی، این مطالعات عموماً ناظر به توزیع بوده و به تولید توجهی نداشته است. از جانب دیگر، در فاصله سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی‌ تا سال 1368 نیز به لحاظ شرایط خاص سیاسی و اقتصادی و مشکلات تولید و محدودیت عرضه، بازاریابی مورد توجه نبود و آهسته آهسته از اواسط دهه 70، توجه دولت مردان، صاحبان صنایع و کارآفرینان اقتصادی به بازاریابی جلب شده است(35).

در شرایط کنونی نیز، رهایی از اقتصاد تک محصولی مورد توجه بیشتری قرار گرفته و همگان دریافته‌اند که اتکا به منابع ارزی ناشی از فروش نفت از نظر مقدار و استمرار آن به تنهایی قابل ادامه نیست، بلکه نیازهای روزافزون اقتصاد ملی برای تأمین مخارج توسعه را تأمین نمی‌نماید و  باید با ایجاد تغییر و تنوع در محصولات صادراتی و بازاریابی آن‌ها، منابع جدیدی مورد استفاده قرار گیرند. اهمیت بازاریابی چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی، بیشتر مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. در این میان شرکت ها، مؤسسات و سازمان‌های ورزشی نیز به تدریج به اهمیت و تأثیر بسیار مفید و سازنده بازاریابی در انجام فعالیت‌ها و وظایف خویش پی برده و امروزه از این اصول و مبانی در جهت بهبود فرایندها و ساختارهای خویش بسیار بهره برداری نموده‌اند به نحوی که همه روزه شاهد تحولات بسیار عظیم و گسترده‌ای در این حوزه بسیار فراگیر و جهانی می‌باشیم(36).

[1] .3M

[2].  MC Donalds