امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

از میان شیوه‌های تربیت اسلامی‌در خانواده به دو شیوه مهم ذیل اشاره می‌گردد.
1) شیوه کلامی: منظور از شیوه کلامی‌(دستوری، بیانی) امر و نهی‌های ارشادی همسران به یکدیگر و کودکان عضو خانواده است. به بیانی دیگر دستورها، مشورت دهی همسران به یکدیگر و والدین به فرزندان در انجام احکام و کار‌های دینی، اخلاقی و عبادی، شیوه کلامی‌تربیت است. این نوع تربیت، در رشد و شکوفایی حس دینی اعضای خانواده به ویژه کودکان، تاثیر فراوان دارد زیرا صمیمیت، پیوند و اشتراک سرنوشت زن و شوهر بستر پذیرش و سخن شنوی از همدیگر را فراهم می‌اورد چنان‌که کودک در دوره کودکی وابستگی کامل به والدین دارد و با دید مثبت به آن‌ها می‌نگرد و هر چه از آنان دریافت کند می‌پذیرد. گفتار‌های والدین، اعم از دستوری و غیردستوری، حتی سخنان متعارف آن‌ها در شکل‌گیری رفتار و افکار کودک موثر است. (بقره، 82)
2) شیوه نمادین: در واقع آن‌چه اعضای خانواده از اعمال و رفتار یکدیگر می‌اموزند، بدون اینکه دعوتی از هر یک از آن‌ها شده باشد شیوه نمادین یا عملی تربیت است. کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم (کلینی، ج2، 1388). این گونه تربیت و یادگیری دو شاخصه بنیادین دارد؛ نخست اینکه دامنه تاثیر این روش بسیار گسترده است. تاثیرگذاری رفتاری خانواده بر یکدیگر، هر چند تمامی اعضای همزیست را در بر می‌گیرد، اما از میان همه، خردسالان و کودکان تاثیر پذیرترند. معمولا کودک سخن گفتن، آداب معاشرت، رعایت نظم یا بی نظمی، امانت داری یا خیانت، راست گویی یا دروغ گویی، خیر خواهی یا بدخواهی را در محیط خانه فرا می‌گیرد.
تاثیر عمیق رفتار والدین بر روح فرزندان غالبا تبدیل به ملکه شده و تا پایان عمر باقی می ماند. چنان‌که همانندی میان رفتارهای دینی اخلاقی و اجتماعی دو همسر، که سالیانی با یکدیگر زیسته اند، جای انکار ندارد.
در دیدگاه اسلام، گذشته از هر اثر و ره اورد دنیوی یا اخروی که برای تربیت دینی خانواده به مفاهیم و شیوه‌های یاد شده می‌توان سراغ گرفت، نقش تربیت‌های دینی در تعامل همسران، سالم سازی، تداوم و استحکام خانواده بسیار برجسته است. در آموزه‌های دینی از ویژگی‌های همسر مناسب آن است که همسرش را در بندگی و اطاعت خداوند و انجام وظایف دینی یاری رساند. (حرالعاملی، ج14، 1414) رهیافت کامل تر به این نقش و اثر، انگاه میسر می‌گردد که به تربیت دینی در ساحت های باور‌ها و اخلاق نگریسته شود. همانطور که در مبحث ساختار نیز بیان شد، هر گاه دو همسر در مسائل اصلی، بنیادی و اعتقادی، نگرش های متفاوتی داشته باشند، کفو یکدیگر به شمار نمی روند. و پیمان زندگی مشترک با احتمال زیادی تداوم نیافته به دشمنی یا جدایی منجر می‌شود. برخی آیات به این موضوع اشعار دارد. (تحریم، 10و11)
همچنین در جای دیگری نیز به پیامبر می فرماید به همسران خویش اعلام کند که هر گاه با پیامبر در ارزش داوری ها، هم سویی و هم اندیشی نداشته باشند، این اختلاف پیوند همسری میان آنان را می گسلد. (احزاب، 28و29) از این روی، اگر سنگ بنای ازدواج بر شالوده ای پی‌ریزی شود که هر دو طرف در باورهای کلان هستی شناسی اختلاف نظر دارند و یا در مسیر زندگی مشترک این اختلاف روی دهد، بی گمان این بنا فرو می‌ریزد.
در حوزه اخلاق نیز، عدم پیراستگی اخلاقی هر یک از طرفین می‌تواند درون خانواده تنش برانگیزاننده باشد و خانواده را تا سر حد جدایی و فروپاشی به پیش برد. آمار‌ها و بررسی های آسیب شناسانه اجتماعی و خانوادگی نیز موید نگرش قرآنی و بیان کننده آن است که خیانت همسران به یکدیگر و آلودگی اخلاقی، نه‌تنها از عوامل فروپاشی خانواده‌ها در جوامع سنتی، بلکه در میان ملت هایی است که به باورهای سکولارمعتقدند، زیرا فطرت و طبع انسانی با خیانت همسران به یکدیگر ناسازگار است و هیچ زن و مردی- گر چه به ظاهر تن در دهد – در عمق جان خویش، خیانت همسر خود را دوست ندارد. بخشی از مصلحت، حکمت و آموزه‌های دینی در موضوع حجاب و پوشش مردان و زنان، با نگرستن به همین زاویه قابل فهم و دریافت است.
به دنبال مطالب فوق و برطبق سیاق و نظم کلام الهی، روی سخن به همه اهل ایمان بوده، دستوراتی درباره تربیت دینی همسر و فرزندان و خانواده بیان گردیده است. (تحریم، 6) که نگه داری خویشتن به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات، و نگهداری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هر گونه الودگی، در فضای خانه و خانواده است. البته این توصیه ها، درحقیقت برنامه ای است که باید از نخستین سنگ بنای خانواده یعنی تشکیل ساختار، و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت ادامه یابد. به تعبیر دیگر حقوق همسر و فرزند تنها با تامین هزینه زندگی و مسکن و تغذیه آن‌ها حاصل نمی‌شود، مهمتر از آن تغذیه روح و جان آن‌ها و بکار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است. (مکارم شیرازی، ج 24، 1373)
در این ارتباط نیز، متون دینی سفارش های فراوانی به آموزش قرآن کریم، اعتقادات دینی و مناسک و احکام شرعی به فرزندان کودک و نوجوان داشته، برای نمونه، تعلیم قرآن به فرزند از حقوق فرزند بر پدر به شمار آمده است.
در آموزه‌های دینی از ویژگی‌های همسر مناسب آن است که همسرش را در بندگی و اطاعت خداوند و انجام وظایف دینی یاری رساند.
کارکرد‌های دیگری تحت عناوین تولیدمثل (فرزنداوری)، تنظیم رفتار جنسی (تامین نیازجنسی)، تامین نیاز‌های عاطفی و اقتصادی، که از راه‌های کسب آرامش درونی در پرتو خانواده هستند و دیگر کارکردها را نیز می‌توان برای خانواده لحاظ نمود که بدلیل بررسی آن‌ها در سایر قسمت‌های این نوشتار و جلوگیری از تکرار، یابعلت عدم ارتباط مستقیم با محتوای متن از بررسی و تبیین موارد مذکور در این مبحث خودداری گردیده است.
کارکرد‌های فوق در واقع غایات منتسب به خانواده اسلامی‌هستند. خانواده در نگرشی کلان در نظام آفرینش، خود به‌عنوان یکی از خرده سیستم‌های این نظام محسوب می‌شود. در مبانی هستی‌شناسی دینی، آفرینش جهان هستی غایتمند و دارای هدف می‌باشد. بدین ترتیب خرده نظام‌های مطلوب اسلام در تمامی‌حوزه‌ها اعم از خانواده، اقتصاد، سیاست و سایر آن ضمن آن‌که هر یک اهداف خاص خود را دنبال می‌کنند، در راستای تحقق بخشیدن به هدف غایی نظام بزرگ آفرینش که همان هدف غایی حیات طیبه است قرار می‌گیرند.
تلاش برای رسیدن به هدف غایی بر انتخاب صفات ساختاری و کارکرد‌ها نیز تاثیر دارد؛ زیرا در سیستم خانواده اسلامی‌علاوه بر اینکه صفات ساختاری بر کارکرد‌ها موثرند، بلکه مقدمات رسیدن به هدف غایی نیز می‌باشند. همچنین کارکرد‌ها واهداف نیز همگی در مسیر هدف غایی قرار دارند. طبق این نگرش انتخاب ساختار و رسیدن به کارکرد‌ها در واقع مقدمات رسیدن به هدف غایی است. چنین دیدگاهی به زندگی خانوادگی، ضمن ارائه معیار و الگو برای معماری و تشکیل ساختار و کارکرد، آن را هدفمندانه به سمت تعالی غایی هدایت می‌نماید.
سیستم خانواده اسلامی ‌با تکیه بر اصول و در پرتو چنین نگرشی دینی است که می‌تواند علی‌رغم فرو کاستن کار کرد‌های خانواده در دنیای معاصر و با وجود پاره‌ای نظریات همچون نظریه مبادله، استحکام خانواده را تضمین نماید.
4-15-7. استحکام خانواده با وجود فروکاستن کارکردها
در مبحث کارکرد فصل دوم بیان گردید که هر اندازه در خانواده بقایای کارکرد‌های نهادی بیشتر باقی مانده باشد. (منظور کارکرد‌هایی است که با وجود صنعتی شدن و تکامل کارکرد‌های عمومی‌اجتماعی هنوز در خانواده باقی مانده اند) «قانون ثبات» و هر اندازه این بقایای کارکردی در خانواده از طرف شخصیت اعضا خانواده بیشتر درونی گردد «قانون انعطاف‌پذیری» خانواده ثبات بیشتری دارد. با تایید این نظر، می‌توان ادعا نمود که کارکرد‌های خانواده، ضامن ادامه حیات سیستم خانواده می‌باشد.
حال با توجه به پاره‌ای تغییرات اجتماعی و پیدایش برخی نهاد‌های جایگزین و در مواردی شیوه‌های نهادینه نشده که همان کارکرد‌های خانواده را ایفا می‌کنند. این پرسش مطرح می‌گردد که آیا هم‌چنان کارکرد‌هایی باقی خواهد ماند که اختصاصا به جایگاه خانواده مربوط بوده، با وجود نهاد‌های بدیل بوجود آمده، برآوردن آن فقط به عهده خانواده باشد؟
واگذاری پاره‌ای از کارکرد‌های خانواده همچون کارکرد جامعه‌پذیری یا اقتصادی آنهم تا حدودی، به عوامل خارج از سیستم خانواده، واقعیتی ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ ولی سیستم خانواده‌ی متکی بر ساختار اسلامی‌ و عملکرد دینی، برخی کارکرد‌ها مثل برآوردن نیاز‌های جسمی ‌و عاطفی را فقط برای خانواده مجاز می‌داند. صفات برشمرده در تشکیل ساختار شامل ایمان، تقوا و پاکدامنی علاوه بر اینکه عناصر کلیدی تشکیل ساختار می‌باشند، موجب پای‌بندی افراد به برآوردن درون سیستمی‌این نیاز‌ها وتقویت کننده ثبات سیستم خانواده اسلامی ‌نیز محسوب می‌گردند.
همچنین نقش خانواده در امور مراقبت، تعلیم و تربیت و کنترل فرزندان هم‌چنان برترین جایگاه را دارد. بنابراین در بینش اسلامی ‌با وجود فرو کاستن برخی از کارکردها، سیستم خانواده هم‌چنان مستحکم و رو به رشد، به بقای خود ادامه خواهد داد.
4-15-8. استحکام خانواده با فرا رفتن از نظریه مبادله
در فصل دوم نظریه مبادله بررسی گردید. در این نظریه روابط اجتماعی، به ویژه روابط نزدیک را، همانند مبادلات تجاری برحسب مفاهیم سود و زیان و هزینه و پاداش و مانند آن تبیین می‌کند. در مبادله، هریک از دو طرف در پی کسب سود بیشتر با هزینه کمتر است؛ در روابط شخصی مانند روابط خانوادگی نیز این می‌تواند هریک از این نظریه‌‌ها برقرار باشد.
یکی از نتایج طبیعی مفهوم انسان اقتصادی این است که انسان به عنوان موجود اقتصادی، در هر برهه از اعمال خود به محاسبه سود و زیان خود اقدام می‌کند. بنابراین گذشت، ایثار و تفویض ثروت بدون انتظار دریافت ثروت بیشتر، از جانب انسان‌های درچرخه مبادله، قابل تصور نیست.
اما برخلاف صاحب نظران اقتصاد کلاسیک که مفهوم انسان اقتصادی را محور اندیشه خود قرار داده‌اند هرگز چنین نیست که تمامی‌رفتار‌های انسانی در حوزه اقتصاد و محاسبه سود و زیان خلاصه شود، انسان‌ها می‌توانند به بالاترین و تاریخی‌ترین رفتار حماسی بدون هیچ در خواست یا انتظار مادی دست زنند.
هرچند نظام تبادل در حیات اجتماعی جای دارد لیکن همواره از هر دو سو (دادن وستدن) عینی نیست. این زمینه اجتماعی در مواردی بسیار خاستگاه انسان‌هایی است که در برابر داده‌های خود، جز خشنودی مقام ملکوتی هدف دیگری ندارند اینجاست که برحسب درجات، سخن از دیگر خواهی، انسان گرایی و درنهایت، ایثار می‌رود.
به نظر می‌رسد تقویت ارزش‌های دینی و اسلامی‌موثرترین وسیله‌ای است که می‌تواند از راه تاثیرگذاری بر تعریف‌ها و مصداق‌های سود و زیان و پاداش و هزینه، به ثبات و استحکام خانواده کمک کند. انسان‌هایی که اهداف والایی همچون قرب الی الله را برگزیده اند و در این مسیر ارزش‌های اسلامی‌را درونی کرده‌اند، در فرایند مبادله منابع، پیش از آن‌که بر پاداش‌های بیرونی مانند حمایت عاطفی، ارضای جنسی، ثروت و جذابیت فیزیکی که از طرف مقابل دریافت می‌شود، تکیه داشته باشند، بر مبنای پاداش‌های درونی و اخروی به محاسبه سود و زیان پرداخته و برای ادامه یا فسخ رابطه زناشویی تصمیم گیری می‌کنند. به این ترتیب، بسیاری از معادله‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی که می‌توانند موجب اختلال خانواده شوند، تغییر یافته، احتمال ثبات و استحکام خانواده به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.
4-16. جمع بندی سوال دوم

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سر و صدا