اعلامیه جهانی حقوق بشر

دانلود پایان نامه

3-1. ضرورت انجام تحقیق
پرداختن به موضوع خانواده اگر چه جدید نیست، اما هم‌چنان جدی است؛ و از مسائلی است که هر چند یک بار لازم است درباره آن صحبت شود و دیدگاه‌های تازه‌ای در آن عرضه و ارائه گردد تا نسل‌های جوان و نوخاسته به اهمیت آن بیشتر پی برند و راه و روش خود را در این رابطه انسانی بسازند. (قائمی، 1369)
1) اولین محور ضرورت، جایگاه خانواده و نقش آن در تربیت است. خانواده نخستین و مهم‌ترین کانون برای تربیت و سازندگی و براورنده نیاز‌های کودک است. امر تربیت کودک درخانه بهتر و بیشتر سامان می‌یابد؛ به‌ویژه در این رابطه که در کانون خانوادگی مهر و عدل، رحمت و انضباط به‌ صورتی توام اعمال می‌شود. (قائمی، 1366)
این نهاد جهان شمول، به رغم کوچک بودن، دارای آثار و کارکرد‌های پردامنه زیستی، روانی، دینی، آموزشی، تربیتی، جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. نوزاد در خانواده به دنیا می‌اید و تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه، نخستین تاثر و تاثیرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرایند رشد و اجتماعی شدن قرار می‌گیرد. همان‌طور که روانشناسان معتقدند سال‌‌های اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرح‌واره‌‌ها و شناخت‌های کودک از خود، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباط‌هایی است که خانواده با وی دارد و این که تا چه حد تلاش می‌کنند نیاز‌های او را براورده سازند.
بسیاری از تفکرات افراد در اولین نهاد تربیتی یعنی خانواده شکل می‌گیرد و مجموعه مبانی و تفکرات هر فرد در طول زندگی شکل‌دهنده قسمت عمد‌های از رفتار‌های وی می‌باشد. با توجه به اینکه تاثیر والدین بر فرزندان، محدود به جنبه فیزیکی و جسمانی یا همان ارثی نیست، بلکه در اکثر موارد اکتسابی می‌باشد، بنابراین چگونگی شخصیت والدین، رفتار آن‌ها، فضا‌های فیزیکی و فرهنگی که در خانه بوجود می‌آورند، شیوه‌های فرزند پروری‌شان، ارتباط کلامی‌ و فیزیکی آن‌ها با یکدیگر و با فرزندان، فرهنگ آن‌ها، سرمایه‌های فرهنگی شان و وضعیت اقتصادی آن‌ها، همه عناصری هستند که بر روی فرزندان بسیار تاثیر می‌گذارند؛ به همین جهت پایه‌ریزی و بنیاد شخصیت روانی و هویت فرهنگی فرزندان در همین اولین اجتماع و اولین آموزشگاه ساخته و شکل می‌گیرد، جامعه‌پذیری و فرهنگ‌پذیری فرزندان، بیش از هر محیطی و بیشتر از محیط‌های دیگر توسط خانواده صورت می‌گیرد. (منادی، 1385)
2) دومین محور ضرورت، تاثیر مستقیم و موثر خانواده بر اجتماع می‌باشد. تاثیر آشکار و پنهان خانواده بر دیگر نهاد‌های اجتماعی و متعاقبا تاثیرات گوناگون آن نهاد‌ها بر خانواده باعث شده است که اندیشمندان حوزه‌های مختلف علوم انسانی و نیز سیاست‌گزاران و برنامه ریزان اجتماعی به طور فزاینده به مسائل خانواده علاقه نشان دهند. (بستان، 1390)
خانواده به عنوان اولین آموزشگاه بشری براساس نوع رابطه با فرزندان بیشترین تاثیر را اولا، بر چگونگی شخصیت روانی، اجتماعی و فرهنگی فرزندان دارد، ثانیا به صورت غیر مستقیم جامعه را متاثر از نوع روابط فرهنگ خود می‌کند، در واقع به مرور زمان تغییرات در خانواده فرزندان را تغییر داده و با ورود فرزندان به جامعه، جامعه نیز دگرگون خواهد شد؛ به عبارتی می‌توان گفت که سلامت خانواده سلامت جامعه را می‌رساند. این نهاد رابطه تاثیر دو سویه با جامعه داشته و متاثر از آن نیز می باشد .
خانواده هم‌چنان که از یک سو از نهاد‌های مختلف اجتماعی تاثیر می‌پذیرد، از سوی دیگر بر فرزندان خود تاثیر می‌گذارد و درنهایت چگونگی شکل ساختار و کارکرد شخصیت روانی و هویت فرهنگی فرزندان امروز نیز چگونگی شکل ساختار و کارکرد روانی فرهنگی فردای جامعه را نشان می‌دهد، یعنی فرزندان امروز به نوبه خود، آینده جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بنابراین یک چرخه سازندگی (چه به صورت سالم و چه ناسالم) بین جامعه، والدین، فرزندان و سپس جامعه برقرار است؛ یعنی ورود فرزندان به سطح جامعه، چه جهت آموزش و چه در سنین بالاتر جهت انجام فعالیت‌های مختلف اجتماعی، به دنبال خود این تاثیرات را به جامعه انتقال می‌دهد. (ستیر، 1380) در نتیجه خانواده‌های سالم در سلامت فرزندان و سپس سلامت جامعه نقش مهمی‌ را دارند.
3) محور دیگر ضرورت تاکید کنوانسیون‌های بین المللی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق بشر اسلامی ‌بر اهمیت جایگاه خانواده می‌باشد. بند (3) ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشرمی‌گوید که: «حق تقدم در انتخاب نوع آموزش فرزندان با والدین است». کنوانسیون حقوق کودک (1989) به طور صریح از مسوولیت اصلی والدین در تربیت کودکان سخن گفته است. بند (1) ماده 18 این کنوانسیون ابراز می‌دارد که: والدین یا قیم قانونی، مسوولیت اصلی برای رشد و پیشرفت کودک را بر عهده دارند، اساسی‌ترین مساله آنان منافع عالیه کودک است.»
بند (الف) ماده‌ی هفت اعلامیه‌ی حقوقی بشر اسلامی ‌نیز مقرر می‌دارد که: «هر کودکی از بدو تولد، حقوقی برگردن والدین، جامعه و دولت، در محافظت، تربیت و تامین نیازمندی‌های مادی و بهداشتی و تربیتی خود دارد…» بند (ب) همان ماده می‌افزاید: «والدین و کسانی که از نظر قانون شرع به منزله‌ی والدین هستند حق انتخاب نوع تربیت فرزندان خود را دارند، آنان باید تربیتی را برگزینند که منافع و آینده فرزندان را در پرتو ارزش‌های اخلاقی و احکام شرعی تامین نماید.»
در مقدمه قانون اساسی ایران، خانواده به عنوان واحد بنیادی جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان تلقی شده است. دراصل دهم قانون اساسی نیز آمده است: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی‌است همه قوانین و مقررات و برنامه‌ریزی‌های مربوط باید برای اسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی‌باشد.». (احمدی، 1390)
4) محور دیگر، تهدید‌ها و آسیب‌هایی است که در دهه‌های اخیر نهاد خانواده را به‌صورت جدی در عرصه جهانی به چالش کشیده و پیآمد‌های منفی شدید برای آن به بار آورده است. دنیای امروز که دنیایی مضطرب و پریشان است، علی‌رغم پیشرفت‌های حیرت‌انگیز علم و صنعت، در مساله خانواده دچار مشکلات و چالش‌های اساسی بزرگی گردیده و حتی گاه اساس و تمامیت آن نیز زیر سوال رفته است. متاثر از تحولات اجتماعی صنعتی و علمی، در بیشتر جوامع (از جمله ایران) مشکلات متعددی برای خانواده پدید آمده است.
به طور خاص کمرنگ شدن رویکرد اخلاق محور و همچنین روند رو به رشد رفع محدودیت‌های ارتباط بین مردان و زنان در محیط‌های عمومی، گسترش روابط آزاد جنسی، غلبه رویکرد حقوقی به حل مسائل و مشکلات خانواده، نادیده گرفتن یا انکار تفاوت‌‌های طبیعی زن و مرد و در نتیجه مقابله با هر گونه تمایز جنسیتی بین زن و مرد در زمینه حقوقی و مسوولیت‌ها و کوشش در جهت حذف این تمایز‌ها از بارزترین این تهدید‌ها و آسیب‌هاست که نخست جوامع غربی و پس از آن‌ها دیگر جوامع را همچون توفان‌هایی سهمگین درنوردیده است. شگفت‌اور آن‌که این رویکرد‌های نظری و عملی ضد خانواده معمولا از پشتوانه نظریه‌‌های به ظاهر علمی ‌برخوردار بوده‌اند و با بهره‌گیری از اهرم‌های سیاسی و حقوقی، از جمله معاهدات بین‌المللی بعضا الزام‌اور، مسیر گسترش خود به همه جوامع را هموار کرده‌اند. (بستان، 1390)
اختلافات خانوادگی، طلاق، فرزندان بی سرپرست و بزهکاری نوجوانان و جوانان و … نشان‌دهنده مشکلات اساسی در خانواده‌هاست. سنت‌ها، اخلاقیات و روش‌هایی که به تقویت خانواده می‌انجآمد، بعضا متزلزل شده‌اند و دوری از هویت ملی و دینی و پذیرش هویت‌های دنیا گرایانه و دور از اخلاقیات انسانی بسیاری از افراد را تهدید می‌کند. در پی تغییرات ارزشی و حقوقی دهه‌های اخیر، فروپاشی خانواده با رشد بی سابقه‌ای روبه‌رو شده است. به گزارش یونسکو در کشور‌های صنعتی جهان از هر چهار مورد ازدواج سه مورد به جدایی می‌انجآمد (سجادی، 1383)
در ایالات متحده محاسبه فراوانی طلاق نسبت به کل جمعیت نشان می‌دهد از هر هزار نفر، 1/4 نفر اقدام به جدایی می‌کنند (وارد، 1998). درحدود دو میلیون کودک امریکایی سالانه جدایی والدین را تجربه می‌کنند (گراسک، 1988). میزان فروپاشی خانواده در کانادا به بیش از 270 هزار نفر در سال 1991 رسید (الان، 2001). در سایر کشور‌های اروپایی مانند سوید، دانمارک، مجارستان، فنلاند، المان و فرانسه هر سال بیش از سیصد طلاق در مقابل هزار ازدواج واقع می‌شود. (گراسک، 1988)
تحقیقات نشان می‌دهد که کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان، در واقع اغلب از اضطراب عاطفی اشکاری رنج می‌برند. کودکانی که اضطراب عاطفی شدیدی را در زمان طلاق تجربه کرده‌اند و در سن قبل از مدرسه هستند، دچار سردرگمی‌ و وحشت می‌شوند، و معمولا خود را به خاطر این جدایی مقصر می‌دانند. کودکانِ بزرگتر بهتر می‌توانند انگیزه‌‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند؛ اما اغلب نگران اثرات آن بر آینده خود بوده و غالبا احساس خشم شدیدی را نشان می‌دهند. (گیدنز، 1374) روان‌شناسان با مطالعه همه جانبه و بررسی‌هایی که به عمل اورده‌اند، کودکانی که پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده‌اند و یا والدین خویش را از دست داده‌اند، معمولا به عوارضی چون ترس بدون دلیل، بی‌خوابی، بی اشتهایی، اختلال در تغذیه، لکنت زبان، پرخاشگری و تجاوز به دیگران دچار می‌شوند.
بجز عامل طلاق، دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی همچون ستیز و ناسازگاری پدر و مادر، نبود روابط گرم و محبت‌امیز و حمایت‌گرانه بین والدین و فرزندان و بدرفتاری و خشونت آنان با فرزندان در گرایش افراد به کجروی موثر شناخته شده است (سیگل، 1997). براساس تحقیقات به عمل آمده 96 درصد مجرمین خطرناک در خانواده‌های خود تحت تاثیر مشکلات ناشی از جدایی‌های گوناگون والدین قرار گرفته‌اند، 34 درصد از مجرمان خطرناک و 28 درصد از مجرمان اتفاقی، کسانی بوده‌اند که قبل از پنج سالگی بطور قطعی یا متناوب از پدر یا مادر خود محروم گشته‌اند (مساواتی اذر، 1374). 4/60 درصد نوجوانان بزهکار متعلق به خانواده‌‌هایی بوده‌اند که در اثر مرگ و میر والدین یا طلاق از هم پاشیده‌اند، 44 درصد معتادان از سرپرستی خوب والدین محروم بوده‌اند، 70 درصد افرادی که گرفتار آسیب‌های اجتماعی می‌شوند، کودکان طلاق هستند، 70 درصد از بیماران روانی، افراد کژخوی و کسانی که با جامعه و قانون در ستیز می‌افتند، عموما از خانواده‌هایی آمده‌اند که به نحوی دچار آسیب و لطمه شده‌اند. (همان)
5) با وجود توصیه‌های تربیتی اسلام و روش‌های مبتنی بر آن متاسفانه آمار از روند رو به رشد فروپاشی خانواده، تربیت‌های ناصحیح و مشکلات منبعث از نابهنجاری‌های خانواده در کشور‌های مسلمان حکایت دارند.
طبق گزارش‌های آماری، طلاق در کشور‌های اسلامی‌ سیر صعودی نگران کننده‌ای دارد؛ از باب نمونه در عربستان سعودی 24 درصد ازدواج‌ها به جدایی می‌انجآمد، در کویت به ازای هر چهار ازدواج، یک مورد به طلاق می‌انجآمد. (مساواتی اذر، 1374) براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، نرخ آمار طلاق در سال 1357، 19/4 و در سال 1386، 31/14بوده است. همچنین در سال 1357 در مقابل هر 1/12ازدواج، یک طلاق ثبت شده، ولی در سال 1386 در مقابل هر4/8 ازدواج یک طلاق ثبت شده است. (محمدی ری شهری، 1387) با توجه به سنت پرهیز از طلاق و استبداد عده‌ای از مردان در کشور‌های اسلامی، آمار یاد شده به هیچ وجه نمی‌تواند گویای واقعیت فروپاشی نهاد خانواده باشد و بی‌تردید واقعیت در این کشور‌ها تلخ‌تر از گزارش‌های رسمی ‌می‌باشد. (همان)
همه این مشکلات نشان می‌دهد که خانواده‌ها نیازمند توصیه‌های تربیتی و روان‌شناختی بسیاری برای رویارویی با پیچیدگی‌های زندگی کنونی هستند. اکنون برقراری روابط مناسب با همسر و تربیت فرزندان، به سادگی چند دهه گذشته نیست. عوامل موثر بر خانواده به قدری زیادند که برای مقابله با عوامل آسیب‌زا، نیازمند آموزش و تربیت خانواده‌ها در سطح ملی هستیم. (سالاری فر، 1385)
با توجه به جایگاه خانواده و نقش آن در تربیت و چالش‌ها و آسیب‌هایی که خانواده در عرصه جهانی با آن روبروست، همچنین مشکلات و آسیب‌هایی که خانواده در کشور‌های اسلامی‌ و بخصوص ایران با وجود توصیه ها، سفارش‌ها و آموزه‌های دینی اسلام بر جایگاه خانواده با آن مواجه است اهمیت و ضرورت موضوع مورد تحقیق ضروری‌تر می‌گردد.
6) متون دینی اسلام، یعنی آیات نورانی قرآن کریم و کلمات پیامبر (ص) و معصومان (ع)، که مسوولیت هدایت و تربیت بشر را به دوش دارند سرشار از توصیه‌های کارآمد و متناسب با عصر حاضر در باب اساسی‌ترین مسائل خانواده و جزیی‌ترین موارد آن در رابطه با ساختار و کارکرد می‌باشد. به عبارتی دیگر، علاوه بر ساختار خانواده، اهداف تشکیل آن نیز، از گزاره‌های متون اسلامی ‌استنباط می‌گردد. بهره‌مندی از پیشینه فرهنگی و علمی ‌غنی و کارآمدی برای رویارویی با مسائل خانواده در قالب مجموعه تعالیم اسلامی‌در این مورد، به نظامی ‌رهنمون می‌شود که پاسخگوی نیاز‌های مادی، روانی و معنوی خانواده‌هاست. بنابراین بحث و بررسی پیرامون خانواده، با توجه به اهمیت ساختار و کارکرد‌های حیاتی خانواده و با عنایت به غنای آموزه‌های اسلام در این زمینه، با لذات و به خودی خود دارای اهمیت است.
موارد برشمرده فوق همچون آمار‌های نامبرده و مشابه آن، حکایت از ناهنجاری‌ها و آسیب‌های گوناگون موجود در خانواده است. هر چند بروز و وجود این مشکلات می‌تواند زمینه‌ها و بستر‌های ایجاد متعدد و متفاوتی داشته باشند؛ لیکن در نگاهی مجموعی و کلی می‌توان عمده‌ترین علل آن‌ها را به دو بعد اساسی و قابل توجه ساختار و کارکرد، به‌عنوان مهم‌ترین ابعاد، مرتبط دانست. برطبق این بیان، در بعد ساختار، چنان‌چه معیار‌های صحیح، برای تشکیل بنای خانواده در نظر گرفته نشود و یا به درستی لحاظ نگردد، ساختاری نااستوار به وجود می‌اید که احتمال فرو پاشی آن دور از انتظار نخواهد بود. پایه‌گذاری ساختار صحیح، علاوه بر اهمیت ذاتی و بنیادی و عاملیت در استحکام اولیه بنا، در رسیدن به کارکرد‌ها نیز تاثیر خواهد داشت. در این نگرش برخی از عوامل ناهنجاری‌ها به بعد کارکرد منسوب می‌شود، که می‌توان از آن‌ها با عناوین عدم کارکرد یا کارکرد بد خانواده یاد نمود. بنابراین اساس و ریشه مشکلات در این راستا به مسائل ساختاری و کارکردی مرتبط می‌گردد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نیازهای اجتماعی