اضطراب و ابعاد ان از نظر روانشناختی

اضطراب

از بین عواطف منفی، اضطراب به طور گسترده­ای تقریباً برای همه انسان­ها شناخته و تجربه شده است به­همین ترتیب به­عنوان یکی از اساسی­ترین ساختارها در روانشناسی است. اضطراب در مفهوم سازی آسیب­شناسی روانی، انگیزش و شخصیت از مفاهیم محوری و مرکزی است. (عبدالخالق[1]، 2004).

اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر فرد در همه جوامع به عنوان پاسخ مناسب و سازگاری تلقی می­شود. فقدان اضطراب یا اضطراب زیاد ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل توجهی مواجه سازد. اضطراب در حد متوسط و سازنده فرد را وا می­دارد که برای انجام امور خود، به موقع و مناسب تلاش کرده و بدین ترتیب زندگی خود را بارورتر و بادوام تر سازد(دادستان، 1374). اضطراب و نگرانی نقش عملکردی بسیار مهمی را در رفتارهای انطباقی افراد ایفا می­کند و جسم فرد را برای پاسخ به عامل خطر آماده کرده تا از این طریق نظام روانی را برای پاسخ سریع دادن فعال کرده و در نتیجه فرد را برای فرار کردن از موقعیت خطر کمک کند(ویمز[2]، 2008).

اضطراب حالتی است که با احساس ناآرامی، تشویش و یا ترس در انسان همراه است. معمولاً این حالت در زمانی که انسان نتواند پیامدهای کاری را پیش­بینی یا آن را بازبینی نماید رخ می­دهد. مثلا پیش از برگزاری هر آزمون مهم، اضطراب به سراغ آزمون شونده می­آید چرا که وی نمی­تواند سؤال­ها را پیش­بینی کند و یا نسبت به کسب نمره­ی خوب تردید دارد. معمولاً از واژه­ی ترس نیز برای بیان این حالت استفاده می­شود­(رضایی، 1384). اگر اضطراب به­طور ساده یک علامت هشدار تلقی می­شود، اساساً می­توان آن را عاطفه­ای نظیر ترس برشمرد(جان بزرگی، 1382).

نشانه­های اضطراب در سطوح مختلفی مانند روانشناختی، رفتاری و جسمانی بروز پیدا می­کند. اضطراب در سطح روانشناختی و رفتاری می­تواند به صورت خشم، ناپایداری عاطفی، حساسیت بیش از حد، تخریب­گری، فزون­کنشی و اختلال­های حرکتی مشخص گردد. در سطح جسمانی که به منزله­ی نقابی برای پنهان کردن حالات اضطرابی هستند. به­همراه شاخص­هایی چون تغییر ضربان قلب، افزایش فشار خون، بحران­های تنفسی، رنگ پریدگی، خشکی دهان و تنش عضلانی است. بنابراین، هرگاه با سردرد، دل­درد و یا اختلال­های هاضمه دیگر که شدت آن­ها بر اساس متغیرهای مختلف متفاوت است، مواجه شدیم باید احتمال وجود یک اضطراب را در نظر بگیریم(دادستان، 1382).

اضطراب هشداری برای تهدید برونی یا درونی است و کیفیات نجات دهنده زندگی دارد. در سطحی پایین­تر، اضطراب هشداری برای آسیب بدنی، درد، درماندگی، تنبیه احتمالی و ناکام ماندن نیازهای اجتماعی و جسمی، تهدیدی برای مقام و موفقیت و بالاخره تهدید یکپارچگی و تأمین شخص است. اضطراب سبب می­شود که شخص اقدام­های لازم را برای جلوگیری از تهدید یا تخفیف نتایج آن به عمل آورد. اضطراب یا آگاه کردن شخص به وجود خطر و اقدام به جلوگیری از آن، مانع آسیب دیدن می­شود(جان­بزرگی، 1382).

اضطراب طبیعی یکی از عوامل مثبت شخصیت و از اجزای جدا نشدنی زندگی روانی است. نگرانی و اضطراب وقتی در حد معقول و بهنجار باشد نه تنها مخرب نیست، بلکه به عنوان نیروی سازنده، فرد را وادار می­کند تا در موقعیت­های گوناگون زندگی به نحو مؤثرتری عمل کند(کابلی و همکاران، 1388).

اضطراب در برخی مواقع باعث ایجاد سازندگی و خلاقیت در افراد می­شود، امکان تجسم موقیعت­ها وتسلط بر آن­ها را فراهم می­آورد. اما وقتی اضطراب از میزان لازم بالاتر رود، شخص به صورت مبهم احساس نگرانی و ناآرامی کرده و خواب را آشفته و تصمیم­گیری را برایش مشکل سازد، در این صورت اضطراب به منزله منبع شکست، موجب سازش نایافتگی گسترده­ای می­­شود که فرد را از بخش عمده­ای از امکاناتش محروم می­سازد. این مشکل آزادی و انعطاف فرد را کاهش می­دهد و طیف گسترده­ای از اختلالات اضطرابی را به وجود می­آورد. اضطراب همچنین می­تواند بر کارکردهای جسمی و روانی نیز اثر نامطلوبی داشته باشد. شایع­ترین مشکلات عاطفی و هیجانی که دانش­آموزان نوجوان با آن مواجه هستند اضطراب می­باشد(کابلی و همکاران، 1388).

تعاریف عمده­ای که در مورد اضطراب وجود دارد عبارتند از: اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند، و اغلب مبهم دلواپسی است که همه انسان­ها تجربه می­کنند. اغلب علایمی مانند تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد، ناراحتی مختصر معده و بیقراری که با عدم توانایی برای نشستن یا ایستادن همراه می­گردد. این علایم، بین افراد متفاوت است(پورافکاری، 1386؛ به نقل از آقازاده قطب­آبادی، 1391).

اضطراب احساس دائمی آسیب­پذیری است که فرد گمان می­کند اتفاق ناگواری که نمی­تواند نظارتی بر آن داشته باشد، رخ می­دهد. احساس دائمی آسیب­پذیری این باور را در فرد به وجود می­آورد که دارای توانایی کمی برای حل مشکلات است و در نتیجه میزان ترس او در مقابل مشکلات افزایش می­یابد و به همین دلیل فرد سعی می­کند از موقعیت­هایی که با مشکل همراه است دوری کند( بک و امری[3]، 1985).

اضطراب به عنوان سازه­ای که دارای سطوح مختلفی شامل بدنی، شناختی، عاطفی و بین فردی است، شناخته می­شود(آلن، 1955). ساراسون[4] (2003؛ به­نقل از شریفی، 1376) نیز اضطراب را چنین توصیف کرد: اضطراب احساس اولیه فرد است که شامل دلهره و بلاتکلیفی می­شود و معمولاً زمانی که فرد تهدیدی را برای خود یا عزت نفس خود حس می­کند، رخ می­دهد. به عقیده­ی ساراسون، فشار روانی واکنشی است نسبت به موقعیت­هایی که در آن­ها شخص باید انتظاراتی را برآورده کند و با محدودیت­های روبه­رو است و یا باید از فرصت­هایی استفاده نماید. قرار گرفتن در معرض فشار ممکن است واکنش­های قابل مشاهده­ای را موجب شود که اضطراب نامیده می­شود. اضطراب یک حالت عاطفی نامطلوب است که با نگرانی، تنش و تشویش همراه است(شریفی، 1376).

اضطراب حالتی است که تا حدودی برای همه رخ می­دهد. بیشتر مردم، به هنگام مواجهه با شرایط خاص، نظیر شرکت در یک ازمون، هنگامی که به دنبال انجام کاری به نحو احسن هستند و یا آن­گاه که می­خواهند برای ارائه­ی سخنرانی و یا بیان مطلبی مقابل گروهی بایستند، دچار اضطراب می­شوند. اندکی اضطراب، طبیعی و گاه مفید است و باعث می­شود تا انسان انگیزه­ی لازم را برای انجام بایسته­ی کارها و یا تمرکز بیشتر به دست بیاورد. آنچه نامطلوب و یا مضر است، بی تفاوتی محض و یا اضطراب بسیار شدید است که قدرت عمل را از فرد سلب می­کند(رضایی، 1384).

 

2-1-1-1- ابعاد اضطراب

اسپیلبرگر (1972) اضطراب را به دو بعد صفت اضطراب و حالت اضطراب تقسیم کرد و مورد بررسی قرار داد. در حالت اضطراب فرد فقط در موقعیت تهدید کننده واکنش نشان می­دهد. حالت اضطراب به عواطف موقتی که با نگرانی و تنش همراه است اطلاق می­شود. حالت اضطراب احساسات مبهم و ناخوشایندی است که از ترس و نگرانی برمی­خیزد. افراد با حالت اضطراب در زمینه­ی برخورد و واکنش نسبت به اتفاقات اطراف خود و همچنین خطرات ناشناخته دچار اضطراب و تشویش می­شوند.

در مقابل، صفت اضطراب به عنوان نوعی ویژگی شخصیتی است که به خصوصیات باثبات و دیرپای فرد و تفاوت­های فردی بادوام در افراد مستعد ابتلا به اضطراب اشاره دارد. افرادی که دارای سطح بالایی از صفت اضطراب هستند، بیش­تر اوقات در حالت اضطراب هستند. این افراد موقعیت­های بی­خطر را تهدیدآمیز می­دانند و به صورت حالت اضطراب به آن پاسخ می­دهند(راس، 1373). صفت اضطراب استعداد و آمادگی بلندمدت فرد برای مضطرب شدن در بسیاری از موقعیت­ها اطلاق می­شود. که شخص تقریباً همه موقعیت­ها را تهدیدکننده ارزیابی می­کند(اسپیبرگر، 1972). صفت اضطراب به تفاوت­های فردی نسبتاً ثابت آمادگی برای اضطراب اشاره دارد(آیزنک[5]، 2000). سطوح بالای صفت اضطراب، سطح توجه افراد را نسبت به عوامل تهدید کننده خارجی بالا می­برد(کوپر[6] و رو[7] ، 2008). افرادی که صفت اضطراب بالایی دارند در مقابل تهدیدی نظیر ارزیابی منفی، که به عزت نفس آن­ها لطمه می­زند، حالت اضطراب شدیدتری از خود نشان می­دهند(راس، 1373).

بر اساس تحقیقات انجام شده اضطراب صفت در طول زمان پایایی دارد، ولی حالت اضطراب به محض تغییر موقعیت­های تهدید آمیز تغییر می­کند. هم­چنین، افرادی که از نظر صفت اضطراب متفاوت هستند، از نظر شدت واکنش حالت اضطراب نسبت به موقعیت­های تهدیدآمیز نیز با هم متفاوتند (راس، 1373).

در گذشته، مطالعات گوناگونی در مورد اضطراب انجام شده است. تا قبل از دهه 70 میلادی، اکثر پژوهش­هایی که در زمینه اضطراب انجام گرفته، آن را از دیدگاه روان­شناسی و پزشکی مورد بررسی قرار داده است. از آن زمان، بررسی­های کاربردی در این زمینه آغاز گردید و اضطراب در آموزش عالی به طور گسترده مورد توجه قرار گرفت. این رو، اضطراب یکی از کلیدی­ترین متغیرهای روان­شناسی در بحث آموزش محسوب می­شود. پژوهش­هایی گذشته، انواع گوناگونی از اضطراب­هایی را که ممکن است افراد در جوامع علمی و دانشگاهی به آن دچار شوند، مورد بررسی قرار داده­اند، از آن جمله می­توان به اضطراب رایانه­ای[8]، اضطراب اینترنتی[9]، اضطراب اطلاعاتی[10]، اضطراب کتابخانه­ای، اضطراب پژوهش کتابخانه­ای[11] و اضطراب پژوهش[12] نام برد ( کلیر، 1990؛ به نقل از دیدگاه، 1390). همانگونه که اشاره شد، این اضطراب­ها از نوع حالتی و محدود به موقعیت، زمان و مکان خاص بوده و از طریق آموزش مهارت­ها قابل نظارت و کاهش است.

 

 2-1-2- اضطراب کتابخانه­ای

اضطراب کتابخانه­ای را می­توان ” ترس و اضطراب هنگام استفاده و یا حتّی هنگام تفکر استفاده از کتابخانه ” تعریف کرد ( ملون، 1986). به عبارت دیگر، اضطراب کتابخانه­ای هرگونه
نشانه­های عاطفی منفی هنگام استفاده و یا تفکر استفاده از کتابخانه از قبیل ترس، نگرانی، تردید، اضطراب، احساس عدم توانایی و کفایت، احساس تنهایی، احساس آشفتگی و غیره را شامل می­گردد. این اضطراب همواره مانعی روان­شناختی، برای بسیاری از کاربران کتابخانه­ها بوده، عوارض گوناگون شناختی، عاطفی و رفتاری را در آن­ها موجب گردیده و سطح عملکرد آن­ها را کاهش می­دهد. اضطراب کتابخانه­ای باعث می­شود کاربر هنگام حضور و استفاده از کتابخانه، آرامش و احساس راحتی نداشته و در نتیجه کتابخانه را قبل از پایان پژوهش خود ترک کرده و یا تمایل کمتری به استفاده از کتابخانه پیدا کند ( هیگینز[13]، 2001، به نقل از عرفان­منش و دیدگاه، 1388).

سوآپ[14] و کتزر[15](1972؛ به نقل از خدیوی، 1383) اولین بررسی درباره اضطراب کتابخانه­ای را در میان دانشجویان دانشگاه انجام دادند. این بررسی با استفاده از شیوه­هایی از قبیل برقراری ارتباط، انجام مصاحبه و مشاوره در زمینه علوم کتابداری، در زمانی محدود درصدد کشف و جست­وجوی این موضوع بود که چرا برخی دانشجویان از کتابداران کمک نمی­گیرند. این بررسی درصدد رسیدن به پاسخ این سؤال بود که چرا دانشجویانی که از کتابخانه استفاده می­کنند تمایل به بهره گیری از همکاری کتابداران ندارند.

در مصاحبه­های انجام گرفته با دانشجویان انتخاب شده به طور تصادفی، در سه زمینه کار کتابخانه این سؤال مطرح می­شد که آیا هنگام استفاده از کتابخانه از کتابداران و یا هم دوره ای های خود کمک می گیرند یا خیر؟ از دانشجویان مصاحبه شده، 41 درصد در مورد استفاده از کتابخانه سؤالاتی داشتند. با این وجود، 65 درصد از این دانشجویان اقرار کردند که نمی­خواستند سؤالات خود را با کتابداران مطرح نمایند، و این امر مؤیّد آن است که در محیط دانشگاهی دانشجویانی هستند که علی­رغم داشتن سؤال از کتابداران به دلایلی از سؤال کردن خودداری می­کنند. هدف این تحقیق مشخص کردن وجود دانشجویانی با اضطراب کتابخانه­ای بود و این به نظر نگارنده اولین قدم پژوهش در زمینه اضطراب کتابخانه ای­ است زیرا اولین تحقیقی است که در پی شناسایی دانشجویانی است که به دلایلی در استفاده از کتابخانه دچار نگرانی می­شوند ( خدیوی، 1383 ).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل موثر بر تن انگاره و نارضایتی از بدن

در 1986 ملون مقاله ای بنیادی نوشت و در آن اصطلاح اضطراب کتابخانه­ای را به کار برد و زمینه را برای تحقیق بیشتر آماده نمود. پژوهش او از نوع کیفی بود و به دلیل آن­که از دانشجویان می­خواست در کلاس­های انشاء احساس خود را نسبت به جست­وجوهای کتابخانه­ای به صورت خاطرات روزانه بیان کنند، منحصر به فرد بود. در پایان نیم سال نیز از دانشجویان خواسته شده بود انشائی بنویسند و در آن به چهار سؤال دیگر درباره استفاده از کتابخانه پاسخ دهند و این­که طی نیم سال گذشته احساس آن­ها نسبت به کتابخانه چه تغییری یافته است؟ این پژوهش نه تنها از جهت کاری که از دانشجویان خواسته شده بود، بلکه از جهت همکاری بسیار زیادی که از اعضای هیئت علمی می­طلبید منحصر به فرد بود، همکاری­ ای که گاه دشوار به دست می آید. اطلاعات لازم طی دو سال جمع شد و به دلیل آن­که 75 تا 85 درصد از دانشجویان هر کلاس واکنش اولیه خود را نسبت به کتابخانه از نظر میزان اضطراب و یا ترس بیان نمودند پژوهشی قابل توجه است.

این آمار و توصیف بیان شده در انشای دانشجویان، ملون را بر آن داشت تا نظریه ای با عنوان  “نظریه اضطراب کتابخانه­ای” ارائه دهد که می­توان آن را احساس اضطراب توصیف کرد که گاه بازدارنده است و دانشجو هنگام مواجهه یا نیاز به پژوهش کتابخانه ای برای اولین بار به آن دچار می شود. مورد دیگری که در پژوهش ملون روشن شد این بود که دانشجویان نه تنها به کتابداران مراجعه نمی­کردند بلکه با تصور این­که در ترس از کتابخانه تنها هستند، از هم دوره ای­های خود نیز تقاضای کمک نمی کردند. اضطراب آن­ها به علت این توهم که هم دوره ای های آن­ها در استفاده از کتابخانه راحت هستند افزایش می­یافت و این تصور را پیش می­آورد که توانمند نبودن در استفاده از کتابخانه به معنای نداشتن مهارت است و مایه سرافکندگی است.

در اکثر این پژوهش­ها جست وجوی اطلاعات به عنوان بخشی از فرایند پژوهش کتابخانه­ای در نظر گرفته شده و در قالب اضطراب کتابخانه­ای مطرح شده است. ملون با ابداع نظریه اضطراب کتابخانه­ای، عواملی مانند آشنایی نداشتن با مهارت­های و اطلاع یابی و ناآگاهی از این که فرایند جست وجوی اطلاعات را باید از کجا و چگونه آغاز کرد را جزء مهم­ترین عوامل اضطراب زا در میان دانشجویان معرفی می­کند. از دیدگاه کولتاو[16] (1991) اضطراب در فرایند جست وجوی اطلاعات احساسی طبیعی بوده و ممکن است در هر یک از مراحل این فرایند رخ دهد.

گام مهم بعدی در زمینه پژوهش در اضطراب کتابخانه ای در 1992، هنگامی برداشته شد که باستیک،[17] معیار اضطراب کتابخانه­ای را تعیین نمود و از آن به مثابه ابزاری برای پژوهش­های خود در این زمینه استفاده کرد. باستیک، در تعیین این معیار دقتی فراوان به خرج داد و شیوه­های مورد استفاده را در تعیین پایایی و روایی آن با دقت انتخاب کرد. نتیجه این شد که این معیار به ابزاری برای پژوهش های مربوط به این موضوع تبدیل شد. این ابزار بر دانشجویان در سطوح مختلف، از دانشجویان سال اول گرفته تا دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نیز دانشجویان دانشگاه­ها و کالج­های خصوصی و دولتی آزمایش شده است. این موضوع سبب گردید که از معیار فوق در محیط­های دانشگاهی مختلف استفاده شود و امید می­رود باعث رشد و گسترش پژوهش در زمینه اضطراب کتابخانه­ای شود. در طرح این معیار، باستیک توانست 5 علت را برای اضطراب کتابخانه­ای شناسایی نماید:

1)موانع در ارتباط با کارکنان: دانشجویان تصور می­کنند کتابداران و سایر کارکنان کتابخانه ایجاد ترس می­کنند و پذیرا نیستند. همچنین کارمندان و کتابدارانی که مشغله بسیار دارند، فرصت کمک کردن به مراجعه کننده را ندارند.

2)موانع عاطفی: از احساس دانشجویان درباره بی­کفایتی خود در استفاده از کتابخانه ریشه می گیرد.

3)احساس راحتی در کتابخانه: به این که دانشجویان چقدر کتابخانه را امن، خوشایند و غیرتهدید آمیز می­یابند، برمی­گردد.

4)ناآگاهی از کتابخانه: مبین آن است که دانشجویان چقدر احساس آشنایی با کتابخانه می­کنند.

5)موانع فنی: به احساساتی که نتیجه اعتماد دانشجویان به تجهیزات ماشینی کتابخانه است، بر می گردد ( جیائو و آنوگبوزی، 1998 ).

با ارائه این طبقه بندی و معیار اضطراب کتابخانه ای که با استفاده از آن بتوان اضطراب کتابخانه­ای را شناسایی و اندازه گیری نمود، باستیک توانست قدم مهمی در امر پژوهش در زمینه اضطراب کتابخانه ای بردارد.(خدیوی، 1383)

از آن زمان، پژوهش­های زیادی به ارزیابی اضطراب کتابخانه­ای پرداختند. این مطالعات به تخمین اضطراب کتابخانه­ای در دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی می­پرداخت. به طورخاص، این مطالعات چنین نشان می­داد که اضطراب کتابخانه­ای متمایز از اضطراب عمومی است ( مچ و بروکس، 1995) . به علاوه، اضطراب کتابخانه­ای با مواردی از جمله سن، جنسیت، مقطع تحصیلی، و تعداد دفعات بازدید از کتابخانه رابطه دارد ( جیائو و آنوگبوزی، 1996 ). همچنین نشان داده شده است که اضطراب کتابخانه­ای با روش­های یادگیری، کمال گرایی  و درک از خود، در ارتباط است.

شوهام[18] و میزراچی[19] (2001) با ایجاد تغییرات و بومی سازی مقیاس اضطراب کتابخانه­ای، مقیاس جدیدی به نام مقیاس اضطراب کتابخانه­ای عبری را به وجود آوردند. این مقیاس 35 گویه­ای، از هفت عامل به نام­های عامل کتابداران، عامل دانش کتابخانه­ای، عامل زبان، عامل راحتی فیزیکی، عامل راحتی در استفاده از رایانه­های کتابخانه، عامل ساعات و سیاست­های کتابخانه و عامل منابع تشکیل می­شود. این مقیاس قابلیت اعتماد پایینی داشت و در پژوهش دیگری نیز مورد استفاده قرار نگرفت.

 

2-1-3- اضطراب چند بعدی کتابخانه­ای

هر چند زمانی که مقیاس اضطراب کتابخانه­ای[20] پدید آمد به احساس مراجعه کننده در طول فرایند جست­وجوی اطلاعات در کتابخانه می­پرداخت، اما در آن زمان اینترنت به عنوان یک ابزار تحقیق، به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته بود و دسترسی به پایگاه­های اطلاعاتی فقط در محدوده فیزیکی کتابخانه امکان پذیر بود. لذا، اغلب مطالعات به چگونگی مواجهه کاربر با کتابخانه به عنوان یک نظام و به آزمون رفتار جست­وجوی اطلاعات کاربر در کتابخانه می­پرداختند. اما اکنون عمده پژوهش­ها بیشتر به رضایت کاربران از خدمات یا تعامل کابران با پایگاه­های اطلاعاتی و وب سایت­ها می­پردازد تا این­که به احساسات کاربران نسبت به کتابخانه، فن آوری یا فرایند جست­وجوی اطلاعات.

به دلیل کهنگی مقیاس قبلی سنجش اضطراب کتابخانه­ای و توسعه­های متعدد در حوزه پژوهش کتابخانه­ای کاربران، چنین فرض شد که لازم است ابزاری جدید در راستای مقیاس قبلی (مقیاس اضطراب کتابخانه­ای) طراحی شود که بتواند این ابعاد را اندازه گیری کند .در راستای این امر، ون کمپن در سال 2003 ابزار جدید “مقیاس اضطراب چندبعدی کتابخانه­ای[21]” را که ابعاد جدیدی را وارد کرده است، طراحی نمود. مقیاس اضطراب چندبعدی کتابخانه­ای ابعادی از جمله اینترنت، در دسترس بودن پایگاه­های الکترونیکی، راحتی جست­وجوی منابع کتابخانه­ای از راه دور و راحتی کار با رایانه را معرفی می­کند. ون کمپن در مطالعه­ی دانشجویان دکتری بود چنین دریافت که دانشجویان در ابتدای فرایند پژوهش، سطوح بالاتری از اضطراب را در ابعاد راحتی استفاده از کتابخانه، درخواست کمک از کتابدار و راحتی در فضای کتابخانه، تجربه می­کنند.

در ابزار جدید 6 جزء مورد اندازه گیری قرار گرفت که شامل ابعاد زیر می­باشد:

  • راحتی و اعتماد به نفس در هنگام استفاده از کتابخانه : مبین توانایی دانشجو در استفاده از کتابخانه به طور مستقل و با اعتماد به­نفس، می­باشد.
  • اضطراب عمومی کتابخانه­ای و فرایند جست­وجوی اطلاعات : بیان کننده اضطراب عمومی کتابخانه­­ای است که توسط ملون تعریف شده بود.
  • موانع در ارتباط با کارکنان : درک دانشجو از پذیرا بودن کارکنان.
  • درک اهمیت چگونگی استفاده از کتابخانه : درک دانشجو از راحتی استفاده از کتابخانه.
  • راحتی با فن آوری مورد استفاده در کتابخانه : سطح راحتی دانشجو با فن آوری مورد استفاده در کتابخانه شامل فهرست پیوسته[22]، پایگاه­های اطلاعاتی پیوسته و توانایی دانشجو برای استفاده از منابع ناپیوسته[23].
  • راحتی با کتابخانه به عنوان یک مکان فیزیکی : درک دانشجو از امن و راحت بودن فضای فیزیکی کتابخانه (ون کمپن، 2003).

مقیاس چندبعدی اضطراب بر 278 نفر از دانشجویان بررسی گردید و روایی و پایایی قابل قبولی داشت. این مقیاس در پژوهش عرفان­منش، محمدی و دیدگاه برای جامعه ایرانی ترجمه و هنجاریابی شده و بررسی روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی و بررسی پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ و بازآزمایی[24]، بیانگر قابلیت استفاده از این پرسشنامه در جامعه ایرانی است.

انوار[25] و همکاران (2004) نسخه جدیدی از مقیاس اضطراب کتابخانه­ای به نام مقیاس اضطراب کتابخانه­ای کویتی[26] طراحی کردند که شامل 34 گویه در قالب چهار عامل بود. این عوامل دسترس پذیری کتابداران، احساس عدم کفایت، صمیمیت در کتابخانه و محدودیت­های کتابخانه نامگذاری شد. همچنین، اضطراب کتابخانه­ای لهستانی[27] مقیاس دیگری است که سویگن[28] بر اساس مقیاس اضطراب کتابخانه­ای بوستیک و با مطالعه 89 نفر از دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی، آن را طراحی کرد. عوامل ششگانه این مقیاس عبارتند از : موانع ناشی از تعامل با کتابداران، موانع احساسی، موانع فنی، دانش کتابخانه­ای، راحتی در کتابخانه و عامل منابع.

عرفان­منش( 1390) به طراحی و سنجش روایی و پایایی ابزار سنجش اضطراب اطلاع­یابی پرداخت. مطالعه اعتبار محتوا و سازه­ی پرسشنامه نشان داد پرسشنامه اضطراب اطلاع­یابی اعتبار قابل قبولی دارد. ابزار طراحی شده را می­توان در پژوهش­هایی در زمینه روان­شناسی جست وجوی اطلاعات و رفتارهای اطلاع­یابی برای سنجش سطح اضطراب اطلاع یابی دانشجویان، مورد استفاده قرار داد.

[1] .Abdel-Khalek

[2] .Weems

[3] . Beck & Emery

[4] . Sara Seven

[5] . Eysenck

[6] . Cooper

[7] . Rowe

[8] . Computer Anxiety

[9] . Internet Anxiety

[10] . Information Anxiety

[11] . Library Research Anxiety

[12] . Research Anxiety

[13] .Higgins

[14] . Swap

[15] . Ktrz

[16] .Kulthau

[17] . Bostick

[18]. Shuham

[19]. Mizrachy

[20] . Library anxiety scale( LAS)

[21] . Multidimensional library anxiety scale(MLAS)

[22] . Online

[23] . Offline

[24]. Test Retest

[25] .Anwar

[26] .Kuwait Library Anxiety Scale (K-LAS)

[27] .Polish Library Anxiety Scale (P-LAS)

[28] .Swigon