استرس شغلی و مدل های ان از نظر روانشناختی

استرس شغلی

1-2-2  مقدمه

مفهوم کار از نظر پیشبرد سلامت بسیار ارزشمند است کار این احساس را در فرد ایجاد می کند که به گروهی مهم و ارزشمند و مورد نیاز جامعه تعلق دارد و فرصتی فراهم می آورد که بتواند تواناییهای خود را نشان دهد و به تمرین و بهسازی آنها و کسب مهارتهای تازه بپردازد. در همه مشاغل در جامعه استرس وجود دارد و به گونه های مختلف بر آنها فشار وارد می آورد. تحولات شغلی نظیر تغییرات سازمانی و تغییر حقوق و دستمزد، ترفیعات شغلی، کاهش یا افزایش نیروی انسانی و دگرگونیهای اجتماعی موضوعایی هستند که به نحوی بر فرد فشار آورده و او را دچار آشفتگی، نگرانی، تشویش و اضطراب می سازند (رابینز، 1374) .

با توجه به آن که حداقل یک سوم عمر ما در محیط کار سپری می شود و بسیاری از روابط و مناسبات اجتماعی ما در طی ساعات کار شکل می گیرد، می توان آن را بخش بسیار مهم و عمده زندگی تلقی کرد. هر چند دیدگاههای اخیر در زمینه کار تعاملی است، با این حال می توان کار و شغل را یکی از منابع مهم استرس در زندگی دانست. از طرفی افرادی که فشارهای روحی زیادی داشته باشند از سلامت و خشنودی کمتری برخوردارند اگر چه استثناهایی نیز وجود دارد (عطار، 1374).

شناخت عوامل استرس زای شغلی، مورد توجه بسیاری از محققان علوم اجتماعی، روان شناسی و رفتار سازمانی قرار گرفته است. بررسی عوامل یا محرک های استرس زای شغلی، از دیدگاه های نظری مختلف به دو منبع و عامل اساسی ماکرواسترسورها (عوامل استرس زای سازمانی) و میکرواسترسورها (عوامل استرس زای فردی) محدود شده است. میکرواسترسورها به عوامل فردی، گروهی و فیزیکی مربوط به ماهیت شغل یا وظیفه (مانند ابزار و امکانات، حجم و حساسیت کار) وابسته اند وارتباط زیادی با پیامدهای منفی جسمانی، عاطفی، رفتاری، شناختی و سازمانی دارند و این عوامل مانند حجم و کمیت کار، ابهام و تضاد نقش، حساسیت و کیفیت کار، فشار زمان و تکنولوژی شغل در کنار سایر ویژگی های فردی مانند وضعیت تاهل، سن، تجربه، جنس، وضعیت رفاهی و غیره ارتباط زیادی با کاهش عملکرد و رضایت مندی، افزایش اضطراب و افسردگی، تحلیل و خستگی و سایر اختلالات روان تنی نشان داده اند(دموری،1372)

 

 

2-2-2 تعریف استرس

استرس کلمه ای مشتق از لغت لاتین stringer   به معنی (سختی کشیدن) است.اصطلاح stress  از زبان انگلیسی گرفته شده است و معادل آن در فارسی کلمه ( فشار عصبی) ترجمه شده است . کاربرد واژه فشار عصبی ،فشار روانی و فشار روحی معادل دقیقی برای استرس در زبان فارسی نیست ، چون استرس حالتی از فشار است نه خود فشار ، اما با اندکی اغماض می توان استرس را همان فشار عصبی تعریف کرد.

ساعتچی (1376،ص 119) ، در تعریف فشار روانی گفته است وقتی فرد در شرایط و اوضاع و احوالی قرار گیرد که تحت فشار واقع شود، یا احساس ناراحت کنندهای به او دست بدهد، عصبی باشد ، احساس ناکامی و تنش کند یا در تعارض و بلا تکلیفی باشد، میگوییم تحت فشار روانی است. به عبارت دیگر ، تنش عصبی که در نتیجه تعارضهای داخلی ناشی از موقعیتهای خارجی مختلف بوجود آمده است را می توان فشار روانی تعریف کرد.

همچنان که خواجه پور (1377، ص 10) مطرح کرده است اصطلاح استرس معمولا به دو معنی به کار می رود: 1- محرکی که در فرد ایجاد استرس می کند ، یعنی عامل استرس زا  2- فرایند پیچیده و پیشرونده ای که با پدید آمدن عامل استرس زا بر ارگانیسم شروع می شود و به مجموعه ای از واکنشها در فرد می انجامد. اصطلاح “فشار روانی ” که برابر استرس پیشنهاد شده و تا اندازهای هم رواج یافته ، مختص معنای علمی و وسیع و دقیق استرس نیست. فشار روانی در واقع یکی از وجوه یا عارضه های گوناگون استرس است. واژه استرس در بسیاری از زبانهای گوناگون دنیا با همین لفظ و معنا بکار می رود.

استرس واژه‌ای است در اصل به معنی فشار و نیرو. در جهان فیزیکی هر گاه فشاری بر چیزی وارد شود کنشی بر آن وارد می‌کند، ثبات اجزای درونی آن را بر هم می‌زند و تنشی در آن پدید می‌آورد و بر می‌آشوبد و سرانجام آن شی را به واکنش می‌اندازد. در مهندسی گفته می‌شود که هر گاه فشار وارده از مقاومت شی در گذرد آن شی متلاشی می‌شود و از وضعیت موجودش در می‌آید. روانشناسان و دیگر صاحبنظران استرس نیز می‌گویند روی هم جمع شدن رویداد‌های زندگی که سازگاری فرد را با وضع موجودش بر هم می‌زند موجب استرس می‌شود (رندال و التمایر 1377، 10).

منظور از استرس هر نیرویی است که در موقع اعمال بر یک سیستم سبب تغییرات قابل توجه در شکل سیستم می گردد. این اصطلاح به نیروهای فیزیکی ، روانشناختی و فشارها اطلاق می شود. در این صورت استرس به این مفهوم یک علت است. از دید دیگر استرس یک حالت تنش روانشناختی است که به وسیله انواع نیروها یا فغشارها به وجود می آید از این رو استرس در مفهوم دوم یک معلول است.

همچنین استرس نرخ ترس و فشار در بدن که در طول زندگی ایجاد می‌شود، توصیف شده است. استرس توسط یک دوره کلی از فشار، مشکلات و تجربه‌های افراد است که در طول زندگی بوجود می‌آید. خود استرس نه خوب است و نه بد. در حقیقت بعضی درجات استرس عادی است و برای ادامه حیات روزمره لازم است. حتی هنگامی که افراد استراحت می‌کنند، درجات کمی از استرس وجود دارد. بدون استرس انگیزه و انرژی وجود نخواهد داشت. استرس برای هر فرد اجتناب ناپذیر است. استرس یک وضعیت فشار است که روی احساسات یک نفر بوسیله فرایند‌ها و شرایط فیزیکی اثر می‌گذارد و امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه در حوزه سلامت فردی، سازمانی و اجتماعی است (استون1 2004، 662)1.

بر اساس الوانی و معمارزاده ،( 1377، ص 164) ، فشار عصبی به شکلهای مختلفی تعریف شده است ، اما زمینه مشترک همه آ ن تعاریف این است که علت ایجاد فشار عصبی وجود محرکی به صورت فیزیکی یا روانی است و فرد به طریقی خاص نسبت به آ ن عکس العمل نشان می دهد. محرکها را عموما عامل ایجاد فشار عصبی می نامند. به عبارتی دیگر ، هر چیزی که فشار ایجاد کند ، عامل ایجاد فشار عصبی اطلاق می شود.

بنابراین فشار عصبی فقط زمانی به وجود می آید که فرد احساس می کند از  او چیزی خواسته شده است که از عهده برآوردن آن بر نمی آید در غیر اینصورت فشار عصبی ایجاد نخواهد شد.

3-2-2 مدل های استرس

مدل های مختلفی جهت سهولت درک و توجیه چگونگی ایجاد استرس ارائه گردیده اند. در سال 1978 کاکس 2، کلیه مدل ها و تعاریف استرس را به سه گروه تقسیم نمود:

1-مدل هایی که براساس پاسخ بنا گردیده اند، این مدل ها استرس را به کمک واکنش و پاسخ فرد به عامل استرس زا تعریف نموده اند. مانند مدل سلیه که در ادامه این مبحث مورد بررسی قرار می گیرد .

 

 

 

 

1- Stone

2-Cox

2- مدل هایی که براساس محرک تعریف شده اند. این گروه از مدل ها به استرس از منظر عامل ایجاد کننده استرس نگاه می کنند، مثلاً فشار کاری زیاد یا سرو صدای محیطی با مسوولیت های فرد و….

3- مدل های تعاملی : در این مدل ها هم به عامل محرک ؛ یعنی عوامل استرس زا ؛ هم به پاسخ فرد ؛ علائم و نشانه های استرس ؛ و هم به فاکتورهای مداخله ای مثل ویژگی  های شخصیتی فرد توجه شده است.

امروزه به مدل های تعاملی توجه بیشتری می شود چرا که بصورت کامل تری استرس را توصیف می نمایند. در واقع مدل های اخیر بگونه ای به هر سه راس مثلث استرس توجه
می نمایند. در اینجا برخی از مدل های مشهور استرس را مورد بحث قرار می دهیم.

 

1-3-2-2 مدل مبتنی بر محرک

این مدل بیان کننده این موضوع است که همه موقعیت ها و محرکات طبیعی استرس زا هستند. اگر چه در بعضی از افراد منجر به پاسخ استرسی نمی شوند. در این مدل استرس اصطلاحاً به محرکات معینی که از محیط بر فرد وارد می شود و او را تحت  تاثیر و فشار قرار می دهد اطلاق می شود.

به عبارت دیگر استرس از محیط فرد برانگیخته می شود و در واقع واکنش به منابع تولید کننده فشارروانی خارجی نام دارد که برابر با مفهوم استرس در فیزیک و الکتریسته می باشد. هلمز و راهه تلاش کرده اند که موقعیت استرس زا را با حوادث زندگی و نحوه برخورد افراد با این حوادث مشخص نمایند. بر طبق تحقیقات آنها حوادث استرس زای زندگی شامل یکسری موقعیت های متنوع زندگی مانند طلاق ، مرگ یک شخص مهم ، پیشرفت بیکاری و…. بوده اند .

2 مدل مبتنی بر پاسخ (سلیه 1، 1956)

این مدل تاکید بر روی پاسخ خاص ارگانیسم دارد. به عبارت دیگر پاسخ های خاصی هستند که انعکاس یک موقعیت را روی فردی که تحت فشار و استرس قرار دارد تعیین می کند ، یعنی براساس این مدل استرس را یک پاسخ خاص ارگانیسمی می دانند .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل موثر درافزایش قدرت

افرادی که بر مبنای این گرایش عمل می کنند ، مرکز خود را بر روی واکنش هایی قرار می دهند که توسط شخص ، نسبت به مقتضیات و تقاضاهای محیطی ایجاد شده است. این پاسخ ممکن است فیزیولوژیکی باشد ؛ مثلاً ضربان قلب شما سریع تر می شود و یا روانی باشد ؛ مثلاً احساس برانگیختگی در شما بوجود آید (کران ول ، ترجمه مهر آئین ، 1370، ص 15)

تحقیقاتی که براساس این مدل توسط سیله (پزشک اتریشی )مطرح گردیده است ، استرس را فقط یک متغیر وابسته می داند که تحت تاثیر متغیر مستقل قرار دارد. وی آزمایشاتی را بر روی جانوران انجام داد و دریافت که هر آنچه شرایط و مختصات محیطی بر روی جانور اعمال می کنند ، نظیر گرم و سرد شدن بیش از حد یا یک وضعیت خطرناک و تهدید کننده عکس العمل آنها یکسان خواهد بود ، وی این عکس العمل را «سندرم انطباق عمومی»نامید و معتقد بود که سندرم مشابهی نیز در مورد انسان ها وجود دارد (کران ول ، ترجمه مهر آئین ، 1370، ص 16)

در این مدل ، جریان پاسخ استرس در یک فرد ، که در معرض فشارزاهای مداوم قرار گرفته است طی سه مرحله مشخص  تحت عنوان «حالت سازگاری عمومی»صورت می گیرد. این سه مرحله شامل:  «هشدار ، مقاومت و از پا افتادگی»است. در مرحله هشدار ، بدن توسط

 

واکنش سیستم هورمونی عصبی حالت آماده به خود می گیرد و فرد آماده پاسخ گویی به عامل خطر ساز می شود. در مرحله مقاومت برخی علائم مرحله قبل برطرف می شود. مثلاً ضربان قلب طبیعی می شود ، تعداد تنفس به میزان اولیه اش می رسد و…. با ادامه اثر محرک خارجی ، فرد به مرحله سوم خواهد رفت . در مرحله از پا افتادگی ، مقاومت بدن از دست می رود و فرد بیمار می شود.

یکی از عیوب اساسی مدل سیله این است که صرفاً بع «پاسخ» توجه دارد و به «محرک» یا «فرد» و تعامل این سه عامل بر یکدیگر توجه نمی نماید.

 

 

 

1-Hans selye

امروزه پژوهشگران معتقدند که پاسخ ها و واکنش ها ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد ، این امر منجر به پیدایش دیدگاه در مورد استرس تحت عنوان تاثیر متقابل شده است .

مدل تاثیر متقابل یا تعاملی (لازاروس1 1966)

این مدل درک استرس رایک مرحله فراتر می برد. تاکنون افراد، در یک نقش کاملاً انفعالی در نظر گرفته می شدند و در برخورد با یک موقعیت بصورت اتوماتیک عمل می کردند، اما اخیراً پژوهشگران مشاهده کرده اند که افراد نقش فعالانه تری بعهده گرفته اند و نیازها و مقتضیات هر موقعیتی را مورد تامل قرار داده و توانایی خود را در اجابت آن مقتضیات ارزیابی می مایند.

مدل مذکور ، استرس رابه عنوان نتیجه ای از یک عدم توازن میان سطح افراد و توانایی آنها در اجابت نیازهای مزبور ، توصیف می کند.این مدل در نمودار (2-5) نشان داده شده اشت.

از ویژگی های بارز این مدل این است که به درک فرد از عامل تهدید کننده توجه خاصی دارد در واقع بعضی ویژگی های شخصیتی افراد که بعضاً ناشی از تجارب گذشته آنها می باشد ،

موجب می شود بعضی از وقایع تهدید کننده و مهم تر از وقایع دیگر به نظر برسند. در واقع

این مدل هم به نقش منفرد استرسورها و هم به ویژگی های فردی شخص و اثر متقابل این دو بریکدیگر توجه دارد.

-3-2-2 مدل تناسب شخص – محیط (مدل کاپلان ، 1998)

مدل تناسب شخص – محیط از جمله مدل های تعاملی است که بیان می کند : هنگامی که بین تقاضاهای کار و توانایی شخص برای اجابت تقاضاها اختلاف و فاصله وجود دارد یا بین نیازهای فرد و منابع محیط فاصله وجود دارد ، استرس ایجاد می شود . تقاضا ها شامل میزان کار و پیچیدگی شغل است ، نیازها شامل درآمد ، مشارکت در کار و تحقق ذات است ، منابع نیز به جو کار اشاره دارند مانند درآمد کافی برای ارضای نیازهای فرد.

براساس این مدل وقتی کار برای فرد خیلی سنگین یا پیچیده باشد و یا وقتی کار نتواند خواسته های فرد را برآورده سازد استرس رخ خواهد داد. این مدل بین نیازهای ذهنی شخص و محیط ، و نیازهایواقعی شخص و محیط تفاوت قائل می شود. تاکید مدل تناسب شخص – محیط بر ادراکات ذهنی مانند مدل سایکولوژی می باشد. یکی از مشکلات این مدل آن است که برای اثبات اینکه چه شرایط کاری واقعی منجر به استرس می شوند توانایی محدودی دارد. نقطه قوت این مدل ، تاکید آن بر نیازها جهت انعطاف پذیری و طراحی شغل و در نظر گرفتن کارکنان به عنوان افراد با توانایی های متفاوت انگیزه ها و ادراکات گوناگون است (بیکر و کارازک1 ، 2002 ص 422) .

1- Baker & Karazek

5-3-2-2 مدل کنترل – تقاضای شغل (مدل کارازک)

«این مدل اولین بار در سال 1976 توسط پروفسور کارازک و همکارانش ارائه گردید. مدل کنترل تقاضا بجای اینکه از ادراکات ذهنی کارمند ناشی شود ، برخاسته از ویژگی های کار است. این مدل ابراز می دارد که استرس ناشی از عدم تعادل بین تقاضاهای شغلی با میزان آزادی در تصمیم گیری (کنترل) بر روی کار است. به عبارت دیگر هر چه نیازهای کاری بیشتر و کنترل فرد بر روی کار کمتر باشد ، استرس شغلی بیشتر خواهد بود.

دامنه تصمیم گیری به دو مولفه بستگی دارد :

1-کنترل شخص بر تصمیم گیری یا اقتدار

2-سطح مهارت فرد

هر قدر کنترل فرد  بر روی کار بیشتر شود و مهارت هایش افزایش یابد میزان دامنه تصمیم گیری اش افزایش یافته و طبعاً مقدار استرس شغلی کاهش می یابد .

در این مدل فرضی بر آن است که ترکیب تقاضای زیاد و کنترل کم منجر به لسترس شود .  بنابراین برخی به آن ، مدل استرس شغلی نیز می گویند . نمودار شماره (2-6 ) این رابطه را نشان می دهد .

شکل(5-2 )

تقاضای کار ( سطح فعالیت )

بالا                   پایین

فعال استرس پایین
استرس بالا غیر فعال

 

 

 

سطح استرس

مشاغل با تقاضای زیاد و کنترل کم مانند پیشخدمتان ، متصدیان نمایش فیلم ویدئو استرس بالایی را تحمل می کنند . این ویژگی ها  عمدتاً در مشاغلی با تقسیم کار زیاد و مهارت زدایی وظایف یافت می شود .

نکته مهمی که در این مدل وجود دارد این است که  علاوه بر محور استرس محور دیگری به نام « محور فعالیت »  وجود دارد . هر گاه نیاز و تقاضای کار همزمان با افزایش کنترل فرد بر روی کار افزایش یابد ، فرد دچار استرس نخواهد شد بلکه فردی  فعال تبدیل می گردد و بر عکس اگر تقاضای کاری و کنترل بر روی کار همزمان کم باشد فرد غیر فعال خواهد شد .

نکته جالب دیگر آن است که دو محور فوق الذکر  یعنی محور فعالیت و محور استرس ، به طور غیر مستقیم  بر روی یکدیگر اثر می گذارند . به عنوان مثال زمانی که کاری غیر فعال باشد ، در طول زمان  منجر به کاهش کارآمدی و کاهش اعتماد به نفس خواهد شد و بدین ترتیب منجر به تقلیل قدرت تصمیم گیری فرد می شود و موجب افزایش استرس می گردد . بنابراین  کار غیر فعال در طول زمان می تواند منجر به استرس شود .

همچنین در این مدل فرضی بر این است که مشاغلی با تقاضاهای روانی زیاد و کنترل بالا منجر به ایجاد موقعیت  منجر به استرس شود .

اشکال مدل تقاضا – کنترل آن است که روابط اجتماعی در محیط کار را جزء عوامل فرعی بحساب می آورد . برخی از تحقیقات اپیدمیولوژیک اخیر روی استرس شغلی و ریسک فاکتور های قلبی عروقی ،  از مدل بسط یافته تقاضا – کنترل که شامل حمایت احتماعی هم می شود ، استفاده می کنند . مدل اخیر به عوامل فردی و سازمانی محیط کار نیز توجه نموده است
( بیکر و کارازک ، 2002 ، ص 423 ).

به هر حال کارازک پرسشنامه ای جهت سنجش میزان استرس شغلی بر اساس مدل نیاز
– کنترل طراحی نموده است که از جمله مشهور ترین  پرسشنامه های بررسی استرس شغلی
می باشد  و به عنوان پایه ای  برای ایجاد پرسشنامه های دیگر به کار می رود .

 

6-3-2-2 مدل عدم تعادل تلاش – پاداش ، سایگریست1 ( 1996)

در این مدل تلاش و کوشش ممکن است ناشی از عوامل  خارجی باشد مانند گرانباری شغل یا عوامل داخلی مانند نیاز به کنترل . این مدل بیشتر از مدل تقاضا – کنترل به عوامل اجتماعی  توجه می کند و تاکید بیشتری بر نگرش های افراد دارد . بر اساس این مدل پاداش می تواند

ناشی از سه منبع باشد : پول ، احترام و قدردانی . ثبات و امنیت شغلی به مدل ERI  توجه فزاینده ای شده است ، زیرا بگونه ای با تغییرات  در بازار کار مرتبط است  که در آن مشاغلی که نا امن است بطور متناوب بازسازی می شوند تا بتوانند با بازار جهانی  به رقابت برخیزند .

هر یک از مدل های  مذکور به جنبه های خاصی توجه نموده اند و همه جوانب  کار را در نظر نگرفته اند ( سایگریست ، 1996 ، ص 35) .