آموزه‌های اسلامی

دانلود پایان نامه

2-28-5-1. طبیعی، فطری یا الهی بودن خانواده در آموزه‌های دینی
نگرش کلی به نهاد خانواده بدین معنا که این نهاد با توجه به آموزه‌های دینی و معارف اسلامی، طبیعی، فطری و یا الهی است؟ تا در راستای پاسخ به آن بتوان از چیستی، چرایی، چگونگی و اهمیت آن سخن گفت.
در آموزه‌های اسلامی‌خانواده یک نهاد طبیعی-فطری-الهی است و پرداختن به آن در ابتدا به‌عنوان یک «نهاد طبیعی» در ادامه یک «نهاد فطری» در نهایت یک «نهاد الهی» پرداختن به اصلی‌ترین و عالی‌ترین نقطه در حیات انسآن هاست؛
نخست آن‌که طبیعی است چون با اصل تکوین و طبیعت آدمی ‌به‌ عنوان یک مخلوق همچون سایر مخلوقات سازگار است.
عالم بر مدار زوجیت کمال خود را می‌یابد. زوجیت در تمامی ‌موجودات عالم وجود دارد و برای تولید مثل و ادامه زندگی بشر لازم است. وَمِنْ کُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون (ذاریات49) وقتی از زوجیت موجودات صحبت می‌شود فقط مقصود انسان نیست بلکه تمام موجودات (اعم از اسمان و زمین و باران و ابر و گیاه و…) را شامل می‌شود. سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْازْواجَ کُلَّ‌ها مِمَّا تُنْبِتُ الْارْضُ وَمِنْ انْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یعْلَمُون (یس، 36)
از دسته‌بندی و بررسی آیات فوق متوجه می‌شویم که گاهی سخن از زوجیت میوه‌هاست. در مرتبه بعد زوجیت گیاهان، در گام بالاتر، از زوجیت چیز‌های که انسان‌ها نمی‌دانند و پس از آن سخن از زوجیت همه اشیای جهان است. یکی از اهداف مهم با دقت در ادامه آیات بیان زوجیت، تذکر نشانه‌های الهی و به کار انداختن اندیشه انسان است .
توجه به موارد مطرح شده در نگاهی کلی می‌توان از خلق زوجیت (انَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَینِ الذَّکَرَ وَ الْانْثى‏) (نجم، 45) و قانون هدایت عامه (کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) (طه، 50) به این بینش دست یافت که عامل زوجیت از مصادیق هدایت پس از خلقت به سمت کمال می‌باشد.
کلمه زوج به معنای چیزی است که فرد نباشد و بر مجموع هر دو امری که میانشان ازدواج است اطلاق می‌شود هم چنان که بر یکی از آن دو نیز اطلاق می‌گردد. (طباطبایی، ج7، 1374) گاه نیز به هر یک از دو قرین هم نر و هم ماده در حیوانات زوج می‌گویند و در غیر حیوانات هم به قرین، زوج گفته می‌شود مثلا می‌گویند یک جفت چکمه، یک جفت قالی و امثال آن و نیز به هر چیزی که با مماثل و یا با ضد خودش جمع شده باشد زوج می‌گویند سپس می‌گوید خدای تعالی که فرموده خَلَقنا الزَّوْجَینِ، این معنا را بیان کرده که تمامی‌آن‌چه در عالم است زوج است چون یا ضدی دارد که گفتیم ضد هرچیزی را هم زوج می‌گویند و یا مثلی دارد که آن نیز زوج است و یا با چیزی ترکیب یافته که ترکیب هم نوعی زوجیت است. بلکه اصلا در عالم چیزی نیست که به هیچ وجه ترکیب در آن نباشد و بنا به گفته او زوجیت زوج عبارت است از اینکه امر وجود یافتن محتاج به تالف و ترکب باشد به همین جهت به هر یک از دو قرین البته از آن جهت‌که قرین است زوج می‌گویند. مثلا به یک یک دو عدد قالی که قرین هم‌اند زوج می‌گویند چون احتیاج به آن لنگه دیگرش دارد و نیز به هر دو قرین زوج می‌گویند به خاطر اینکه در جفت بودن هر دو محتاج هم اند. پس زوج بودن اشیا عبارت شد از مقارنه بعضی با بعضی دیگر برای نتیجه دادن یک شی سوم و یا برای اینکه از ترکیب دو چیز درست شده. (راغب اصفهانی، 1412، ماده زوج)
با توجه معنای فوق و مفاهیم دیگر، زوج در لغت به معنای زیر می‌آید:
الف) در حیوانات به هر کدام از نر و ماده‌ای که قرینه یکدیگرند زوج می‌گویند.
ب) در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیز قرینه همدیگر (مثل یک لنگه کفش) زوج گویند.
ج) به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و مشابه آن باشد زوج گویند.
د) به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و متضاد آن باشد زوج گویند.
و در واقع زوجیت فراهم آمدن ابزار و لوازم آن می‌باشد.
بنای کامل عالم بر اراده و اشتیاق تکوینی است که در ذات همه‌ی پدیده‌ها برای حرکت از نقص به سوی کمال نهاده شده است. رَبُّنَا الَّذی اعْطى‏ کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (طه، 50) یعنی خداوند ابتدا به رحمت خود عالم را خلق کرده پس به حکمت خود به سمت کمال شان هدایت نمود. و برای تحقق این امر قطعی، ابزار و لوازم آن‌را فراهم فرموده که یکی از ابزار‌های آن زوجیت است. وَ مِنْ کُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ (ذاریات، 49) و انسان که اشرف مخلوقات است بدیهی است که زوجیت او هم، اشرف همه‌ی زوجیت‌های عالم می‌باشد. فلذا برای زوجیت انسان، ادب و ادابی است که سزاوار شرافت انسانی است. و این چنین است که عالم، بر مدار زوجیت، کمال خود را می‌یابد و چون انسان مورد کرامت ویژه خالق قرار گرفته، زوجیت او نیز سزاوار شرافت خاص می‌باشد.
دوم اینکه فطری است؛ زیرا با نیاز‌های فطری انسان تناسب دارد. فرد انسان دو محرکه اصیل برای همه‌ی فعالیت‌هایش دارد که ابن سینا از آن به عنوان مبادی حرکت آدمی ‌یاد کرده و معتقد است مبادی حرکت انسان عشق عفیف و فکر لطیف است. عشق عفیف بارقه‌ی قلبی است، که نازل شده و سطح ابتدایی آن جذبه‌ای است که بین زن و مرد ایجاد می‌شود عمق می‌یابد و بقا می‌جوید.
خداوند که خود خالق انسان و نیاز‌ها و تمایلات انسانی است می‌داند که سَرِآن جذبه سرَّی در کمالات آدمی‌ دارد از این روی آن را بی پاسخ نگذاشته و در جوابی بنام تشکیل خانواده بدان سامان و سلامت داده است و اگر در این حلقات به درستی نگریسته شود هر مرحله قبل پاسخ و کمالش در مرحله بعدی یافت می‌شود. میل آدمی‌به جنس مخالف او را به پاسخ ازدواج نیازمند می‌کند و سپس نیاز دیگری بنام میل به بقا در او جوانه می‌زند. و بقا او را متقاعد و بلکه متمایل می‌کند که چیزی از جنس خود بنام فرزند پیدا کند. فلذا خانواده پاسخ این نیاز است. و چون شریعت عالی‌ترین بخش آموزه‌‌هایش، درس‌آموزی در این حوزه است تا هم «انسان» تولد یابد و هم «انسانیت» به تعالی برسد، پاسخ به این دو نیاز فطری، نهاد خانواده را می‌طلبد.
سوم اینکه الهی ست یعنی در معارف دین، برای تشکیل و بنا، تحکیم و بقای آن به سان بسیار دیگر از مسائل تربیتی برنامه‌هایی ارائه گردیده است. دین با دو ویژگی توامان ثبات و پویایی، پاسخ گوی نیاز‌های فرد و جامعه در زمینه‌ی هدایت انسان به سوی ساحت ربوبی است (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390) معارف دینی مجموعه‌ای است نظام‌مند، جامع نگر (نسبت به همه‌ی امور مربوط به هدایت آدمی)، با تلفیق منظومه‌ای از حیات بشر- یعنی تجزیه و تحلیل همه‌ی مولفه‌ها و اجزای حیات فردی و جمعی انسان در نسبت با یکدیگر و تبیین کل زندگی به‌عنوان یک مجموعه‌ی هدفمند- متکی بر اجتهاد (فهم روشمند از منابع معتبر دینی یعنی کتاب، سنت و عقل، که نه‌تنها استنباط گزاره‌های تکلیفی در حوزه فقه و اخلاق فردی و جمعی بلکه شناخت و تبین نظام معارف دینی در شوون اصلی حیات بشر را بر عهده دارد)، پایا (دارای عناصری ثابت و جاودان) و در عین حال پویا (قابل تحول براساس تکامل پذیری روش‌شناسی اجتهاد)، هماهنگ با فطرت (معرفت و گرایش ربوبی سرشته در وجود انسان) و متکی بر احکام قاطع و روشن عقل نظری و عقل عملی (به عنوان حجت باطنی) بهره‌مند از عقل استکشافی (در مقام استخراج و استنباط روشمند از منابع و حیانی) و هدایت کننده‌ی عقل ابزاری (به‌عنوان قوه‌ی برای یافتن شیوه‌های بندگی خداوند و توسعه آن به زوایای زندگی بشر) می‌باشد. (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390)
بنابر الهی بودن این نهاد، آموزه‌های دینی برترین منبع برای بدست آوردن صفات و ویژگی‌‌های ساختاری تشکیل خانواده است. شارع مقدس، برای ایجاد و بقای خانواده، قوانین خاصی را وضع نموده تا هم مشروعیت و هم مطلوبیت یابد.
2-29. الگو‌های جایگزین خانواده
در برابر ساختار رایج تشکیل خانواده، برخی الگو‌های مختلف در بخش تشکیل و برخی در برابر اصل نظام خانواده به وجود آمده که ذیلا به معدودی از آن‌ها اشاره می‌گردد.
همراه با آزادی وسیع روابط بین زن و مرد که در دهه‌های گذشته در جوامع پدید آمده، انواع دیگری از الگو‌ها به‌عنوان خانواده، رواج یافته است که به برخی اشاره میگردد.
2-29-1. همخانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کارشناسی ارشد